قراربود همکارها برای ماماموگرافی برن و پیگیر هم مسئول اموربانوان بود یه روز به من گفت نوبت توهست امروز. گفتم کسی دیگه بگو بره من فعلا نمیتونم برم یهو خندید و گفت آخ جون بارداری و بعد اون همه فهمیدن🤣🤣😂
منم همکارام دیدن حالم صبا خیلی بده شک کردن بعد چند وقتش خودم بهشون گفتم،خوشحال شدن
من صدای قلبشو شنیدم گفتم خیلی همه خوشحال شدن واسم گل گرفتنو اینا بعدم مدیرعاملمون گفت نمیخواد بیای دورکار باش استراحت کن تا الان که ۵ماهم سده همش هوامو دارن و دورکارم هفته ای یبارم میرم سرکت کلی بهم حال میدن همه
من دو تا از خانم ها میدونن و چون ناخواسته بود شوکه شدن چون من همیشه نظرم تک فرزندی بود ولی به مدیر خودم گذاشتم بعد عید بگم
حالم بد شد، به مدیر گفتم که برم سرم بزنم اینجوری فهمید حدود ده هفته
بعدش کم کم بقیه فهمیدن و خوشحال شدن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.