سلام گلم، اینکه کسی بیاره یا نه تصمیم شخصیه ولی چون نظر پرسیدین میگم
من نه به عنوان یه مادر چند فرزندی بلکه به عنوان یه فردی که دکتر روانشناسی دارم لذت باهم بودن بچه هارو هر روز از نزدیک میبینم
همکاریشون
تقسیم وظایف
رشد روحی و مغزی
حس مسئولیت پذیری
همدلی و انسان دوستی
و خیلی چیزای دیگه که در کنار همدیگه یاد میگیرن
نه فقط با گفتن بلکه در عمل و با کلی شادی🥰
اینارو با هیچ اسباب بازی یا کلاس آموزشی نمیشه تو سر بچه به زور جا داد
حقیقتا مقاله های خارجی درمورد تک فرزندی رو بخونید مزایایش رو میبینید
در مورد هزینه ها هم حق دارین اما شاید چون تجربه مشابه بنده ندارین باور حرفام سخت باشه ولی با ورود هر بچه چنان برکتی به زندگی ما اومده که خودمونم تعجبیم خدا واقعا روزی بچه هارو زودتر از خودشون میفرسته
انشاءالله شمام به چشم ببینید و حسش کنید عزیزدلم
اونایی که دومی رو آوردن میگن بعد ی چند سالی سختیا یادت میره دلت تنگ میشه که دومی رو میاری 🥴
خدا قوت بده به مامانایی ک بچه دوم و سوم میارن. کار خوبی میکنن.
ولی لطفا مارو با خودشون مقایسه نکنن. ک بگن یه بچه آوردی دیگه چیکار کردی مگه. چون نمیدونن بهمون چی گذشته.
موهام کلی سفید شد. همیشه خسته م. افسرده م و تا وقت گیر بیارم گریه م میگیره.
خدا حفظ کنه تازه مادرم کمکه.
خداروشکر که یکی آوردم خدا همینو بهم ببخشه. ولی با این شرایط اقتصادی و ناآرومی های کشور.و اینکه شوهرم سال دیگه ۴۰ سالش میشه. سعی میکنم بیشتر با بچه م بازی کنم. ببرمش مهد ک با بچه ها بازی کنه. و تنهایی هاشو پر کنم.
وای نه. من از همه لحاظ فرسوده شدم. خوشبحال اونایی ک بچه داری براشون آسونه.
من بارداری سختی داشتم،افسردگی و اضطراب بدی رو تحمل کردم توی بارداری. بعد زایمان همجز مادرم و گاهی همسرم هیچکس نبود. و کلا خیلی خیلی بهم سخت گذشت. کم کاری تیرویید گرفتم.تمام دندون هام خراب شد. قرص اعصاب میخورم. شبا کابوس میبینم،پرِش دست و پا دارم.
هیچ جا نمیرم. بچه م از همون بدو تولد بشدت بدغذایی میکرد. حتی جاش عوض میشد کلا بهم میریخت. .خونه نشین شدم.
شوهرم خیلی بچه میخاد ولی من تولنشو ندارم. بخصوص با اخلاقای خود شوهرم. به دومی فک کردن واقعا سخته.
وااااای بیخیالللللل
من با تک فرزندی مخالفم امااا خودم هیچ آمادگی ندارم از لحاظ مالی الحمدالله مشکلی نیست ولی از احاظ روح و جسم واقعا کشش ندارم
تو شهر غریب دست تنها خیلی سخته بدون دست کمک
الان که دخترم بزرگتر شد گاهی میسپارمشبه مادرشوهرم
فکر نکنم حالا حالاها اقدام کنم
من دومیه..خیلی سخته واقعا
منو فقط شیر شب اذیت میکنه مگر نه اذیت دیگه نداره یکسره میخوابید شاید فکر میکردم
بچه داشتن همش مسولیته چ یکی چ دهتا
همشونم اذیت میکنن
منکه مغزم قفله
مني که تازه دومی رو باردار شدم😄
دقیقا منم
خیییییلی اذیتیم و تا ۷و۸ سال آینده امکان نداره به دومی فک کنم
فقط بهت بگم که من بچه اولم جونمو ب لب میرسونه در عوض دومی مایه آرامش بااینکه خیلی کوچیکه تموم اخلاق رفتارش زمین تا آسمون فرق داره،اولی خیلی اذیتم کرد الآنم ۵سالشه همونه😭
من که تجربه خوبی نداشنم از همون اول بسم الله شیر نخوردن دخترم ضدحال بزرگی بود الان انقد از بچه دوم میترسم که نگو. ـ
هبچوقت لذت نبردم فقط اعصاب خوردی وحرص جوش بخاطر اعتصاب شیرش
نه مگه خلیم
من اگه وضع مالیم خوب بود میآوردم سختی داره ولی با هم بزرگ میشن راحت میشی
بخاطر گرونی و مشکلات اقتصادی ادم نمیتونه به بچه دوم فکر کنه.وگرنه یه مادر با تمام وجود سختیای بچه داری و به جون میخره
من گاهی شیطون گولم میزنه
البته الان نمیخوام
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.