پسر منم چهارسالشه پیش خودمون میخابه
مال ماهم با فاصله
قبل خاب هم خودم یکم بغلش میکنم حرفای خوب میزنم
راحت میخابه
بزرگترین ترس و چالش ک از اول دنیا اومدنش دارم همین جدا کردن جاشه
حس خفگی بهم میده میخام دق کنم
حس اینک من اینجا باشم اون تو اتاق دیونم میکنه
همش میگم منی ک تا صبح ده بار بیدار میشم پتو و مدل خابشو چک میکنم چجوری بزارم تنها بخابه
یا حس اینک تنها تو اتاق باشه یهو تصف شب بیدار شه ببینی تنهاس چی وای خدا
ببخش نتونستم کمکت کنم بیشتر درد ودلم اومد💔😅
عزیزم ببرش تو اتاق خودش یه چراغ خواب واسش بزن کنارش بمون بوسش کن بغلش کن قصه براش بخون بعد اون چیزی رو که خیلی دوست داره براش بگیر بزار زیر بالشتش صبح که پاشد بگو نگاه مامانی فرشته ها واست چی اوردن چون تنها خوابیدی
منم دخترم ۳ ماهه دیگه ۵ سالش میشه همچنان کنار ما میخوابه به قول شما انقدر شب باید کمرش رو ناز کنم تا بخوابه منم نتونستم جداش کنم وقتی میبرمش تو اتاق دیوونه م میکنه یهو میبینی تا ۳ بیداره نمیخوابه ولی پیش خودمون یه کم دست میکشم با کمرش میخوابه
دختر من ۸ سال و نیمشه همین مشکل رو داریم از کلاس اول جدا میخوابید اما موقع جنگ آوردیمش پیش خودمون که خیالمون راحت باشه و حالا دیگه نمیره سه تایی باید رو تخت بخوابیم و جا تنگه منم احساس خفگی میکنم
هیچوقت هیچ اصراری به جدا کردن جاخواب بچم نداشتم ... تا هروقت دلش بخواد میتونه بغل مامانش بخوابه ... میدونم وقتش که برسه حتی اگه من بخوام هم اون دیگه نمیاد ، پسرم نه دچار بلوغ زودرس شده نه هیچ چیزی و الان یک سال میشه که خودش با وجد و اشتیاق تو اتاقش میخوابه...
و منی که دخترم ۷ سالشه جدا نمیخوابه تازه قبول هم نداره برم بخوابونمش بعد برم سرجای خودم باید تا اخر کنارش بخوابم بیدار بشه ببینه من نیستم ناراحت میشه میگه میترسم ما هم خیلی سخته برامون چالش سختی شده
منم هرکارمیکنم نمیشه وحشت داره از تنهایی
ترس از جدایی داره
ازوقتی فهمیده باردارم اینجور شده ها
نمیدونم شاید میترسه دیگه دوسش نداشته باشیم 😢
بچه از۶ماهگی بایدجدابخوابه که ما اون موقع دلمون میسوزه بعدکه بزرگ میشه مثل چی گیرمیکنیم و دیگه بقیه ماجرا.منم دخترم ۹سالشه اصلا نمیتونه ازم جدابشه
میگن بهترین کار اینه پدرمادربرن اتاقش کم کم جاشونو دورتر کنن از اتاق
بچه منم ۴سالشه همین الان داریم باهاش بحث میکنیم بره اتاقش نمیره
بچه رو از سن پایین جدا کنی خیلی راحته،فقط واسه مادر سخته ،من شب تا صبح ده بار بهش سر میزدم،ولی ترجیح میدادم جدا بخوابه که بد عادت نشه که خدارو شکر الان چهار سال و نیمشه و بعد ازیکسالگی که تخت کنار مادر دیگه جا نشد رفت توی اتاقش،البته قبل از یکسالگی هم توی روزا توی اتاق خودش می خوابوندمش که فضا واسش غریبه نباشه،شاید واسه نی نی بعدی به دردتون بخوره
من ک کلا دلم نمیاد جداکنم تاصب صدفه پامیشع یا من پامیشم چکش میکنم روسو میکشم
عزیزم به نظرم بزار این یکی هم دنیا بیاد یکم ک بزرگتر شد دوتاشون و ببر تو اتاق جدا. من که میخوام همین کار و بکنم آخه میگم اگه الان این و جدا بخوابونم بعد اون یکی پیش خودمون باشه هم حسودیش میشه هم خودم دلم میسوزه ک تنهاست
پسر من تا ۱۱ سالگی کنار ما میخوابید ، الانم ماهی یک شب میاد بغلم ، من اصلا اذیتش نمیکنم چون میدونم از سال دیگه ، دیگهههه پیشم نمیخوابه ، پس خودم لذت میبرم و میدونم دلم تنگ میشه واسه بغلاش❤️🥲
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.