۱۵ پاسخ

ای کاش بچه ها نیدونستن که هر لقمه غذایی که قورت میدن یه جون به جونای ما اضافه میشه انقد لذت میبیربم ما مامانا 🥲
عزییییزم لبخند رضایت از کاراشو ببین تو رو خدا😄😄😄😄😄

عزیزم بچه هاهمینن دیگه منم گاهی وختا از جونم سیر میشم حسااابی🥴

پسر من میخوره بازم وزنش ثابته
از‌اول بد غذا نبود
از شش ماهگی‌ همه چیو‌گذاشتم دم‌دستش خودش میخورد میپاشید کثیف میکرد
۱ سالگی سر سفره و‌میز مینشست با قاشق میخورد
الانم فقط شیر برنج نمیخوره یچیزای اینجوری شفته باشن شعله زرد اینا

هر بچه ای یجوری آدمو حرص میدن بچه شما با غذا نخوردن ماهورای ما با اذیت کاری و شیطنت😂😂 انقدر شیطونه که نگو در این حد بگم چند وقت پیش لردمش دسشویی تا سرمو اینوری کردم از روشویی آویزون شده بود میخام تاب بازی کنم😐😐🤣🤣

منم همینجوریم باباش ماشالله انقده میخوره میترکه سر ناهار یکم خورد اونم اوق زد همرو بالا آورد باباش یه پاکت ابمیوه داد گفتم نده میگه ناهارو دیرتر بدا خب خستم میخواستم بدم برم بخوابم هر بچه ای میبینم میگم ماشالله چه خوب همه چی میخوره پسر من بزور تا چن روز گشته باشه نمیگه نون خالی میخوره نمیدونم کی درست میشن انقده امروز جیغ زدم گفتم یا منو بگیره یا تورو خدا منو ببخشه کفر گفتم🥲🥲🥲

باز دختر شما رو نموداره پسر من هم وزنش پایینه هم قدش کوتاه مونده از سرزنش های اطرافیان و خانواده همسرم داغون شدم همه منو مقصر میدونن من بدبخت از اول نوزادی تا الان پیر شدم اما کسی حالیش نیست

چرا؟ چیکار میکنه؟ نمیخوره؟ سخت میخوره؟ کثیف‌کاری میکنه؟

وای وای از این بد غذایی 😮‍💨من ک دارم دیوونه میشم دستش

مامان خودتو پرت کن پایین😂😂😂😂
جوجههههه حالا قیافشو ببین بعد حموم😍😘

فقط مایی که بچه بد غذا داریم میفهمیم چی میگی عزیزم🫠 من بعد حین غذا دادن گیسو نفسام به شمار میفته از حرص

با تموم وجودم درک میکنم چی مییگین🫠🫠🫠دختر من بعد هر وعده غذا میگه مامان ببخشید نخوردم
اخه گرسنم نمیشه

حالا باز شما میگی نمیخوره، پسر من ماشالله میخوره و وزنش از 18 ماهگی تکون نخورده ،آزمایششم اوکی بود خداراشکر
اصلا موندم کجا میره اینایی ک میخوره 🤐
ولی وای نگم از دخترم، الان 8 سالشه
از اول بدغذا تا همین الانش 😩

الان هفت ماهه از دوسالگیش وزنش۱۱۷۰۰
تازه مریض شد کم شد. ب زور رسوندم۱۱۷۰۰مجدد

سلام عزیزم
من روزی دوبار ب مرز جنون و خودکشی میرسم
وقت نهار وشام السا
صبحانه باز یکم میل داره

واسه چی مگه چیشده

سوال های مرتبط

مامان نلین مامان نلین ۳ سالگی
یادمه اون موقع ها که باردار بودم و پر از استرس و همش در حال دعا کردن و قرآن خوندن بودم که نلینم صحیح و سالم به دنیا بیاد این متن رو نمیدونم کجا خوندم نوشته بود
یادته تازه مادر شده بودیی به سختی می خوابیدیی وقت نمی کردیی غذا بخوریی....
حالا مادری هستی که دو مدل غذا برای شام می پزیی...
در حالیکه فرزندت را هم داریی سرگرم می کنی...
چرا فقط بزرگ شدن بچه هامون رو جشن می گیریم ...
باید برای رشد خودمون هم جشن بگیریم....
امروز دقیقا مادری هستم که در حال فروپاشی روحی جسمی هستم فشار پایین و بدنم بدجوری امروز خالی کرده منتظرم بابای نلین بیاد برم آمپول بزنم... با اینحال سر ظهر نلین گفت بریم بیرون گفتم باشه بردمش بیرون یکم چرخید سر راهمون گفت بریم پارک بردمش ولی گفتم فقط تاپ بشین چون حال مامان خوب نیست بچم گفت باشه یکم تابش دادم دیدم دیگه بدنم رمق نداره گفتم بسه بریم خونه نلین میگه بابا بیاد منو بیاره پارک تو خونه استراحت کن حالت خوب بشه ای خدایا هزاران بار شکر بابت وجود نلین مهربونم
اینم قیافه خسته و داغون من چطورید مامانها چکارا می کنید؟
مامان 🪷متینا🪷 مامان 🪷متینا🪷 ۲ سالگی
سلام مامانا
یه مسئله ای هست که من بت شدت درگیرش شدم
اونم اینه که خیلی زود عصبی میشم و از کوره در میرم
خیلی زیاااااد
از صبح با خودم میگم که با بچه دعوا نکن مهم نیست ولش کن ولی از غروب به بعد انگار دیگ نمی تونم حتی یک ثانیه نه کاراشو تحمل کنم نه خودشو
بعد از ظهری یک ساعت و ربع خوابید از یه ربع به یازده اومدیم بخوابیم الان تازه خوابیده!!!!
همش لجبازی و اذیت
پدرم رو درآورده
من و همسرم دو دقیقه نمی تونیم باهم حرف بزین
با هم باشیم
هیچی و هیچی
با این مدل خوابیدنش هم دیگ رابطه درست درمونی هم نداریم
همش یا دارم جیغ میزنم یا دعوا می کنم یا بد بیراه می گم
بگم دلم می خواد ریز ریزش کنم دروغ نگفتم
قبلا اینجوری نبودم
اصلا همچین دیدی نسبت به بچه داری نداشتم
خانواده آرومی هم دارم یعنی تو دعوا و سر و صدا بزرگ نشدم
اصلا واقعا داغونم داغوووووون
همش می ترسم آسیب بزنم بهش
اینم یه لجباز و پرویی که دومی نداره
چنان اعلام استقلال کرده داره منو داغون می کنه
از حموم اومده بیرون چه قدر با من لجبازی که خودم پوشک بپوشم
خوووودم
شام همبرگر داشتیم دلتون نخواد البته
خودم بخورم تو اصلا دست نزن به من
نتیجه اش این شد همش متلاشی شد روی فرش سفید…..
ازین جور کارا الیییی ماشاءالله
از صبح که چشمش رو باز می کنه
هر کاری رو هم چهل بار باید بگی شیرت رو بخور شیرت رو بخور حالا خودش منو کشته که بهم شیر بده
هی انگشت کنه تو سر و صورت من انگشتشو کنه تو دماغم دستمو بکنه دهنش که ناخونمو بجوه….همش اصلا مهم نیست ولی منو داره له می کنه روزی صد بار بهش باید بگم نکن
از کنار دستم جم نمی خوره فقط مامان باید بخوابونه فقط مامان غذا بده که منو از حرص به مرض مالیخولیا برسونه
چی کاااااار کنم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 مامان دوقلو ها،🐣🫀🐣 ۲ سالگی
مامان های عزیز خواهش می‌کنم جواب بدین رد نشین بچه های من تو پوشک هستن و من هنوز نتونستم از پوشک بگیرم خیلی سعی کردم ولی نشد پوشک شب شون خیس میشه هر روز و صبح ها هم پی پی می کنن بعد بیدار شدن و من سعی کردم اول به دخترم یاد بدم و ببینم می تونه یا نه ۱۰ روز روش کار کردم ولی نشد جیشش رو کلا خودم می بردم و پی پی هم اصلا نمی کرد و آنقدر نگه می داشت یبوست شدید می شد و نه تو پوشک نه تو دستشویی نمی تونست بکنه حالا من شکمش رو که گلاب و برگه خشک زرد آلو این ها دادم باز شد و اسهال شد سه روز دخترم اسهال شد و کلی گریه کرد و من تو دستشویی پی پی نمی کنم و پوشک بیار فقط تو پوشک پی پی کرد اون سه روز اسهال رو و کلیم پوشک رفت و همش تو سرویس بهداشتی بودیم نمی دونستم دخترم رو ببرم و بیارم یا پوشک پسرمم عوض کنم اصلا دخترم توجه نمی کرد که من چی میگم خیلی بهش توضیح می دادم هم من و هم باباش ولی بی فایده بود مشکل حالا جیش نیست مشکلم اینکه چرا دی پی رو اون همه تو شکم نگه می داره که آخر سر یبوست شدید بشه می ترسم ادامه بدم به روده هاش آسیب بزنه می یام تو گهواره میبینم بچه های کوچیک از بچه های من رو از پوشک گرفتن که چرا من نمی تونم مشکل ما چیه بچه مردم باهوش و زرنگه بچه ای من تنبله یا من تنبلم من خیلی وقت سعی کردم بهشون یاد بدم ولی همکاری صفر و فقط بازی گوشی می کنن من چیکار کنم شما بگین الان هر دوتاش تو پوشک هستن اعصابم نکشید به کار های دخترم منم پوشک کردم حالا یه مدت هم بگذره