از دیروز دخترمو از شیر گرفتم
فکر میکردم خیلی خیلی خیلی سخت باشه و یجورایی فوبیا شده بود برام
میگفتم چجوری ارومش کنم چیکار کنم وقتی جیغ زد
چیکار کنم وقتی جیجی خواست
چون دختر من به شدت وابسته بود جوری که اگه یه لحظه منو بیکار میدید خودشو مینداخت روم و شروع میکرد به خوردن انقدر میخورد که زخم میشد دیگه حالم بد میشد
دیروز ساعت ۵ بعداز ظهر بهش شیر دادم برای اخرین بار و دیگه ندادم
تاساعت ۸.۹ که سرگرمش میکردم ولی دیگه اونموقع شیر خواست و لباسمو میداد بالا گریه میکرد میگفت جیجی
من سینه هامو چسب برق زدم و نشونش دادم گفتم نگا مامان اوووف شده هم دید یه بغضی کرد و گریه کرد
سریع باز سرگرمش کردم توپ اوردم ۳ تایی بازی کردیم
از وقتی دید دیگه نگفت جیجی و خیلی راحت با این قضیه کنار اومد
فقط من دلم خیلی میسوزه براش
اخر شب ولی گریه میکرد چون امکان نداش بدون شیر بخوابه نمیگفت جیجی ولی خیلی بی تاب بود من میفهمیدم براچی
تا ۲ نخوابید گذاشتم رو پام فایده نداشت باباش بغلش کرد یکم گریه کرد کمکم اروم شد ودراز کشید خودش خوابید
ساعت ۴و ۶ و۸ ونیم صبح بلند شد مینشست گریه میکرد براش اب میاوردم یکم‌میخورد اروم نمیشد تو پتو گذاشتیمش یک دونه تابش میدادیم خوابش میبرد
امروز هم از صبح یکبار گفت جیجی نشونش دادم دیگه هیچی نگفت و رفت
الان هم فقط کلشو کردن تو یقه لباسم دید باز چیزی نگفت
موقع خواب که میشه فقط یکم گریه میکنه
و تو بغل من اروم‌نمیشه شاید بخاطر اون بوی مادرانه و جیجی هامو دست میزنه
الان دادم بغل باباش بعد ۲.۳ دیقه خوابش برد
این از تجربه من تا اینجا خیلی بهتر از اون چیزی بود که فک میکردم
امیدوارم از این به بعدش هم خوب باشه
بماند به یادگار1404.11.17
۱سال و ۹ ماه و ۲۶روز❤🌱
عکس مال الان
فرزندپروی
شیردهی

تصویر
۹ پاسخ

عزیز خاله قربونت برم امروز همش تو فکرت بودم خوب بخوابی خاله جون

پسر من با یقه اسکی بخابونم خیس عرق میشه اصلا نباید گردنش بسته باشه خوبه با این لباس میخابه


دست راستت تو سرم من خواهر خدا کنه منم بتونم راحت بگیرم
من قبلا چسب زدم که ندم بعد کندم دیگه فک منم فهمیده که میشه کند شاید باور نکنه و گریه کنه بخاد

دقیقامنم پسرم خیلی وابسته ب شیربود.ولی پسرمن ازچسب این چیانترسید.مجبورشدم یکمی فلفلیش کردم هم زدزبونش سوخت دیگه سمتم نیومدخودش میگفت اه اه .شبام ک بیدارمیشه فقط میادتوبغلم میخابه درخاست شیرنمیکنه😂

ای خدای من خداروشکر از منم خیلی راحت گرفته شد البته پسر من شیرخشکی
من یدفعه آنو ینی همون پستونکش هم ازش گرفتم ولی فعلا شیر شب قطع نکردم شبا موقع خواب بهش شیر میدم

عزیزم خیلی مظلومند.دخترمنم همینجوربودشباخیلی اذیت میکردبغل بابا میخوابید

ای جانم بازم خداروشکر که تونستی ...کم هنوز جرات نمیکنم از عکس العملش میترسم🤦🤦

شیرپاستوریزه ک بده.منم امروزپنج روزه ازشیرگرفتم.اخرشباک میخادبخابه یکم شیرپاستوریزه میریزم براش میخوره میخابه.

کاش منم بتونم بگیرمش فوبیا دارم

چ‌دخمل نازی

سوال های مرتبط

مامان کایلین مامان کایلین ۲ سالگی
امشب شب سوم ترکه و باید بگم اونقدرها هم سخت نیست
من از دو سه هفته قبل زمزمه های رفتن و خراب شدن و تموم شدن جی جی رو آغاز کرده بودم و چون طبق معمول خورد زمین به طور کامل با مفهوم اوخ شدن و چسب زخم زدن آشنا شد
روز اول صبح پاشد خیلی عادی شیر مفصل خورد و یهو به خودم گفتم بسه دیگه هدی درسته که تنهایی و باباش سفره و دورن خانوادت اما قورباغه‌ت رو قورت بده
به همین دلیل یه چسب زخم برداشتم و ضربدری روی جیجی ها زدم و بعد صبحونه بهش نشون دادم و گفتم مامان جیجی اوخ شده و نمیتونیم ازش استفاده کنیم باهاش بوس و بای بای کرد و رفتیم خانه بازی
روشم بسیار بدوی بود اما واقعا چاره ای روش تدریجی رو چند روز انجام دادم اما تو همون قسمت صبح متوقف شدیم چون به قدری بعدش شیر میخورد و کلا وصل بود به جیجی که خیلی اوضاع داغون تر شد
خلاصه بعدش یه کم بی قراری کرد و بد اخلاق شد بخصوص عصرا اوضاع بعد خواب بعدظهرش قرمز میشد ولی خب میشد سپریش کردیم یعنی نمیدونم تاب آوری و به کتف گیری من زیاد شدت یا کایلین خوب کنار اومد
اشتهاش هم بهتر شده یعنی مشخص شد این بچه به خاطر شیر زیاد خوردن غذا نمیخورد
موقع خواب هم چون با جیجی میخوابید موقتا رو پا خوابوندن جایگزین شده
وقتایی هم که شب بیدار میشه با آب و نوازش و اطمینان از حضور مجددا میخوابه
امشبم رد کنیم به امید خدا که تموم میشه
خلاصه که اکه دلتون میگه وقتشه و بچه هم به نظرتون آمادگی داره معطل نکنید به نظرم
مامان صدرا و کیا مامان صدرا و کیا هفته بیست‌وششم بارداری
مامان آقا کارن🧡 مامان آقا کارن🧡 ۲ سالگی
سلام عشقای من
اومدم تجربه از شیر گرفتن کارنو رو بگم براتون🧡😍کاری که فکر میکردم یه چیز غیر ممکنه😂انقد که وابسته بود
در این حد که این چند شب که شیر نمیخوره و می‌خوابه اولین بارمه😂همیشه زیر سینه باید انقد میخورد تا می‌خوابید 😂
من از هجده ماهگی که دکترش گفت کم کم بگیرمش شروع کردم اول هر نیم ساعت فقط شیر روز رو کنترل کردم تا منظم شه
میومد برای شیر نمی‌دادم تا یکساعت یبار بشه بعد یه هفته میشد دو ساعت تا رسید به چهار وعده ،بعد خواب صبح ،ظهر قبل خواب،عصر بعد خواب،شب قبل خواب و تو خواب هم که بی نهایت بار
هر یه هفته یه وعده رو حذف میکردم تا همین هفته پیش که رسید به دو وعده در روزش یبار قبل خواب ظهر و یبارم قبل خواب شب
موقع خواب شب بغلش میکردم یه لالایی تکراری می‌خوندم تا بهشون عادت کنه بدون شیر هم بفهمه این روند خوابه
تا پنج روز پیش
از پنج روز پیش دیگ ندادم تو بیداری شبا خیلییییی گریه میکرد
اولین شب قشنگ نیم ساعت گریه کرد و چون روز هم نخوابیده بود ساعت سه دیگ واقعا بیهوش شد ،ساعت شش که نق زد تو خواب سینمو دادم خورد و هفت صبحم یبار خورد و باز دیگ ندادیم تا شب شب دوم به نیم ساعت رسید گریش
جوری گریه میکرد که دلم خون میشد ولی گفته بودم نمی‌دم و ندادم تو خوابشو یبار دادم چون یبار بیدار شد
شب سوم بیشتر گریه کرد چون صبحش زودتر بیدار شده بود و اون شب دیگ ندادم سه بار بیدار شد هر بار بغلش میکردم حرف میزدم بفهمه من هستم اونم خودشو سمت تشک میکشید یه ربع کمتر راه میبردمش و میذاشتمش زمین پشتشو میکرد می‌خوابید هر بار کمتر از قبل گریه میکرد
تا شب چهارم که میشه دیشب
روتین خوابشو که شامل ماساژ دادن و حرف زدن و پوشک عوض کردن و لباس اداکه تو پاسخ
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
دختر کوچولوی زیبای من وقتش بود دیگه با شیر خداحافظی کنی ک‌هم غذاهای خوشمزه مامانی رو بهتر بخوری 😋😜و هم خوابای عمیق تری داشته باشی 🥰
خداروشکر ک پناه توی پشت سر گذاشتن این مرحله‌همکاری کرد باهام نمیگم خیلی راحت بود ولی من توی ذهنم خیلی سخت تر تصور میکردم ترک شیر رو😌
تجربه خودم مینویسم شاید ب کارتون بیاد….😇


از ۶ماهگی ک‌باید شیر شب قطع میشد من نتونستم این کار بکنم چون هر جوری ک سعی میکردم‌ شیر ندم بهش نشد ک نشد (اینم بگم ک معمولا از وقتی میخوابید تا ساعت ۴و ۵صبح یکسره خواب بود و از این ساعت‌ب بعد بیشتر شیر میخواست)
از یکی دو ماه قبل تصمیم گرفتم شیر روزش رو قطع کنم و فقط موقع خوابیدن بهش بدم (چون فقط با شیر میخوابید )
گذشت تا هفته پیش ک تصمیم‌گرفتم کلا شیرش رو قطع کنم ❌❌
چسب زخم زدم‌ب سینه هام وقتی اومد بخوره و دید گقتم چی شده ؟؟؟گفت دودو شده و بلند شد‌ از بعد اون وقتی میگفت ممه بهش نشون میدادم میگفتم ببین دودو شده دیگه اینطوری شد ک پناه منم از شیر گرفته شد و الان یک‌هفته پاکی داره 😂🥰
خالی از لطف نیست ک بگم گریه و بهونه گیری هم میکرد ولی باهاش‌ کنار اومدم ک از سرشبیوفته
مامان راحیل خانم❤👸 مامان راحیل خانم❤👸 ۲ سالگی
اینجا مینویسم چون همه ی شما مامان هستین و منو درک میکنین.🤗
چند روزه که تصمیم گرفتم شیر راحیل جونم رو بگیرم.
روز دو بار میخورد شاید ۳ بار
ولی شب وابسته بود و هی بیدار میشد براش.
تصمیم گرفتم که آروم آروم کم کنم ولی راحیل خیلی خیلی مقاومت میکرد. جوری شده بود که ۵ دقیقه می‌خوابید و بیدار میشد میگفت ممه.
خیلی هم خودش اذیت شد هم من بیشتر اون....😔
دیشب تصمیم گرفتم بدون ممه بخوابه خیلی بهونه گرفت خیلی هم خسته بود ۲۴ ساعت درست نخوابیده بود....
یکم گریه کرد
بردمش توی اتاقش یکم بغلش کردم قصه راحیل رو گفتم که توی اتاقش فیل داره...
آوردمش روی پام خوابید
خیلی خوب خوابید تا ۴ خوابید ؛ ۴ یکمی ممه خورد خوابید تا ۸
الان لالا داشت با مقاومت شدید که برای خودم خیلی سخت بود ممه ندادمش گریه کرد آبش دادم بغل کردم میخواست ممه بخوره ولی الان روی پام لالا کرد🙂‍↕️
چقدر سخته مادر شدن😭😭😭😭😭🥺🥺🥺🥺
دو سه روزه که ممه کم شده لباش خشکه
همه چیز هم بهش میدم نمیذارم دلش خالی بشه
ولی لباش خشکه😭😭😭😭😭