۱۱ پاسخ

شاید فیلم بد میدیده

همون لحظه ن گوشی و از دستش می‌گرفتم

والا منم یه دفعه شوهرم بی صدااومدتوخونه ترسیدم تازه دعواشم کردم

نه بابا چه شکی
یهو دیده برا همون منم همسرم وقتی یهو میاد یه لحظه میترسم و هنگ میکنم

عزیزم توتماس هاقسمت تنظیمات هم می تونی زمان کل تماس روچک کنی هرروزاونجامی تونی متوجه بشی باکسی هم صحبت میکنه یانه

فقط شک کردی دیگه هیچی نگفتی؟؟ همون لحظه میگفتی چرا هول کردی گوشیتو بده ببینم چیکار میکردی

هیچی نگفتی ؟؟؟ هیچی نکردی؟؟؟

من جات بودم همون لحظه میگفتم چیکارمیکنی چرا هول کردی

بهترین وقت بود ک گوشیش چک میکردی

سکس چت؟

شاید داشته فیلم +18میدیده

سوال های مرتبط

مامان پناه 🩷 مامان پناه 🩷 ۱ سالگی
#شیرخشک#پوشک#شیر
امروز رفتم خونه مامانم بعد دیشب بابام برای دخترم از این عروسک بیبی ها آورده بود بعد رفتم اونجا دیشب خونه یکی از اقوام بودیم خواهرم دخترم رو محل نمی‌کرد دخترم هعی اسمش رو شدا میزد اون محل نمی‌داد منم گفتم بیادت باشه باز بخای بیای با پناه بازی کنی منم نمیزارم ک محلش نمیدی خواهرم ۱۲ سالشه
بعد امروز نشسنه بودم هنوز ۵ دقیقه بود رسیده بودم مامانم گف برو عروسک رو برای بچه آبجیت‌ بیار بچم رو بغل کرد ک بره بیاره رفت آورد گفتم حقت بود نزارم بغلش کنی ک دیشب بچه رو محل نمیدادی گف ک آره بچت ک تخم دو زرده نیس مامانمم هیچی نگف
بعد اومدم آواز خون عروسک رو بزنم میبینم در آورده رو کردم ب مامانم گفتم کجاس گف نمیدونم گفتم میشه ندونی آخه ب خواهرم گفتم برد بیار گف اگ بیارم پناه خراب میکنه گفتم خب بابا برا بچه خریده برا تو ک نخریده گف چرا برا من خریده منم اعصابم خورد شد نیم متر عروسک رو پرت کردم اون ور گفتم پس بگیر برای خودت
یهو گفت سگ وامونده و چندتا فحش دیگ
دیدم مامانم هیچی نمییگ‌ رفتم حاضرشم برم خونه خودم مامانم گف چیه باز میخای قهر کنی گفتم ن اگ اینجا باشم یا با تو دعوا میکنم یا دندونای این دخترت رو خورد میکنم
یهو مامانم مثل این جن زده ها صداشو برد لالا فقط جیغ میزد‌هاااااا‌
جیییییییییغ ۳ دقیقه داشت جیغ میزد گفتم بچم می‌ترسه شوکه شده دیدم بس نمیکنه منم حاضر شدم اومدم خونه
میخواستم ک از خونشون بزنم بیرون گفتم دیگه جایی ک برات احترام و عزت نمیزارن پامو‌ نمیزارم
همش پشتیبانی این بچش رو میکنه حتی ب خاطرش با شوهرش دعوا میکنه
نظر شما چیه
مامان مامان فندقی🐻 مامان مامان فندقی🐻 ۲ سالگی
امروز رفتم خونه مامانم، یهو دیدم دخترم نیست نامزد داداشم ب زور برده بودیش حمام ،اونقدر گریه کرد ک نفسش رفت ، ب زور ارومش کردم موقع ناهار شد پسرم لگد میزد گوشی بده گفتم باهام نیست. و ب زور دخترم خواب کردم پسرم چیپس میخورد تو گوش دخترم تو خواب دیدم عه همه بهم میگم بدبخت از دست بچه‌اش آرامش نداره. ده دقیقه دخترم خواب کردم وای بدخپاب شده بود ...از اون طرفم دیدم یکی هی آیفون میزنع. دیدم پسرم بوده آیفون میزده فرار میکرد .... و باز دیدم عه صدا همشون در اومد. منم ساعت سه اومدم خونه ناهار شوهرم دادم گفت من میرم با پسرم تو اتاق میخابیم گفتم بسلامت🤫✨ من موندم دخترم همش گریه بردمش حمام. آوردم عصرونه دادمش باز گریه بردمش کوچه. پسرم بیدار شد گریه نق شروع شد اونم با زور آروم مردم بلند شدم تی کشیدم جارو ملافه شستن ظرف. شام پختن .... دیدم دخترم پسرم همو کشتن .....🥴شام زهرمارم شد. دیدم که پسرم دسته تی زده تو سر دخترم .... ب زور الان نشوندمشون پای فیلم .....که خدایا کمکم کن باز پانیک لعنتی بهم دست داد اینم از امروز من. 🫶🫶