۹ پاسخ

برو دکتر دارو بده بقیش هم دفع کنب

نه اون بچه نبوده

منم اینطوری شدم ولی کورتاژ کردم دکتر گفت خونریزی باید خیلی شدید باشه که دفع بشه

به این راحتیا دفع نمیشه عزیزم

کانال غذای کودک در روبیکا .🍲💕.
@food_babyy

ببین چون خونریزی داری فکر کنم نیاز به کورتاژ نباشه من خودم ۸ هفته و ۴ روزم بود که سقط شد و چون خونریزی داشتم گفتن که برو خونه بدون قرص و کورتاژ خودش سقط میشه گفتن که ( عرق شوید ، زعفران ) بخور من زعفران و استفاده کردم و لخته های خون بزرگ دفع کردم ۳ روز خونریزی داشتم و خوشبختانه کامل دفع شد

اگه خونریزی داری پس کامل دفع نشده
لخته دفع میکنی؟؟
خودش میفته ولی اگر نیفتاد باید کورتاژ شی
اگر قلبش نمیزنه نیاز به قرص نداری که خودش دفع میشه

پوچ نبوده دو هفته پیش قلبش میزد سونو کردم

آخه دردم نداشتن زیاد
دکتر گفت الان قرص گیر نمیاد هیجا نیست بیمارستانم بری کورتاژ می‌کنند دارو گیاهی چیزی نمی‌شناسید

عزیزم بارداری پوج بوده احتمالامن هم داشتم من زیادخونریزی داشتم بازم برودکترسونودیگه بده

سوال های مرتبط

مامان یارا مامان یارا ۲ سالگی
سلام مامانا خوبین؟اومدم یکم درد و دل کنم باهاتون
حدودا سه هفته پیش بعد از عقب انداختن پریودم فهمیدم باردارم چون قصدشو نداشتیم و یهویی شده بود خیلی شوک زده شدم و امادگیشو نداشتم ولی خودمو قوی کردم گفتم که بلاخره نگهش میدارم و یجوری با یارا بزرگشون میکنیم با اینکه می‌دونم راه سختی در پیش دارم منتظر بودم که بشم ۶ هفته سونو بدم بدون هیچ دلیل و اتفاقی یه شب شروع کردم به لکه خون دیدن صبحش رفتم سونو گفتش که طبق پریود باید ۶ هفته باشی ولی طبق سونو ۴ هفته ای دوهفته سنش عقب تره و هنوز ضربان قلب نداره من با ناراحتی اومدم پیش دکترم گفت مجدد بتا بده که بتا دادم دیدم بله بتام از روزی که آزمایش دادم بالا نرفته و اصلا رشدی نداشته و خونریزی من خود به خود بیشتر و بیشتر شد و سقط شد بچم...امروز بعد یک هفته خونریزیم قطع شد...فقط الان به این پی بردم که اگر خدا بخواد برگی از روی درخت نمیفته تو اون دوهفته ای که فهمیدم باردارم خیلی غصه خوردم برای یارا که چجوری از شیر بگیرمش خیلی اذیت شد نمی‌دونم خدا دید الان از پسش برنمیام هدیه شو پس گرفت ...بازم حکمتتو شکر❤️
مامان لیام❤️و تودلی مامان لیام❤️و تودلی هفته بیست‌وپنجم بارداری
از 10مهر متوجه شدم باردارم شاد شدم ،چون می دونستم با بچه کوچیک تو شهر غریب سخته اما می خواستمش😭چند روز گذشت رفتم دکتر گفت نزدیک پریودیت تشکیل شده کوچیکه اما قلبش میزنه به خونوادم گفتیم سه روز بعد لکه بینی شروع شد،دکتر گفت استراحت مطلق اما نگفت تو شهر غریب تک و تنها چه طوری استراحت مطلق دلم می خواست پیش خونوادم باشم یا حداقل پیش خونواده شوهرم ،یا حداقل یه عزیزی باشه که یه لیوان اب بده دستم. 😭دوست داشتم خواهر شوهر که همه می گن بده باشه یا مادر شوهر مادر یا خواهر خودم هیچ نمی خواست کاری کنن همین که از دلشوره هام براشون بگم اما تک و تنها بودم تا ده روز شد رفتم دکتر سونو انجام دادم گفت قلب کوچلوت نمیزنه مثل چینی خورد شدم گفتم حتما دستگاهش خوب نیست با التماس از جایی دیگه نوبت گرفتم که دوباره سونو بشم اون نابودم کرد گفت بچه ات چهار روزه رشد نکرده و ضربان نداره😭😭😭😭 برگشتم پیش دکتر گفت صبح بیا بستری شو دلش به حالم نسوخت ،دل هزار تیکه ام نیاومد به مامانم یا آجیم زنگ بزنم تا صبح گریه کردم غریب بی کس،تک و تنها رفتم بستری شدم با شوهری که تو بخش راهش نمی دادن تک و تنها کورتاژ شدم من این چند روز نمی دونم چه طوری دق نکردم از غریبی خودم بازم مامانم که فهمید گفت مامان خودت چه طوری گفتم مامان خودم خوبم ،اما نمی دونم این خوبم چرا جیگرم رو سوزوند مامانم بفهمه ناراحتم حالش بد میشه ۳۵ ساله هر وقت درد دارم هر وقت حالم بده به همه می گم خوبم اما نمی دونم به کی بگم دارم میمیرم از درد💔💔😭