۱۵ پاسخ

والا شوهر منکع 31 سالشه 10 ساله ازدواج کردیم بارها هم دعوا کردیم بازم همونه 😂بیرون خوشگذرونی

نه همسر من شاید یه وقتایی قبلا می رفت ولی الان اصلا نمیره اگه هم بخواد بره باهم میریم و همش سرکاره حالا خودم اجازه دادم گفتم این هفته بره

مال من ی شب درمیون پیش دوستاشه.واقعا ناراحتم خیلی سعی کردم جلوشو بگیرم نشد

شوهر من شاید در ماه یه بار با دوستاش بیر‌ون بره. تنها تفریح تنهاییش هفته ای یه بار سالن فوتساله

خداروشکر شوهرم اهل خوشگذرونی تنهایی نیست با دوستاشم نمیره بیرون هرجا بریم با هم میریم تنهایی نمیره

شوهرمن یه اکیپ دوست داره که سالی یبار باهم میرن چشمه آب گرم یا تابستون میرن همش دریا صبحا شنا میکنن یا میرن آبشار و چشمه های دیگه شنا، یا هرهفته میرن سالن فوتبال ورزش میکنن، اینقد هرسری من غررر میزنممم، اخم و تخم میکنم… میگم با ما میخواد بره بیرون کلی نه میاره که کار دارم و وقت نمیشهه بعد اونجا میره… ، البته تابستون هرهفتته جمعه میریم دریا بچه شنا میکنه، دریا بهمون نزدیکه، ولی خب اونجاهاییی که من دوس دارم و آقا وقت نمیکنن!!! البته تفریح سالم دارن نگرانش نیستم، اهل چیزای بد نیست😅 بدش هم میاد از سیگارو نجسی و از این چیزا… بخاطر کلیه اش ورزش زیاد میکنه بخاطر اونا میره بقول خودشش😒😒 حالا منم دو ساله یاد گرفتم با دوستای خودم مسافرت های کوتاه داخل استانی میریم😅 صبح میریم تا شب برمیگردیم، اینقددددد با رفیقام حال میده بهممم، پسرمم میبردم با حودم، اخرین بارش باردار بودم، نتونستم خودم تا اونحا رانندگی کنم، دوستم ماشین اورد من نیاوردم، حالا بچه کوچیکه بزرکتر شه تا تابستون دوباره میرم، ولش کن بابا این مردا رووو، زنونه کیفش بیشتره، با دوستام مثلا برگر و وسیله هاشو میگیرم میریم بیرون تو جنگل اتیش میزنیم برگر زغالی درست میکنیم یا یه وقتا الویه ای میبریممم مثلا و…

بعد از کار میاد خونه جایی نمیره وقتایی هم که تعطیله یا سرگرم کار می‌کنه خودشو یا مارو می‌بره گردش

من میگم اول مارو ببر بیرون بعدا خودت هرجا میخوای بری برو جرعت نداره روحرفم حرف بزنه😂
با ماشین میریم میگردیم یا میریم کافه رستورا غذا میخوریم گاهی بچه هم میبرم اگه هم نبرم میزارم خونه مامانم ولی حتما باید ببره

بیخود کرده تفریح دو طرفه هست رو نده بهش

نه همسر من دور دورش فقط با من و بچه هاس الان که جایی نمیریم اونم جایی نمیره فقط سرکار و خونه

نه شوهرم پاشو میشکنم با دوست بره بیرون


هی گف بچه بچه بمونه خونه از بچه نگه داری کنه بدم میاد فقط فک کنه وظیفه منه بچه بزرگ کنم

نه سریع میاد خونه بعد از کار

من دوس ندارم اینجوری بره اونم مجردی با دوستا
اینقدر از اول نامزدی گفتم دوس ندارم دیگ نرفت
نذار بره

من دخترم همسن دختر شما بود بیرون میبردم البته اون موقع هوا گرم بود الانم میتونی قشنگ بپوشینش ببری بیزون

نه من شوهرم فقط سزکاره🤣🤣🤣🤣دلم براش میسوزه

سوال های مرتبط

مامان پرنسا مامان پرنسا ۱۴ ماهگی