مامانا بیاین بگین این کارم زشت بوده یا نه
من خانواده ی شوهرم عادت دارن ساعت۷ونیم۸ شب میان خونه ی آدم دقیقا موقعه ی که من شام گزاشتم یا وسطاشم یه نفر دو نفرم نیستن پنج نفرن مام خودمون سه نفریم جوری درست میکنم که شام بخوریم برای ناهارمونم بمونه منظورم اینه تعدادشان بالاعه غذا نمی‌رسه از طرفی نه زنگ میزنن شام میایم نه چیزی خب یکی میخواد شام بره خونه ی کسی یا زود می‌ره طرف بدونه تکلیفیش چیه یا اگرم دیر میرن باز زنگ بزنن چند ساعت قبلش بعد می‌دونم پسرمن خیلی شیطونه به همه چی کار داره ومن اصلا وقت آزاد ندارم یکم باید درک کنن دیگه
دیشب ساعت۸ شب اومدن منم داشتم برنجمو دم میزاشتم انگار انتظار داشتن من غذامو بیشتر کنم خب من ساعت ۸ شب چجوری غذا اضافه کنم یکی دو نفرم نیستن که بگم میخوریم سیر میشیم منم اصلا تعارف نکردم ساعت۱۰ شب پاشدن رفتن بخدا من ماهی بیارم نمی‌رم هرسریم میرم قبلش زنگ میزنم میگم برای شام نمیام شام دارم میام یکی دو ساعت بشینم برگردم بخاطر شاهان عذاب وجدان گرفتم ولی خب حق دارم باید یکم درک داشته باشن دیگه نمیشه که قبل بچه دار شدن هر ساعتی میومدن غذا زیاد میکردم بعد انتظارم دارن غذافقط چلو پلو باشه درسته شرایطمون خوبه ولی الان خودشون باید درک کنن یه شام بخوای بدی سه تومن خرج برمیداره انتظارم دارن فقط چلو پلو بزاری جلوشون نمیشه که اینجوری

۲۴ پاسخ

خیلی عجیبه حرکتشون
چحوری روشون میشه
من اصلا از مهمون سر زده خوشم‌نمیاد
حتی خانواده خودم

کارت اصلا اشتباه نبوده
خیالت راحت
دیگه بعضیا مرزای بی شعوریو رد میکنن واقعا

خودتو سرزنش نکن .حق با توا.دیرموقع میان نباید انتظار شام داشته باشن.ولی اکه از قبل بارداریت و بچه داریت این سیستمو داشتن و توهم شام میذاشتی براشون عادیه که الانم همون انتظارو ازت دارن.ولی یکی دوبار کنار شامی ک پختی تخم مرغی املتی چیزی بشکونی بعد بگی کاش از قبلش میکفتین دارین میاین حتما جلو پلو میپختم.

۲.۳ بار دیگ اینجوری بیان شما تعارف نکنی دیگ نمیان مطمن باش

خوب کردی ساعت ۸ شب بی خبر اومدن عقلشون کجا رفته

خانواده شوهرمنم دقیقا مثه خانواده شوهر تو بودن ساعت 7ونیم 8میومدن شام منم به قول شما درحد دونفر غذا میزاشتم که دیگه همون وعده خورده بشه واسه فردا نمونه چون شوهرم اصلا غذای ازشب مونده رو نمیخوره، یکی دوبار که اومدن من پاشدم براشون برنج و خورشت درست کردم که خب طول کشید تا شام خورده بشه خودشم عجله ای من همش معذب میشدم هم غذا کم میومد هم مهمونا زیاد معطل میموندن از وقتی هم میومدن من همش تو آشپزخونه بودم اصلا کنارشون وقت نمیشد بمونم یبارش دیگه تصمیم گرفتم جدی باشم اومدن منم پاشدم سیب زمینی آبپز گذاشتم به مادرشوهرم گفتم تنها غذایی که الان زود آماده میشه همینه (چون دفعات قبلی رفته بود گفته بود خیلی طول میکشه غذاش حاضرشه بخوریم) غذای خودمونم آوردم با نون پنیر
البته بماند که روز بعدش یه دعوای اساسی شد مادرشوهرم به شوهرم گفت جلوی دامادم آبروم رفت
بعدها شنیدم دامادشون طرف منو گرفته که همینه دیگه وقتی ساعت 8شب خونه کسی که بچه کوچیک داره خودتون و دعوت میکنید اینجوری میشه وقت نمیکنه غذا بزاره

دیگه از اون به بعد قبل اومدنشون زنگ میزنن میگن که امشب یا فردا شب شام میایم

وقتی اینجوری میان بگو عه کاش زودتر خبر میدادین ی چیزی درست میکردم
بعد ی تعارف الکی هم بزن ک میخاین فلان غذا درست کردم کنارش تخم مرغم میذاریم باهم بخوریم.

بهترین و درست ترین کارو کردی اصلااااا هم کارت زشت نبوده ، اتفاقا کار اونا زشت بوده

واسه منم اینجورین یهو هفت میان یهو شیش میان .اوایل که ازدواج کرده بودم روزی سه بار میومد مادرشوهرم .ولی نمیمونن منم تعارف میکنم اونجوری که جدی بگم باید بمونید نیستم .اگه مادرشوهرم تنها باشه هرچی باشه میارم باهم میخوریم .

خداروشکر چن وقته پای همشون قط شده از خونم خواهرشوهرم سرویسم کرده بود نزدیکم به هم ولی اون از من خیلی کار میکشید حامله بود دعوتم میکرد نصف بیشتر کارا با من بود تو خونه خودش وقتی هم میومد خونه ما من یک دقه نمیشنستم همش تو اشپزخونه بودم وای تا دوروز پا درد داشتم

وای من از مهمون سر زده بدم میاد همیشه میگم چند روز جلو تر خبر بدید به همه میگم ، با اینکه هرروز خونرو میسابم و میشورم ولی گاهی باز بهم ریختس توپای دخترم و اسباب بازیاش واقعا خونرو بهم میریزه ، از اون گذشته هرکی بیاد کمتر از ۲ مدل غذا نمیزارم برای همین دوست دارم تایم برای تدارک داشته باشم ، هرکی همون روز ز بزنه بگه دارم میام میگم نیستم موکول میکنم چند روز بعد که بتونم خوب پذیرایی کنم

واااااای خانواده ی شوهر منم چندین بار اینکارو میکردن شوهرم رید بهشون. دیگه از ظهرش خبر میدن میخوان بیان

من مادر شوهرم وقتی میاد با خودش غذا میاره میگه دلم نمیاد تو غذا درست کنی....خدایی بعضیا واقعا اصلا درک و شعور ندارن

ببخشید ولی بیشعچر تشریف دارن ولی بنظرم باید تعارف حالت متلک میزدی میکفتی اینابرا خودتون پختی شما نمیدونستی که میان بذار یه نیمروم تنگش درست کنم شکممون رو سیر کنه تا درس عبرت بشه

عزیزم می‌دونم کارشون اصلا قشنگ نبود بهت حق میدم
کارتم اشتباه نبود ولی چون قبلاً این ساعت اومدن شما سفره پهن کردین براشون دیگه عادت کردین
یه بار بهشون بگو خونه من می‌خواین بیاین زودتر خبر بدین ک من شرمنده نشم
من بچه ام شیطونه باید از عصر دست به کار بشم تا بتونم شامی بار بذارم

خانواده شوهر منم اینجور بودن یه مدت اصلا بهش رو ندادم نشستن سر جاشون بدم میاد از آدمای بیشعور

من اگه بودم شام نمیزاشتم تا اونا برن
برامم مهم نبود شامو دارن رو گاز میبینن
حق با تو بوده اصلا برات مهم نباشه رفتارت درست بوده

همین روشو ادامه بده و تعارف نکن و حتی بذار اونا رفتنی شامتونو بخورید تا دیگه نیان.نهایتش برای پسرت اگه گرسنه بود بیار که بخوره

ی سریا نمیدونم چرا درک ندارن
نمیدونن بچه های الان کلی شیطون شدن وقت سر خاروندن نداریم
خوب کردی عزیزم
خودشون باید عقلشون برسه تو این گرونی توقع نکنن یا حداقل قبلش اطلاع بدن

شاید اصلا آدم اون روز شام نداشته باشه ،یا خونه بهم ریخته باشه ،چقدر بی درکن

خوب کردی

چند بار اونا اومدن شام و نیاز تا اونا میرن ،بذار حساب کار دستشون بیاد

چ جالبه رفتارشون
من اگه بودم همون برنج و یکم نون و دوتا نیمرو کنارش میاوردم
میگفتم ببخشید سر زده اومدین نتونستم غذا بیشتر بزارم

خوب کردی حق با تو افرین ادمای بی فرهنگ و بی شعور رو باید ادب کرد

سوال های مرتبط

مامان یاسین کوچولو مامان یاسین کوچولو ۲ سالگی
دوستاااان تروخدا بیاین کمک کنین راهنماییم کنین
پسرم ۱۲ شب به زووووور میخابه تا ۱۰ یا ۱۰و نیم صبح
ظهرم ۴ به زووووور میخابه تا ۵ونیم بعضی وقتام نمیخابه مثلا انروز نخابید ۵ونیم به زور خابش کردم ینی چندماهه من دارم همش موقع خاب با زور یاسین میخابونم دیگه از لحاظ روحی داغونم خسته شدم از بس به زور خابوندم همش گریه میکنم خسته شدم هروقت موقع خاب میشه من باید کلی تلاش کنم دلم میخاد پسرم ۱۰ونیم بخابه ولی هیچوقت خونه نیستیم همیشه ۱۱ میایم خونه پسرم جایی شام نمیخوره میایم خونه بدون شام میخابه برای همین نمیتونم شیر شب قط کنم چون گرسنه هست یا خونه مامانشیم یا خونه مامانم .
بهش میگم بیا دو هفته شبا هیجا نریم ساعت ۹ونیم خونه باشیم که قشنگ بشینیم شام بخوریم یاسینم شام بخوره هم بتونم ۱۰ونیم خابش کنم هم شیر شب قط کنم میگه نه نمیشه جایی نریم .
اینجوری ۱۰ونیم بخابه تا ۹ صبح بد ۲ بخابه تا ۴
پیشنهاد شما چیه؟
بهش میگم دو هفته اینکارو کنیم عادت میکنه وقتی عادت کنه این ساعت بخابه اگر جایی هم‌باشیم میخابه ولی الان جایی باشیم نمیخابه عادت به شامم میکنه