۱۱ پاسخ

واقعا آدم از دیدن یک سری از بچه ها لذت می‌بره
کیف می‌کنه از متین بودنشون
ما یه پسر بچه داریم تو فامیل پنج سالشه انقدر آقاس ک خدا بدونه
حرف زدنش
رفتارش
حرکاتش
همه اش مودبانه و متینه

اصلا نباید مقایسه کرد
بچه‌ها ولی یکی شلوغ کاری می‌کنه ساکت میشن
اگه دخترت ساکت بود اون شلوغ کاری میکرد

ببین سعی کن آموزشش بدی خودش که بلد نیست ، خس میکنم خودت هم بی حوصله ای برای همین اون درست یاد نگرفته وگرنه همه بچه ها فهمیده هستن

پسراولی منم خیلی آروم ومتینه..ازکوچیکی اینجوری بود تاالان که۹سالشه..خودمم همینجوری ام اروم وکم حرفم‌‌..اون پرحرفه ولی باادب😅پسرکوچیکمم خوبه ولی کمی شیطونه‌‌..باکسی رودربایستی نداره شایدچندثانیه اول بعدش همچین خودمونی میشه انگار خونه خودمونه🥴پارسال گمونم رفته بودیم برای اولین بار خونه دوست همسرم اصلا هم تاحالا ندیده بودیمشون پسرم چندثانیه خجالت کشید بعدش رفت همه جا..اخرش رفت دریخچالشونو بازکرد🤯

اتفاقا بنظرم بچه ای که از ترس خیلی خوب و بالاترازسنش رفتار میکنه خوب نیست
بچه ای که بچگی میکنه و خودابرازی میکنه بهتره😃

من خودم و همسرم بی نهایت شیطون بودیم اما دخترم خیلی ارومه
چند باری هم چند نفر گفتن ببرش پیش روانشناس بچه نباید انقدر اروم و‌مودب باشه
میخوام بگم چیزی نیست که بخوای بابتش ناراحت بشی عزیزم بچه ها با هم فرق دارن منی که دخترم ارومه خیلی وقتا از اروم بودنش نگران میشم یا حرفای اطرافیان اذیتم میکنه.

سلام مامانا گلی😍😘
کانال تازه تاسیس ما البته در روبیکا
با توجه سخت وصل نشدن اینستاگرام
گروه ما ترجیح را بر این داد که در اپ ایرانی ادامه بدیم
کودکان خود را با خیال راحت ب ما بسپارید
تمامی اجناس زیر400 تومن
با معرفی ما به بقیه شامل ارسال رایگان شوید
برای عضویت درروبیکا به کاربری زیر پیام بدید
@Misbabadi

همه عین‌هم نیستن
اشکال نداره
هر بچه ای ی عیبی داره
هزار تا چیز مثبت

فک کنم ب ارثه اصلا معلوم نیس بعضیا اینقد با ادب آرومم ک آدم کیف میکنه بچه من ک در دیوار بالا میره

پسرمنم همه رفتاراش خوبه حرف زدن بازی کردنش ولی وقتی لج کنه میدوئه گریه میکنه بدم میاد

وای بچهامنم همینن بخدا انگار بویی از ادمیزاد نبردن

سوال های مرتبط

مامان نور چشم مامان نور چشم ۳ سالگی
امروز با دخترم رفتیم مسجد جمکران دخترم اسباب بازی های ریز ریز بردلشته بود بعد میگفت بدم به بچه ها دوباره بهم پس میدن گفتم آره مامان بازی میکنن دوباره بهت پس میدن. بعد مدادرنگی و دفتر نقاشی و یه ماشین و یه موتور کوچیک اندازع دست خودش و چند تا عروسک خیلی کوچیک اندازه بند انگشت بزده بود همه چیش تو یه کوله کوچیک جا شد بعد داشت بازی میکرد ۲،۳ تا بچه اومدن کنارش اروم داشتن بازی میکردن که یه پسره اومد اونم کنارش ولی بد بازی میکرد خشن بود یکم بعدم موتور کوچولو دخترمو برداشت دخترم گفت داره میبره برا خودش بعد من رفتم به بچه گفتم آقا پسر خوشتیپ میشع موتور دخترمو بدی بعد ندادمحکم گرفته بود جیغ میزد بعد من از دستش گرفتم اون بچه ها با دخترم تند تند داشتن اسباب بازی هارو جمع میکردن میریختن تو کیف مادر پسره اومو خیلی خیلی طلبکار گفت خانم مگه مهد کودکه جمع کن اینارو یعنی بلند میگفت داشت یجوری داد میزد خانم جمع کن یعنی چی مگه اینجا مهد کودکه بعد من گفتم خانم بچه من که نگفته بچه ها بازی نکنن فقط میگه نبرن چطور این بچه ها نشستن آروم بازی میکنن بعد دوبارع طلبکارانه و بد گفت نه جمع کن و اینجا چرا اسباب بازی آوردی و ..