پارت۳/ساعت۱۱/۳۰بیمارستان بودم تا ازمایش های اتاق عملو انجام دادن ساعت یک شد اما نگم از پرستارهاو ماماهای بیمارستان ۱۷شهریور چقد مهربون بودن من استرس داشتم اصلا رگ پیدا نمیشد دونفر باهام حرف میزدن فکرم نره سمت سزارین که یه ماما گفت دخترم بزار سوند وصل کنیم منم چشامو بسته بودم که یهو گفت تموم شد دردش از امپول خیلی کمتره منو فرستادن ساعت ۱اتاق عمل بیحسی زدن دوتا مردداخل اتاق بهم بی حسی زدم ساعت۱/۲۰داخل ریکاوری بودم دخترمم کنارم بود منم هیچ دردی نداشتم ساعت۲منو بردن بخش پرستاراهم گفتن چپن اخرشبه شوهرت بیاد بالا مامان نینی ببینه منم خوشحال که سزارین چه راحته اما تا ساعت چهار صبح😂که بیحسی ها تموم شد بد فقط میگفتم یا اما رضا چقد میسوزه اما قابل تحمل بود بلخر باهرسختی ساعت۱۰صبح شد که پرستار گفت باید راه بری منم فکر میکردم خیلی سخته اما سختیش پایین اومدن از تخته بدش که اروم راه بری قابل تحمه اما من پمپ درد نداشتم فقط با شیاف اروم بودم خونریزیم درحد پریودی بود تا ساعت۵عصر دیگه با شیاف اروم بود فرداش مرخص شدم امروز هفت روز زایمان کردم و بنظرم سزارین خیلی از طبیعی بهتره من طبیعی زایمان نکردم اما دیدم که دخترا چجوری جیغ میکشیدن😁

۴ پاسخ

از من گهواره زایید خودم هیچ دردی ندارم چکار کنم دردم بگیره

عزیزم طبق تاریخ گهواره زایمان کردی

با بیمه سلامت قبول نمیکنن؟

مبارکه قدمش پر برکت باشه، بیمه تامین بودین؟

سوال های مرتبط

مامان گردو مامان گردو روزهای ابتدایی تولد
مامان هدیه زهرا مامان هدیه زهرا ۱۱ ماهگی
#تجربه_سزارین
پارت دوم
تو اتاق عمل اول متخصص بیهوشی خیلی مهربون بهم مشورت داد که وقتی میترسم، بی حسی خوب نیس و باید بیهوش شم. چون وقتی وارد اتاق عمل شدم، خیلی ترس داشتم و اینو همه شون متوجه شدن . یکم باهام حرف زدن تا ارومم کنن. و تصمیم گرفتن که بخاطر ترسم، بیهوشم کنن. و اینکه از عوارض بی حسی بهم گفتن که بعداز اینکه بی حسی تموم میشه، سردرد های شدید دارن .
دستگاه تنفس بهم وصل کردن و همونجا دیگه تو یه لحظه بیهوش شدم.
بیدار که شدم، ساعت ۲ و نیم بود.
دیدم تو اتاق ریکاوری ام و پرستار بهم شیاف میزنه تا درد نداشته باشم.
آرامبخش و شیاف خیلی خوب بود . باعث شد وقتی که به هوش اومدم، اصلا دردی نداشته باشم. واقعا خوب بود . اصلا نیازی به پمپ درد نداشتم. همه کسانیکه با ما سزارین کرده بودن هم همینطور بودن، هیچکدوم پمپ درد نداشتن . و همه مون با شیاف و سرم و آمپول ، آروم بودیم و هیچ دردی نداشتیم‌ . و بخاطر اینکه بیهوش هم شده بودم، هیچ عوارضی نداشتم و حالم اوکی بود.
تو این زمینه ی بعد از عمل، بیمارستان و عواملش خیلی مهمه. من که واقعا رااضی بودم. رسیدگی شون عالی بود.
مامان گل گلی مامان گل گلی ۸ ماهگی
سزارین
پارت یک

نه ماه نمی‌تونستم تصمیم بگیرم که طبیعی زایمان کنم یا سزارین
شرایط هر جفتش برام مهیا بود ، اما بلاخره پایان نه ماه فشارم بالا پایین شد و بچه هم تا هفته ۳۹ تو کانال زایمان نیفتاده بود و هیچ دردی نداشتم دکترم تصمیم گرفت که سزارین کنم و منم واقعا خوشحال شدم چون یه بار زایمان طبیعی با آمپول فشار انجام داده بودم و واقعا برام سخت گذشته بود

خلاصه ساعت چهار و نیم صبح حرکت کردیم و پنج رسیدیم بیمارستان رفتم و آزمایش ها و ... رو انجام دادند بعدش ساعت هفت و نیم وارد اتاق عمل شدم
نکته ای که میخام بهتون بگم برای من واقعااا سوند گذاشتن هیچ دردی نداشت هیچی انگار نه انگار که سوند گذاشتند
تو اتاق عمل همه کار خودشون رو به سرعت انجام دادند و من رو یه ذره هم کردند و آمپول بی حسی زدند برام عین تموم امپولا بود دردش درد وحشتناکی نداشت
به سرعت درازم کردند در عرض پنج ثانیه بی حس شدم و خودمم استرس گرفتم که دکترم فهمید و آرامش بخش بهم تزریق کردند
مامان جوجه هلیا🐣 مامان جوجه هلیا🐣 ۷ ماهگی
تجربه سزارین سوم

سلام خانما من هم اومدم تجربه سزارین سوم بگم
رفته بودم پیش دکتر بهم نامه بستری داد برای شش آذر عمل کنم که من ساعت دو شب یکم آذر دردم گرفت تا صبح صبر کردم ساعت ۷ رفتم بیمارستان نوار قلب بچه رو گرفتن و گفتن انقباض داری باید الان عمل بشی ، منم اینقدر اذیت بودم خوشحال شدم که زودتر قراره زایمان کنم ،
بهم انژوکت و سوند وصل کردن که بر خلاف حرف بعضیا ک میگن خیلی درد داره ،اصلا اینجوری نبود فقط یکم سوزش داشت و زود تموم شد ازم چندتا آزمایش گرفتن و تا جوابش اومد ساعت شد ۱۱ ، ساعت ۱۱ منو بردن اتاق عمل ، اومدن بی حسی بزنن، درد داشت ولی قابل تحمل بود ، یه ربع بیست دقیقه زمان برد تا بچم دنیا اومد ،خیلی حس خوبی بود تمام درد ها یادم رفت ،،،،، ساعت دو منو بردن بخش ، امام اکسیژن بچه یکم کم بود یه دو سه ساعت نگه داشتن و بعد آوردن پیشم ،کم کم بی حسی ها رفت و درد هام شروع شد که پرستارم بهم مسکن زد و شیاف داد آروم شدم , من استرس راه رفتن بعد عمل داشتم خیلی میترسیدم که یه جا خونده بودم شکم بند بعد از سزارین خیلی کمک می‌کنه شوهرم واسم خرید و من شکم بند بستم موقع اولین راه رفتن واقعا برام معجزه کرد ،خیلی راحت بودم اصلا اذیت نشدم بهتون پیشنهاد میکنم حتما بخرید ،
سر دو زایمان قبلی شکم بند نداشتم خیلی اذیت شدم ، یک شب بیمارستان بودم فرداش مرخص شدم ،
مامان دلانا❤️ مامان دلانا❤️ ۲ ماهگی
#تجربه سزارین
من قرار بود ۲۳ اردیبهشت سزارین اختیاری بشم هزینه ی دکترم رو داده بودم باید یک روز قبل میرفتم بیمارستان تشکیل پرونده میدادم. دکترم گفت ۲۰ ام برای اخرین بار برم پیشش رفتم همه چیز چک شد اما نوار قلب جنین بالا بود و ثلبش تند میزد همون موقع ارجاع شدم بیمارستان بازم ضربان قلب جنین بالا بود به دکترم زنگ زدن گفت ختم بارداری و اومد ساعت ۱۱ شب بردنم اتاق عمل همه چیز خیلی خوب بود تنها چیزی که خیلی اذیتم کرد سوند بود واقعا اما بی حسی درد نداشت اصلا زایمان کردم ساعت ۵ صبح گفتن مایعات رو شروع کن و اومدن سوندم رو کشیدن و گفتن راه برو واقعا واقعا خیلی راه رفتن سخت بود رفتم دستشویی و برگشتم در کل درد نداشتم تا خوابیده بودم شیاف برام کافی بود و نیاز به پمپ درد نداشتم و تا وقتی دراز میکشیدم درد نداشتم فقط راه رفتن سخت و دردناک بود انگار نفسم بالا نمیومد اما به مرور بهترم و اینکه راه که میرم کمر درد بدی میگیرم فک کنم بخاطر بی حسی هست اما درکل اگه برگردم بازم انتخابم سزارین هست
مامان پینار مامان پینار ۴ ماهگی
❗️تجربه سزارین❗️
الان ۱۴ ساعته سزارین شدم. از اول شروع کنم که دکترم برای ۷ اسفند وقت عمل داد سزارین اختیاری/
ولی یک اسفند ساعت ۶ صبح تو خواب بودم که متوجه شدم دیدم لای پاهام داغ شد بیدار شدم اب دیدم فهمیدم کیسه ی ابه هر چی راه میرفتم بیشتر میشد پاشدیم رفتیم بیمارستان دردام انقباضات منظم شروع شدن . میخواستن معاینه کنن که نذاشتم چون سزارین میخواستم هعی اصرار میکردن میترسوندن تا بذارم معاینه کنم اما نذاشتم بلاخره انقباضاتم خیلی پیش رفت از درد جیغ میکشیدم و اینم بگم با هر سری انقباض یه تشت اب از من میرفت . آخرش ساعت ۹ صبح دکترم اومد رفتیم اتاق عمل‌… استرس داشتم اما توکل کردم… بی حسی نخاع رو زدن درد نداشتم اما موقع تزریق به پام انگار برق وصل شد یهو ولی دردی نداشت.. کامل بیحس شدم و بعد بیست دیقه دخترم با وزن ۲،۵۰۰ گرم دنیا اومد

شیرین ترین لحظه بود .. گذاشتن روی سینم و بخیه زدن
تو اتاق ریکاوری هم پیشم بود دخترم مشکلی نداشت تا دستگاه بره شکر خدا.
تو بی حسی دو بار ماساژ رحمی دادن بعد که دادن بخش سه بار هم ماساژ رحمی اونجا انجام دادن
پمپ درد داشتم و شیاف میذاشتن
دردام قابل تحمل بود واقعا
بعد چند ساعت راه رفتنی یکم درد داشتم اما پرستار با حوصله کمکم کرد و آسون گذشت
تا به حالا هم چندین بار راه رفتم عادت کرد بدنم

خلاصه بگممم
بیمارستان خصوصی خیلی عالیه
پمپ درد بگیرین و طبیعی زایمان نکنین
سزارین خیلییی بهتره و قابل تحمل

دختر من هم ۳۷ و ۲ روز به دنیا اومد ❤️😍