۱۰ پاسخ

وای حالا دیار دوتا داشت پس گوش بده
یکیشو تازه خریده بودم
میخواستم قدیمی رو بندازم بره
همه جارو گشتم پیدا نکردم
اخر بعد چند روز من تواتاق خواب داشتم ارایش میکردم دیدم کارتون رینگ‌لایتمو اورده میگ اوم اوم گفتم چیه مامان جان
نگاه کردم توشو دیدم بله پستونکی ک ۱ هفته شاید بیشتر دنبالش بودم این تو بود😑😑😑😑😑😑😑😑😑
من همه جای خونه رو وجب ب وجب گشتم
نگو تواون بوده

وای گفتی پستونک بدترین معزل زندگیم وبچه دومم همین یخورده
یعنی گاهی بخاطرش تا ۴ صبح گشتم
همیشه هم شبها گم‌میکنه کل زندگی زیرو میکنم باز نمیدونم کجا میندازه.
من هر هفته میخرم یدونه.
واینکه بشدت دندوناش تیزه وهمرو جر میده خونمون کلکسیون پستونک ولی فقط یدونه سالم
بقیع جرررر خورده بخاطر جویدنی.
اگر نباشه قیامته.
این دیگ‌چی بود عادت کردن
من اولین بچم نه پستونک نه شیشه
چقدر راحت بود ازشیرگرفتمش در عرض ۱ شب.
قربون پسرم برم خیلی بچه خوبی بود
خیلی وابسته بود تا دوسال وسه ماه خورد شیرم
ولی موقعی ک خواستم ازشیربگیرم کاملا متوجه میشد چی میگم. وقتی گفتم دیگ میمی آه آه شده وماژیک زدم وچسب باورش کرد

الان خوابوندیش شب دیر میخوابه که

وقتش ک بشه انقد راحت ولش میکنه ک باور نمیکنی

دختر من الان ۲سال و ۶ماهشه اصلا از پستونکش جدا نمیشه🥲

به پتوی نوزادیش وابسته هس؟؟؟

چجوری ترکشون بدیم بنطرت😭😂

پسر منم همینه هرررر چی بدم باز دنبال پستونک میکرده تا دهنش میره یه نفسسسس عمیقی میکشه انگاری جونشو گرفته بودم خداکنه بتونم ترکش بدم تا دو سالگی😕😂

جانا 🥺😂
رو تشکش مثل برا دختر من 😍😅

وای منم دخترم خیلییییی عاشق پستونکشه تازگیا بیشترم وابستش شده تا گم میشه میگه میمی نیییییی!!!!؟؟ چجور ترک بدیمم

سوال های مرتبط

مامان پناه 🩷 مامان پناه 🩷 ۱ سالگی
#شیرخشک#پوشک#شیر
امروز رفتم خونه مامانم بعد دیشب بابام برای دخترم از این عروسک بیبی ها آورده بود بعد رفتم اونجا دیشب خونه یکی از اقوام بودیم خواهرم دخترم رو محل نمی‌کرد دخترم هعی اسمش رو شدا میزد اون محل نمی‌داد منم گفتم بیادت باشه باز بخای بیای با پناه بازی کنی منم نمیزارم ک محلش نمیدی خواهرم ۱۲ سالشه
بعد امروز نشسنه بودم هنوز ۵ دقیقه بود رسیده بودم مامانم گف برو عروسک رو برای بچه آبجیت‌ بیار بچم رو بغل کرد ک بره بیاره رفت آورد گفتم حقت بود نزارم بغلش کنی ک دیشب بچه رو محل نمیدادی گف ک آره بچت ک تخم دو زرده نیس مامانمم هیچی نگف
بعد اومدم آواز خون عروسک رو بزنم میبینم در آورده رو کردم ب مامانم گفتم کجاس گف نمیدونم گفتم میشه ندونی آخه ب خواهرم گفتم برد بیار گف اگ بیارم پناه خراب میکنه گفتم خب بابا برا بچه خریده برا تو ک نخریده گف چرا برا من خریده منم اعصابم خورد شد نیم متر عروسک رو پرت کردم اون ور گفتم پس بگیر برای خودت
یهو گفت سگ وامونده و چندتا فحش دیگ
دیدم مامانم هیچی نمییگ‌ رفتم حاضرشم برم خونه خودم مامانم گف چیه باز میخای قهر کنی گفتم ن اگ اینجا باشم یا با تو دعوا میکنم یا دندونای این دخترت رو خورد میکنم
یهو مامانم مثل این جن زده ها صداشو برد لالا فقط جیغ میزد‌هاااااا‌
جیییییییییغ ۳ دقیقه داشت جیغ میزد گفتم بچم می‌ترسه شوکه شده دیدم بس نمیکنه منم حاضر شدم اومدم خونه
میخواستم ک از خونشون بزنم بیرون گفتم دیگه جایی ک برات احترام و عزت نمیزارن پامو‌ نمیزارم
همش پشتیبانی این بچش رو میکنه حتی ب خاطرش با شوهرش دعوا میکنه
نظر شما چیه
مامان رستاگلی🌼 مامان رستاگلی🌼 ۲ سالگی
مامانا لطفا تاپیک منو بخونید.... من قصد داشتم دخترم و از شیر بگیرم برج یک . یا قبل ماه رمضون ک‌خودم بتونم روزه بگیرم. شیر خودمو میخوره. چند روزیه عادت کرده بود یکیو میخورد یکیو هی بادستش بازی میداد دردم میگرف بدجور امروز گفتم رستا مامان اینو بخور اینو دست نزن اوخ شده دردم میاد. دیدم یهو رفت عقب گف جی جی اووووخ . دیگه نخورد تا ظهر ‌ براش ناهار درست کردم برای اولین بار بچم غذا خورد 😭😭😭😭 بعدم موقع خوب شد بردم رو تاب گفتم بخواب دخترم. گف نه پتو . رفتم تشکش آوردم آوردم گفتم بیا جی جی بخور لالا کن ‌ بعد گف نه نه جی جی اوخ یکم گریه کرد منم هی گفتم بخور خب حتی عروسکشو آوردم گفتم ببین خرگوشی میخوره اوخ نیس بخور لباسم و داد پایین گفت بسه بسه اوخ جی جی . خلاصه نخورد بعد روپام گذاشتم لالا کردم خوابید برای اولین بار روی پام خوابید برا اولین بار بدون سینه خوابید ‌‌‌‌‌.... الان ب نظرتون چکار کنم بگیرمش از شیر یا نه . دندون هم دوتا نیش پایین داره دوتا نیش بالاشم امروز و فردا هس ک لثه و پاره کنه و بیاد بیرون شایدم اومده بیرون ندیدم ‌ الان چکار کنم دیگه ندم جی جی یعنی
شیردهی. پوشک شیرخشک بچه.
مامان آویناو تو دلی❤️ مامان آویناو تو دلی❤️ ۲ سالگی
سلام به همگی.خواستم از تجربه ای که از قطع شیر بدست آوردم براتون بگم،من یکباره شیر رو قطع نکردم،بعد از واکسن ۱۸ماهگی شروع کردم،،کم کم وعده های شیر شو کم کردم ،تا ۱۹ماهگیش دیگه کلا فقط میخواست بخوابه میخورد،،،عادت کرده بود که تو روز نخوره،،،اینم بگم دختر من عادت داشت تو روز بینهایت شیر بخوره،،،تقریبا سه هفته س که شیر شبشم کلا قطع کردم یکی ،قشنگ سیرش کردم،اب بهش دادم گذاشتمش تو گهوارش و گفتم بیا تابت بدم،(به گهواره میگه تاب)برقا رو خاموش کردم و چراغ خواب و روشن کردم لالایی خواندم براش،،،چشماش سنگین شد خوابش برد تا ساعت ۷صبح،بیدار شده بود گرسنه ش بود،،فقط گریه میکرد توی خواب ،وقتی بیدار شد دید من بیدارم گف آب...بردمش بیرون بهش آب دادم.. تقریباً یه لیوان آب خودم ،گفتم تخمه مرغ میخوری گفت آره براش آبپز کردم اونم خورد بهدش آب جوش و نباتم بهش دادم...قشنگ سیر سیر شد گذاشتمش تو گهواره دوباره و خوابید...آسون نبود ولی سختم نبود..بعضی وقتا بهونه ی شیر و میکرد دیگه نمی‌دونستم چیکار کنم باباش میبرد میچرخوندش،،،اینم بگم لباس پوشیده بپوشید خیلی بهتره کمتر دلشون میخواد😄🤭
امیدوارم مفید بوده باشه🌹
مامان طهورا و نورا مامان طهورا و نورا ۲ سالگی