۷ پاسخ

از کی با هم دوستین

چه خوب . کاش منم یه رفیق خوب داشتم

ولنتاین چه ناریخیه؟

عزیزممممم فقط هاکانو 😍

رفیق منم میشی👀

میشه منم رفیقت شم:)))))

چه خوش قلب❤️

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۱۲ ماهگی
بچه هاااا هووووبیاین واز من یاد خاطره 🔞🔞🔞 افتادم خا چیکار کنم من


رفته بودیم با دوستم اینا شمال بعد دوستمو شوهرش خیلی طبشون گرمه خلاصه چندین ساله رفتا امد خانوادگی و خونه یکی هستیم به قول قدیمی ها رفتیم خونه بگیرم دم اتاق خواب رفیقم گفتم امشب چه شبی بسازیم منو شوشو🔞
بعد شوهرم فقط کلمه منو فهمید که گفتم خواهر لطفا هیجانی نشووو خواهش میکنم 😂 بعد مسافرت رفیقم گفت زهره من شک دارم مفکر میکنم حاملم گفتم من که گفتم مراقب باش خلاصه گذشتو بچش دنیا اومد یه شب اومدن خونمون بچش عزیت میکرد بعد یهو گفت وای خدایا چرا این اینقدر عزیت میکنه و فلا یهو شوهرم رو کرد بهش گفت خابجی جان خانوم طفلیم گفت هیجانی نشین شما گوش ندادین شمال یه هفتس خوشگذرونی ولی بعدش یه عمر باید کذدی کنی حالا ما🫡😐😐😐😐 یعنی کوبنده بود جواب هاااا یه دفعه شوهرش زد زیر خنده ترکیدیم رفیقم میگفت حرف حساب میگه زهره گفت هیجانی نشین😂🤣🤣🤣



بچه بچه بچه بچه رفلاکس رفلاکس پوشک پوشک پوشک
مامان محمد مامان محمد ۱۶ ماهگی
پارسال این موقع ساعت 2 بعداظهر همسرم بهم پیام داد بریم بازار منم بهش گفتم باشه بعد ی دقیقه در جواب پیامم کیسه آبم پاره شد فک کردم ترشح دارم باز دوباره آب ریخت منم ب گریه افتادم گفتم مامان کیسه آبم پاره شد مامانم گفت ناراحت نشو هیچی نیس سریع ب همسرم زنگ زدم رفتیم بیمارستان اخه من هنوز ۳۵ هفته بودم خیلی ترسیدم پرستار گفت باید معاینه بشی نزاشتم انقد استرس داشتم اونم عصبانی شد گفت نمیزاره یکی دیگه منو معاینه کرد با بدبختی گذاشتم گفت هنوز ی سانت بازی برو بالا آمپول فشار میدیم بچه بیاری خلاصه من فقط گریه میکردم من تا اون شب فقط آب خارج میشد ازم با خون یهو نصفه شب ضربان قلب پسرم افت کرد پرستار ترسید گفت این دکتر کی میاد دوبار ضربان قلب پسرم افت کرد منم فقط گریه میکردم تا بالاخره صبح روز بعدش ساعت ۸ گفتن برو اتاق عمل اورژانسی باید عمل بشی ومن از خوشحالی نمیدونستم چکار کنم چون از طبیعی میترسیدم خلاصه نگرانی خونواده هامون و خودم ک اون شب هیچکس نخوابید پسرم ساعت ۸ صبح بدنیا اومد تو این ی سالی ک گذشت خیلی چالش خیلی استرس داشتم ولی خداروشکر بابت وجودم پسرم تولد پسرم مبارک باشه😘😘😘
مامان پسته مامان پسته ۱۷ ماهگی
سلام مامانا بعد چند روز پر کار سلام
عمم با بچش اومد اینجا چند روز وایستاد منم ازش نگه داری کردم بعدش خودش که یکم حالش بهتر شد گفت حالا میرم منم گفتم باشه ولی همیشه در این خونه به روت بازه همین ی ساعت پیش رفتن دخترم از دیروز صبح فقط تب داشت روز قبلش یعنی پری روز اسهال شده بود شدید و بعدش دیروز تب داشت دیروز چون جمعه بود من فقط تونستم مشاور ۱۵ دقیقه ای از یکی از این دکترای های گهواره بگیرم که پولش ۴۰۰ و خورده ای شد ۱۵ دقیقه فقط حرف اونم بعد از ۴ ساعت نوبت دهی دادن
بعدش رفتم داروخانه و چیزایی ک گفت گرفتم امروز حالا هم تب داره هم بدن درد و هم عطسه و از چشاش مشخصه کلا همه چی دماغش هم خیلی دست میزنع بگم دندونش هم در اومده بچه ها کلا زده بیرون تبش الان با دارو شده ۳۸ زنگ زدم دکتر هم امروز اصن وقت نداد گفت انقد شلوغه چیکار کنم فقط برای سرماخوردگی من پیش دکتر بیانی میبردم و دکتر مولود صفاری راد فقط برای تغذیه کودکه که نلا این چند روز حتی اشتهاش هم صفر شده از هر دو دکتر وقت خاستم ندادن برای امروز برای فردا ساعت ۸ شب بیانی وقت داد و ۱۰ صبح مولود صفاری راد چیکار کنم تا فردا خیلی حالم بدشده میبینمش اینجوری منم همراه نلا گریه میکنم
مامان ماهلین و نیلا مامان ماهلین و نیلا ۱۴ ماهگی
سلام سلام ، مامانا بیاین کارتون دارم ...
اول از همه اینکه شما به ابجد اسم و این چیزا اعتقاد دارید ؟ برای انتخاب اسم ارتعاش بررسی کردید ؟ من آنچنان اعتقادی ندارم .
اما سوال مهم ترم😂 :
من‌دو شب پیش به شوهرم گفتم من از اسم هانا خوشم میاد و بذاریم هانا به ماهلینم میاد . بعد نه موافقت کرد نه مخالفت . گفتم ماهورا گفت نه .
حالا دیشب خونه باباش بودیم ، پدرشوهرم گفت من یه چیزی بگم اونو میذارید ؟ گفتیم بگو , یهو گفت بذارید هانا ......
شوهرم اصلا شاخ درآورد. بعد گفت دیگه حالا که بابامم گفت بذاریم هانا . من سر تکون دادم چیزی نگفتم فقط خندیدم . بعد برگشت بلند گفت که من میدونم الان اگه بذاریم هانا ، فائزه تا عمر دارم هی میخواد بگه چون بابات گفت تو گذاشتی هانا😂😂😂😂 بعد موقع برگشت گفت اصلا از هانا خوشم نمیاد بگرد اسم پیدا کن . همه اشم میگه ماهلین رو من انتخاب کردم این‌یکی با توعه فردا روز نگی اسم بچه هامون رو نذاشتی من انتخاب کنم .
حالا موندم تو دوراهی😂😂😂 آیلین کنسل شد برامون دنبال اسم جدیدم .