۴ پاسخ

پسرت میرع عمل سالم و سلامت میاد🙂😍

نگران نباش مامان کیاشا درس میشه🥲

عمل چی داره پسرتون.؟

بار داری

سوال های مرتبط

مامان فرزند مامان فرزند ۱۳ ماهگی
سلام مامانا یه درد و دل مادرانه داشتم
امشب اعصابم خیلی بهم ریخته و ناراحتم
کارای خونه ام خیلی زیاده، روزانه کلی کار انجام میدم از بهم ریختگی و نامنظمی عصبی میشم همه جا باید تمیز باشه، خیلی وزن کم کردم ولاغر شدم،دخترم هر جا میرم میخواد بغلم باشه و بچسبه بهم، تو روروئک نمیشینه اصلا،از بس بغلمه کمرم گود شده شکمم اومده جلو، رفلاکس پنهان داره درست غذا نمیخوره
هر چی درست میکنم و وقت میذارم نمیخوره و میریزم بیرون وزن خوبی نگرفته،
از اون طرف شبا تا بیاد بخوابه به خودش می‌پیچه با خودم میگم خدایا مگه این چه غذایی نفخ دار یا سنگینی خورده که اینطوره🤦🏻‍♀️
همش باید بگردونمش و موهام تو دستاشه میکشه و منم از این بابت که بعد زایمان ریزش مو داشتم و چیزی نمونده ناراحتم
تا میام بخوابم نصفه جونم
اگه هم بریم خونه بابام یا بابای شوهرم با اینکه باهاش بازی میکنم ولی بازم باید استرس بکشم و خودم همونجا کنارش باشم که کجا رفت چی خورد ای وای سرش نخوره به جایی
خسته تر برمی‌گردم
واقعا احساس افسردگی میکنم گذشته از اینکه میرفتم سرکار و دیگه با این وضعیت نمیرم ولی الان حتی درست میتونم برای خودم وقت بذارم
واقعا حس تنهایی و گریه بهم دست میده
مامان یاسین مامان یاسین ۱ سالگی
خدایا نمی‌دونم چمه همش سردرد می‌خوابم سردرد بیدار میشم سردرد کلا خستگی وقتی خوابمم خسته میشم البته پسرم خیلی بدخوابه شاید به این ربط داره قبلا ها مامانم و بابام خیلی بحث و دعوا داشتن حرسم می‌گرفت از دست مامانم ولی خودم الان از مامانمم بدتر شدم به شوهرم همش گیر میدم سرش همش غر میزنم دعوا میکنم تو بچه داری کسی نیست که حتی موقع دسشوییی رفتن بزارم پیشش پسرمم نمی‌دونم ازم چی میخواد کلا به خودم چسبیده شاید باور نکنید بخدا اصلا حتی رو زمین نه میشینه نه دراز می‌کشه رو شکم میخوابونمش که حداقل سینه خیز رفتن رو یاد بگیره همین که میزارمش گریه می‌کنه و جیغ میزنه که برش دارم وقتی میخواد با اسباب بازی هاش یکم بازی کنه هم باید بین پاهام بشینه و بازی کنه وگرنه نمیشینه تا شب بدجور خسته میشم بعدش با شوهرم دعوا میکنم که کمکم نمیکنی اونم باهام دعوام می‌کنه که درکم نمیکنی کارام سنگینه ولی باز وقتایی که بتونم کمکت میکنم منم خسته میشم . اصلا به کمک شوهرم احتیاجم ندارم فقط دلم میخواد که شبا حداقل وقتی خستم و از خستگی بغض کردم بهم یکم آرامش بده بگه می‌دونم خسته می‌دونم تو هم تو این زندگی زحمت می‌کشی ولی بجاش شبا که پسرم خوابه میگه نوازشم کن تا خوابم ببره منم وقتی میگم خسته بهم میگه فلانی میگه زنم هرشب نوازشم می‌کنه تا بخوابم منم شروع میکنم به جیغ داد که من آشغال به درد نخورم برو با هرکی دلت میخواد ازدواج کن و .....