سلام خانما.من چرا اینطوری شدم همش دارم دعوا راه میندازم باشوهرم انگاری بلند نیستم چطوری دلخوریمو برسونم. وقتی میریم مهمونی همش دارم اطراف رو چک میکنم ببینم کی داره نگاهش میکنه یا به حرف کی میخنده.حس میکنم خودشم از نگاه هام متوجه شده اخی خیلی میخکوب نگاهش میکنم .تا یکی باهاش حرف بزنه دلم میلرزه میگم چرا باخنده جوابشو داد.بعضی وقتا فک میکنم دوست داشتن زیاد هم خوب نیست .و واقعا عاشقشم.و این داره ادیتم میکنه..
دیروز ازش خواستم بریم خرید گفت باشه تا چند دقیقه دیگه میایم دنبالت منم تند رفتم که اماده شم.دوباره زنگ زد که نه زن داداشم گفته اونجا نرید من یه جا دیگه میشناسم میریم اونجا دیگه امروز نمیریم فردا میریم.منم دیگه پشت گوشی یخ زدم بخدا .گوشی رو قط کردم و زدم زیر گریه اخه به اونچه ما میخوایم کجا بریم.دیگه طاقت نیاوردیم شبش به روش اومردم که از این موضع ناراحتم.خیلی بیتفاوت جواب داد که خب مگه چیه لابد اونجا قیمتاش مناسب تره.. بنطرتون همه چی عادیه یا من زیادی حساسم؟؟؟؟

۹ پاسخ

زیادی حساس شدی خواهر اخرشم کار میدی دست خودت
وشوهرت از این موضوع سواستفاده میکنه
باید یجوری نشون بدی ک اون دنبال تو باشه ن تو دنبال اون
درکل باید تحت نظرش بگیری ولی نشون ندی ک روش حساسی

به قول خومان خانوگمانی کنیشکه
هر خاس نیه اوه
اویت نخوشین لت

بخاطر هورمونات گلم‌نگران نباش بهتر میشی

خبلیی
حساس
شدی گلم
انجوری
شوعرت
ازت
سزد میشع
مواظب
زنذگیت
ورفتارت
یاش
گلم

زیادی حساسی من ب شخصه ب شوهرم حسادت نمیکنم بگه بخنده اصلا ولی رابطه شوهرم بازن داداش ازخواهرش صمیمی تره حتی یه بارم نشده حسودی کنم یابدب دلم راه بدم شایدبخاطر بارداریته گلم اگه قبلا اینجوری نبودی مردا دوست ندارن خفشه ون کنی خسته میشن زود دیدی بعضی مردا میگن کاش هیچ وقت زن نمیگرفتیم خداروشکر شوهرم حتی ب شوخی هم هیچ وقت نگفته

زیادی حساسی ولی اینکه به حرف جاریت حساس شدی حساسیت زیاد نیس و حق داشتی ولی جور دیگه میگفتی که اون چرا باید بدونه ما میریم اونجا کاری به اون ندارم تو چرا گفتی

نه عزیزم زیاد حساس شدی انقدر شکاک نباش....تو باید از شوهرت مطمعن باشی واگرنه یکی بیاد به شوهرت پیشنهاد دوستی بده میخوای خودتو نابود کنی؟؟ شوهرت باید به اون طرف بدونه چطور رفتار کنه

بنظرم زیادی حساسی

زیادی حساسی

سوال های مرتبط