۹ پاسخ

آخی خدا😥

همچین جایی نذارش ...مطمعن باش با بچع توام همین رفتارو میکنن

وای نه من میخواستم دخترم بزارم اگه اینجوریه اصلا نمیزارنش

من پسرم رو دو هفته ای میشه می برم
تا بچه هم سن پسرم اونجا هستن
نگم چطوری رفتار میکنن
بچه گریه کنه زیاد دعواش میکنن
همونجوری کثیف هر چی دستشون باشه میدن بچه بخوره
اصلا رفتار درستی ندیدم ازشون

خواهش میکنم اگه امکان داره پیگیری کن و مادر بچه رو پیدا. کن و موضوع رو بهش بگو ....مشخصه هیچ رسیدگی ندارن طبلی بچه....خدا لعنت کنه صاحب مهد و مربی رو

چقدر بده که هیچ نظارتی روی مهدکودک ها نیست
کاش مادر بچه متوجه میشد

منم بدم میاد ازینایی که فقط به فک چاپیدن جیب مردم هستن اگه شماره مادر اون بچه رو داشتم زنگ میزدم همون لحظه بیاد جر شون بیاد هیچ نسبتی بچع باهات نداره ولی انسان که هستی ببرش تو کلاس بزار یه گوشه بخابه چه ادمایی پیدا میشن

واقعا میگی مگه شهریه نمیگیرن چطور دلشون میاد اخه

وای خاک ت سرشون

سوال های مرتبط

مامان عسل مامان عسل ۳ سالگی
خانوما توقع شما از مهد کودک چیه؟
جدای از آموزش..
من یه مهدی رفتم که با چشم خودم میدیدم مربی کاردستی درست میکنه میده بچه و مادر هم فکر میکنه بچه درست کرده
یا مثلا وقتی مامان میومد دنبال بچه ،،مربی کلا مهربون میشد و با خوشحالی از بچه خداحافظی میکرد..
امروز به مربی گفتم فلان رفتار طبیعیه تو بچه من؟
اومده به من میگه برو کلاسهای فرزندپروی و بگذرون و کلی غر زد...
درحالیکه اگر نگران نبودم غیر طبیعی بود و من کلی دوره فرزندپروی گذروندم..
یه بچه ای مامان باباش دکترن تو مهد بود..بچه اومد پسر من و اذیت کرد و هیچی بهش نگفت منم فقط گفتم عجب بچه شیطونی....آقا این و گفتم مربی سریع اومد یقه من و گرفت که نباید اینجوری بگی..این خانوادش دکترن و بچه افسرده ای بوده اومده مهد و...اصلا از خودم بدم اومد بچه رو بردم اونجا..
بهش میگم چرا بچه ها تو مهد یادنگرفتن اسباب بازی و به هم اشتراک بزارن؟
بچه من میره سمت اسباب بازی ها یکی دیگه از دستش میگیره و طردش میکنه..
میگه اینا بچه هستن نمیفهمن.. نمیدونم ببرمش یا نه..
از طرفی خیلی به خونه ما نزدیکه..
اومده میگه چند روز دیگه بچه خودتم اسباب بازی به بقیه نمیده..
میشه راهنمایی کنید نظرتون و بگید چکار کنم. راستش رفتار مربی خورد تو ذوقم.
مامان پسرم مامان پسرم ۲ سالگی
سلام دوستان ،
دیروز رفتیم طبیعت پسرم کُلی خاک بازی کرد، با هیزم و چوبا بازی کرد، از کوه بالا رفتیم، با دختر دایی و پسر داییش بازی کرد و....
موقع اذان مغرب که برگشتیم تا نشستیم تو ماشین فوری خوابش برد؛ اونم خواب عمیق و مفید! صبح هم که بیدار شد خیلی خوش اخلاق بود ! بعد از صبحانه هم گفت مامان بریم کوه؟! منم گفتم پسرم بابا خونه نیست ان شالله جمعه بعد میریم!
به این نتیجه رسیدم واقعا بچه های آپارتمانی این دوره زمونه هر چه نق میزنن و گریه میکنن و بهونه میگیرن فقط حوصله شون سر میره!
قبل تر ها بچه ها آزاد بودن می گشتن ، بازی میکردن ، بیرون بودن! اینطوری بود که بچه بزرگ کردن به سختی آلان نبود و اکثراً از سه تا بچه بیشترم داشتن؛ اما آلان جدا از بحث اقتصادی و اجتماعی و... واقعاً والدین اعصابشون نمیکشه! چون همش مجبوریم تو یه محیط کوچیک یه بچه که پر از انرژی رو کنترل کنیم! پسر سر همون یکی داغون میشیم!حالا از این طرف بچه ها هم طفلی ها خیلی گناه دارن 😢
*عکس از طبیعت دیروز*


#فرزندپروری
#سلامت_مادر
#سلامت_کودک