۱۷ پاسخ

گلم شاید شوخی کرده باهاتون ؟ خدا پدر و مادر خودش نگه داره .

یعنی فقط منم میگم باش. مال خودتون ؟ 😂

میگفتی بچه باید پیش پدرو مادرش باشه که یه وقت هوا برش نداره در آینده اینکارو کنه یا بچتو هوایی کنه

منم از این شوخی ها متنفرم
مادر همسرم منم میگفت
من اعتقادم اینه کسی بلد نیست شوخی کنه روی تربیت بچه هم اثر داره
اخه قربون صدقه یه چیزایی می‌رن که خجالت اوره

فک کنم همه پدر بزرگا اینو میگن پدرشوهر منم میگه منکه اهمیت نمیدم خودش میگه و امضا می‌کنه و خسته میشه گاهی هم شده میگم من از خدامه کی بهتر از شما برای بزرگ کردن بچه ام

برای ماهم اوایل میکفتن الان انقدر میزنتشون اذیتشون می‌کنه میگن نخاستیم ببرین مال خودتون😂😂😂

مادرشوهر منم از این چرت و پرتا زیاد میگه

پدرشوهر منم اینطور می‌گفت منم از رو سیاست میگفتم آره خیلی شما رو دوست داره الآنم همش اونجاست همه کاراشو میکنن همه زحماتشون هم با اوناست منم سفرو تفریحمو میرم بقیه بهم گفتن آخرش بچه مال تو بذار زحمتشو بکشن

وای چقدر تند جواب دادی... پدر شوهر منم از این چیزا زیاد میگه من فقط لبخند میزنم. متلا میگه این دیگه برا ما برین یکی دیگه برا خودتون درست کنین. یا هوا گرم شد میبرمش باغ دیگه نمی مش بهتون یا بزارین اینجا خودمون می‌بریم مدرسه و...

مادرشوهر منم اینجوری میگفت باردار بودم منم از قصد پسرمو انقد وابسته خودم کردم یه ساعتم پیشش نمیمونه چند بار گفته بزار اینجا بمونه میگم ازم دور بودنی استرس میگیرم

بابا شوخی میکنن
مادرشوهر منم میگه کتی بزرگ شه از شیر بگیری پیشم بمونه تو بغلم بخابه

بابا از این شوخی ها زیاد میکنن مامان منم میگه چون عاشق بچه هستن به دل نگیر تا باشه از این حرفا

مادر شوهر منم زیاد میگه همش میگه اینو بدین به من بزرگ کنم یکی دیگه برا خودتون بیارین😅
من اهمیت نمیدم خیلی

😐😐😐😐😐😐

ببین میفهممت
یعنی با گوشت و پوست و خونم فهمیدمت

مادرشوهر منم از این حرفهای مفت زیاد میزنه. کیه که اهمیت بده

جدی گفت شاید شوخی کرده عزیزم مگه شده نگه داره

سوال های مرتبط

مامان شاهان و آیهان💙 مامان شاهان و آیهان💙 ۱ ماهگی
دارم دیوونه میشم دیگه
شاهان شبو مدام جیغ میزد نمی خوابید باباش برگشته میگه نمیدونم چه بلایی سرش آوردی انقد گریه میکنه
چند روز پیش خونه مامانم خورد زمین دماغش زخم شد میگه تو از بچه مواظبت نمیکنی اینم از امشب که معلوم نیست چش شده من گفتم گوشش درد میکنه گفت حتما آب پر کردی تو گوشش گفتم بسه دهنتو ببند دیگه داری اعصابمو بهم میریزی بحثمون شد و محلش ندادم دیگه واقعا هی ناراحتم میکنه انگار من نامادری بچمم اذیتش میکنم این مرد دیگه توان نزاشته برام
الانم شازده پسرش رفت عکس عروسیمونو از رو پاتختی کشید افتاد شیشه هاش خورد و خمیر شد یعنی یلحضه قلبم ریخت فک کردم شیشه ها ریخت رو سرش یا رفت تو دست و پاش یجوری شوک وارد شده بهم همش جیغ میزدم و گریه میکردم خیلی فشار رومه دیگه نمیدونم چه غلطی بکنم از دست این بچه بخدا هرچی وسیله خطریه یع اتاق خالی کردم همشو چپوندم تو اتاق بلکه اتفاقی نیوفته این بازم یچی پیدا میکنه بری.... ن..... ه توش شب هم یدونه بشقابمو شکست کم آوردم دیگه یه لحظه چشم ازش برمیدارم یکاری میکنه
همسرمم مطمئنم مامانش بهش گفته مواظب بچه نیست که دماغش به اون وضع افتاده این هی سرکوفت میزنه که مواظب نیستی منم گفتم بچه خواهرت 24ساعتی داد میزنه لابد خواهرت بلایی سرش آورده بچه ناآرومه بچس دیگه داخل بدنش نیستم که یچیش هست نمیتونه بگه گریه میکنه گاوی نمیفهمی
از امروز دیگه بهش رو. نمیدم سرسنگین میشم بفهمه دل شکستن تاوان داره دیگه عین قبل حسابش نمیکنم 💔🥲