❗️تجربه سزارین❗️
الان ۱۴ ساعته سزارین شدم. از اول شروع کنم که دکترم برای ۷ اسفند وقت عمل داد سزارین اختیاری/
ولی یک اسفند ساعت ۶ صبح تو خواب بودم که متوجه شدم دیدم لای پاهام داغ شد بیدار شدم اب دیدم فهمیدم کیسه ی ابه هر چی راه میرفتم بیشتر میشد پاشدیم رفتیم بیمارستان دردام انقباضات منظم شروع شدن . میخواستن معاینه کنن که نذاشتم چون سزارین میخواستم هعی اصرار میکردن میترسوندن تا بذارم معاینه کنم اما نذاشتم بلاخره انقباضاتم خیلی پیش رفت از درد جیغ میکشیدم و اینم بگم با هر سری انقباض یه تشت اب از من میرفت . آخرش ساعت ۹ صبح دکترم اومد رفتیم اتاق عمل‌… استرس داشتم اما توکل کردم… بی حسی نخاع رو زدن درد نداشتم اما موقع تزریق به پام انگار برق وصل شد یهو ولی دردی نداشت.. کامل بیحس شدم و بعد بیست دیقه دخترم با وزن ۲،۵۰۰ گرم دنیا اومد

شیرین ترین لحظه بود .. گذاشتن روی سینم و بخیه زدن
تو اتاق ریکاوری هم پیشم بود دخترم مشکلی نداشت تا دستگاه بره شکر خدا.
تو بی حسی دو بار ماساژ رحمی دادن بعد که دادن بخش سه بار هم ماساژ رحمی اونجا انجام دادن
پمپ درد داشتم و شیاف میذاشتن
دردام قابل تحمل بود واقعا
بعد چند ساعت راه رفتنی یکم درد داشتم اما پرستار با حوصله کمکم کرد و آسون گذشت
تا به حالا هم چندین بار راه رفتم عادت کرد بدنم

خلاصه بگممم
بیمارستان خصوصی خیلی عالیه
پمپ درد بگیرین و طبیعی زایمان نکنین
سزارین خیلییی بهتره و قابل تحمل

دختر من هم ۳۷ و ۲ روز به دنیا اومد ❤️😍

۶ پاسخ

ممنون بابت اینکه تجربتو به اشتراک گذاشتی من بچم ایو جی ار هست دوشنبه یا شنبه میخوان بدنیاش بیارن خیلی استرس داشتم ولی باخوندن پیامتون اروم شدم😍💕

آخی بسلامتی منم ۵ اسفند نوبت دارم خدا کنه درد طبیعی نیاد سراغم

به سلامتی قشنگم 😍

پای منم موقع تزریق یهوپرید بالا
نمییدونم چرا

مبارکا باشه ایشالا که خوش قدم باشع و خیر و برکت بیاره تو زندگیتون دوستم💋❤😍🧿

مبارکههههه عزیزمممم😍😍😍😍😍 شکر خدااااا سالم سلامت بغل گرفتی برا ماهم دعا من 🙏🙏😍😍😍😍😍 تجربیاتتم عالییی بود ممنون که با ما به اشتراک‌گذاشتی

سوال های مرتبط

مامان نیلا🐥 مامان نیلا🐥 ۳ ماهگی
خب پارت دو داستان سزارین
وارد اتاق عمل شدم نگم که چه استرسی داشتم و مثل بید میلرزیدم منو تحویل اتاق عمل دادن مستقیم رفتم رو تخت اتاق عمل نشستم آمپول بی حسی به کمرم زدن و اصلااااا هیچی حس نکردم واقعا خیلی خوب بود و اصلا درد نداره نگران نباشید
آروم کمکم کردن خوابیدم دستامو بستن پرده رو کشیدن و دکترم کارو شروع کرد همش حس میکردم دکترم داره با شکمم کشتی میگیره 😅 یعنی فشار رو حس میکنید ولی به هیچ وجه متوجه درد نمیشید
دخترم به دنیا اومد آوردن نشونم دادن و بردنش کاراشو انجام بدن
دکتر منم داشت بخیه میزد و من همینجوری داشتم میلرزیدم بهم آمپول زدن لرزشام رفت و عملم تموم شد بردنم ریکاوری تو ریکاوری یه بار ماما شکممو فشار داد یه بار دکتر که بی‌حس بودم متوجه نشدم بعد که حسم رفت ماما اومد گف باید ماساژ بدم منم سفت‌ دستشو گرفتم و نمیذاشتم چون خیلی ترسیده بودم اما آروم فشار داد و خیلی درد نداشت
موقع تحویل به بخش هم دوباره پرستاری که اومده بود منو تحویل بگیره فشار داد که اونم درد نداشت البته درد داشتااا ولی قابل تحمل بود
پارت بعدی رو هم سعی میکنم زود بذارم از لحظه ای که وارد بخش شدم
مامان نی نی مامان نی نی روزهای ابتدایی تولد
خانوما می‌خوام نظر خودمو در مورد زایمان سزارین بگم

من سز اختیاری بودم و به دکتر چهل میلیون دادم برای سزارین
دکترم هم به یه بهانه ای منو سز اجباری نوشت که بیمه قبول کنه هزینه هارو وگرنه سی تومن بیمارستان میگرفت
من رفتم زایشگاه منو معاینه تحریکی کردن درد وحشتناکشو هیچوقت فراموش نمیکنم
بعد که تصمیم به عمل شد سوند رو میخواستم بزارن ده بار این سوند رو گذاشتن و درآوردن
مردم و زنده شدم هنوز که هنوزه میرم سرویس با ترس میرم
رفتم اتاق عمل بی حسی هیچ دردی نداشت حتی نفهمیدم که زد
طول عمل هم که همه چی اوکیه
تو ریکاوری آخرین بار که ماساژ زخمی دادن حسن یکم برگشته بود و جیغ میزدم
پمپ درد نشد بگیرم اما اگر دوست نداریم کسی براتون شیاف بزاره بگیرین حتما
من رفتم بخش دوباره ماساژ رحمی دوباره درد وحشتناک اما کمتر از درد اون معاینه تحریکی لعنتی
بعدش هم چون نمیتونست مامانم برام شیاف بزاره درد داشتم تا که با التماس درخواست پرستار اومد و برام گذاشت
دردم بهتر شد
اولین راه رفتن هم من با واکر راه رفتم خیلی کمک کرد بهم
فقط بلند شدن از تخت واقعا درد شدیدی داره
در کل انتخاب من اگر صد بار برگردم عقب همون سزارینه و تمام سه روز اول سز سخته اما بعدش دیگه تمومه به محض اینکه پانسمان زخم‌بار میشه و آب به بخیه میخوره دیگه همه چی راحت میشه