۹ پاسخ

ببرش دکتر زنان یا اطفال بهش توضیحات بده از روی ندونستن این حرفارو میزنه

ومنی ک شوهرم میگه شیرخودتو نده ب خودت برس بچه باشیرخشک هم قشنگ بزرگ میشه اما نمی‌خوام خانومم ک تاابد قرارع همرام باشه شکسته یا ضعیف بشه دورش بگردم خیلی هوامو داره

شوهر من انگار ده تا شکم زاییده وبزرگ کرده تو دارو دادن به بچه هم نظر میده همین روزاس که بکشمش برم حبسش وبکشم

عزیزم بقال سرکوچه نیست که ،از نظر دادنش ناراحت بشی بچه اشه هااا،اونم نگرانشه،راست میگه باید سینه تو بدی میک بزنه انشاالله دیگه شیرت میاد

واقعا این حرف زدنا نمیزاره آدم به بچش با آرامش برسه. من سر بچه اولم شیر نداشتم مادرشوهرم میگفت چرا شیر نداری باید داشته باشی. شوهرم میدید خیلی حرف میزنه میگفت فدای سرت رفتم شیر خشک آوردم دادم بهش دیگه سینمو ندادم. الانم اینو. شوهرم میگه اگه نخوره خودتو اذیت نکن شیر خشک میدیم . به شوهرت بگو مگه مادرشوهری اینجوری حرف میزنی

واس تو فقط شوهرت اینجوری میگه ولس من مادرشوهرم پدرشوهرم فقط شوهرم چیزی نمیگه چون میبینه ک شیر میدم بچه اس گریه میکنه

شوهر منم اوایلش همینطوری بود خیلی رو اعصاب بود با همه دعوا داشت
بعدش فهمیدیم افسردگی گرفته دوتامون درست میشه سعی کن بیخیال بشی

ول کن عزیزم اینا چه میدونن از مهرمادری چطور شیرتو خشک کردی ک ب خودت سختی ندی اگه شیرخشکی بشع سختی دارع ن سینه

شوهرم‌ منم گوه زیاد میخوره محلش نمیزارم بچم سینه نمیگیره خب چیکارش کنم شیرخشک بهش میدم

سوال های مرتبط

مامان آقا پسر🩵 مامان آقا پسر🩵 ۱۰ ماهگی
من واقعا چیکار کنم؟
مامانم طاقت گریه های بچمو نداره، تا بچه شروع میکنه گریه کردن، سریع بلند میشه براش شیر خشک درست میکنه میگه بچه گشنس...من فقط روز اول تونستم به بچه شیر بدم از سینه، چونکه سینم زخم شد بچه دیگه سینمو نمیگیره مجبورم با کلی سختی بدوشمش(الان دیگ زخم نیستا ولی نمیخوره)، من نمیتونم تا آخر شیردهی همش بدوشم که..مامانم نمیزاره اصلا با روش خودم پیش برم، من خودم باشم میزارم یکم گریه کنه ولی کم کم باز سینمو بگیره..تازه الان ک زردی گرفته مامانم میگه بزار شیرخشک بخوره وزنش هم پایین نمیاد‌‌..میگه شیر آغوزتو بدوش نگه داریمش، بقیه شیر رو بدوش بریز دور فعلا تا زردیش تموم شه...
مامانم سن وسالی نداره ها، چونکه سر ابجیای خودمم همه سر شیرخشک دادنش به ابجیام اذیتش کردن الان به اینکه کسی به شیرخشک دادن گیر بده گارد میگیره..خیلیی دوسش دارم دلم نمیخواد چیزی بهش بگم چونکه خیلی داره زحمت میکشه برامون ناراحت میشه..ولی شوهرمم اونور هی میگه اینقد شیرخشک نده به بچه شیرخودتو بده با زور هم شده...بخدا خیلی اعصابم خورده بخاطر این بدقلقی بچم