خانوما می‌خوام نظر خودمو در مورد زایمان سزارین بگم

من سز اختیاری بودم و به دکتر چهل میلیون دادم برای سزارین
دکترم هم به یه بهانه ای منو سز اجباری نوشت که بیمه قبول کنه هزینه هارو وگرنه سی تومن بیمارستان میگرفت
من رفتم زایشگاه منو معاینه تحریکی کردن درد وحشتناکشو هیچوقت فراموش نمیکنم
بعد که تصمیم به عمل شد سوند رو میخواستم بزارن ده بار این سوند رو گذاشتن و درآوردن
مردم و زنده شدم هنوز که هنوزه میرم سرویس با ترس میرم
رفتم اتاق عمل بی حسی هیچ دردی نداشت حتی نفهمیدم که زد
طول عمل هم که همه چی اوکیه
تو ریکاوری آخرین بار که ماساژ زخمی دادن حسن یکم برگشته بود و جیغ میزدم
پمپ درد نشد بگیرم اما اگر دوست نداریم کسی براتون شیاف بزاره بگیرین حتما
من رفتم بخش دوباره ماساژ رحمی دوباره درد وحشتناک اما کمتر از درد اون معاینه تحریکی لعنتی
بعدش هم چون نمیتونست مامانم برام شیاف بزاره درد داشتم تا که با التماس درخواست پرستار اومد و برام گذاشت
دردم بهتر شد
اولین راه رفتن هم من با واکر راه رفتم خیلی کمک کرد بهم
فقط بلند شدن از تخت واقعا درد شدیدی داره
در کل انتخاب من اگر صد بار برگردم عقب همون سزارینه و تمام سه روز اول سز سخته اما بعدش دیگه تمومه به محض اینکه پانسمان زخم‌بار میشه و آب به بخیه میخوره دیگه همه چی راحت میشه

۶ پاسخ

من دوازده‌تومن دکترم میخواد بیست و پنجم بیمارستان خصوصی با پمپ درد اینا

آره اون موقع که باید بلند شی و راه بری دردش وحشتناکه من که مردم و زنده شدم

منم سزارین اختیاری بودم دو دولتی ولی معاینه تحریکی نبود
یه معاینه کزدن فقط بغدم اتاق عمل

دقیقا چه خبره چهل میلیون کدوم استانی

عزیزم خداروشکر که الان خوبی، ممنون بابت اینکه تجربت رو با ما به اشتراک گذاشتی.
فقط یه سوال مگه برای سزارین هم نیاز به معاینه تحریکی هست؟

من سزارین اورژانسی شدم با بیهوشی خیلی بنظرم بهتر بود تا اینکه تو گفتی بهت بی حسی زدن

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۷ ماهگی
مامان پرنسس مامان پرنسس هفته سی‌وهشتم بارداری
❗️تجربه سزارین❗️
الان ۱۴ ساعته سزارین شدم. از اول شروع کنم که دکترم برای ۷ اسفند وقت عمل داد سزارین اختیاری/
ولی یک اسفند ساعت ۶ صبح تو خواب بودم که متوجه شدم دیدم لای پاهام داغ شد بیدار شدم اب دیدم فهمیدم کیسه ی ابه هر چی راه میرفتم بیشتر میشد پاشدیم رفتیم بیمارستان دردام انقباضات منظم شروع شدن . میخواستن معاینه کنن که نذاشتم چون سزارین میخواستم هعی اصرار میکردن میترسوندن تا بذارم معاینه کنم اما نذاشتم بلاخره انقباضاتم خیلی پیش رفت از درد جیغ میکشیدم و اینم بگم با هر سری انقباض یه تشت اب از من میرفت . آخرش ساعت ۹ صبح دکترم اومد رفتیم اتاق عمل‌… استرس داشتم اما توکل کردم… بی حسی نخاع رو زدن درد نداشتم اما موقع تزریق به پام انگار برق وصل شد یهو ولی دردی نداشت.. کامل بیحس شدم و بعد بیست دیقه دخترم با وزن ۲،۵۰۰ گرم دنیا اومد

شیرین ترین لحظه بود .. گذاشتن روی سینم و بخیه زدن
تو اتاق ریکاوری هم پیشم بود دخترم مشکلی نداشت تا دستگاه بره شکر خدا.
تو بی حسی دو بار ماساژ رحمی دادن بعد که دادن بخش سه بار هم ماساژ رحمی اونجا انجام دادن
پمپ درد داشتم و شیاف میذاشتن
دردام قابل تحمل بود واقعا
بعد چند ساعت راه رفتنی یکم درد داشتم اما پرستار با حوصله کمکم کرد و آسون گذشت
تا به حالا هم چندین بار راه رفتم عادت کرد بدنم

خلاصه بگممم
بیمارستان خصوصی خیلی عالیه
پمپ درد بگیرین و طبیعی زایمان نکنین
سزارین خیلییی بهتره و قابل تحمل

دختر من هم ۳۷ و ۲ روز به دنیا اومد ❤️😍
مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۰ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان پاشا🧸 مامان پاشا🧸 ۵ ماهگی
برای مامانای سزارینی
صرفا چیزی که میگم تجربه شخصی خودمه و بستگی به بدن ، بیمارستان و دکتر هم داره
من خودم عاشق زایمان طبیعی بودم و تا هفته ۳۸ قصدم طبیعی بود، تمام ورزش هارو انجام دادم و آماده طبیعی بودم که لحظه آخر همسرم اجازه نداد .
وحشت عجیبی از سزارین و درد بعدش داشتم نمیدونم چرا
اما کلا همه وحشتام صرفا الکی بود چون درد سوزن اسپاینال ، سوند و ماساژ رحمی رو اصلا نفهمیدم بعد بی حسی هم پمپ درد داشتم ، همون شب با کمک پرستار همراه شروع کردم راه رفتن و سعی کردم کمرم رو صاف نگه دارم و از فرداش که مرخص شدم کاملا سرپا بودم و کلا ۲روز بعد زایمان درد کمی مثل درد پریود داشتم همین و بس🤗
پیشنهادم اینه که بدون استرس برید برای عمل ، موقع اسپاینال و یوند کاملا بدنتون رو شل کنید ، از پرستارها خواهش کنید تا بی حس هستین ماساژ رحمی رو داخل اتاق عمل و ریکاوری انجام بدن ،
بعد عمل تا میتونید راه برید و کمرتون رو صاف نگه دارین
ایشالله که زایمان خوبی داشته باشین همه چه طبیعی چه سزارین❤
مامان ❤️مهدا خانم❤️ مامان ❤️مهدا خانم❤️ ۷ ماهگی
سلام به همه مامانا
امروز از تجربه ی سزارینم میگم
اول از همه اصلاااا اصلا سمت تاریخایی که حتی نزدیک به رند هستن هم نرید.....
من دکترم 4/24 نوبت داده بود بهم فکر نمیکردم به خاطر رندی انقدر شلوغ باشه! با اینکه وی ای پی بودم اما اصلا راضی نبودم خیلی شلوغ بود
من بیمارستان نجمیه تهران بودم، اگر برگردم بازم سزارین رو انتخاب میکنم اما سزارین اونجوری که فکر میکردم راحت نبود و واقعاااااا سخته
توی اتاق عمل برق منو گرفت😑 بعدشم اولاش کلا از هوش رفتم گفتن ضعف کردی..... سوند رو برام بعد بی حسی زدن که خوب بود واقعا، ماساژای شکم با اینکه هنوز بیحس بودم دردناک بود شدید مخصوصا اخری بعد ریکاوری،کلا دو سه باری ماساژ دادن.... درد به شدت زیاده واقعا وقتی از رو تخت میخوان جا بجات کنن خیلی بده من پمپ درد گرفتم تا وقتی اون بود قابل تحمل بود اما بعذش که تموم شد شیاف اصلا جواب نمیداد..... حتما پمپ درد رو بگیرین به نظرم اما خب کلا بعد اینکه شکم کار کنه دردا هم کمتر میشن انگار
در کل اصلا فکر نکنید که عمل آسونی هست.... واقعااا پدرم دراومد😑ولی بازم ترجیح میدم به طبیعی چون فوبیای طبیعی داشتم.
مامان TAHA 💕 مامان TAHA 💕 ۱۰ ماهگی
پارت سوم
دیگه رفتم ریکاوری اونجا هم چون کل انرژیم تخلیه شده بود بدنم از سر و دندون بگیر تا نوک پا می‌لرزید که یه چیزی اومدن زیر پتو برام گذاشتن تا گرمم کنه بعدش هم یه پرستاری اومد یکی رو ماساژ رحمی بده دوباره اون خانومه هم بی حسیش تموم شده بود منم ترسیدم همون جا گفتم تا بی حسم بیا برا منم فشار بده که اومد فشار داد و رفت دیگه کارت نداشت منم تو خواب و بیداری بودم کم کم هم داشت اثر بی حسی کم میشد که اومدن بردنم سمت بخش یه ماساژ دیگه هم دادن که دردش زیاد حس نشد اما اینکه هی از این تخت به اون تخت میکردن بیشتر دردم می‌گرفت پمپ درد هم گرفتم برای دردام که خیلی خوب بود
رفتیم بخش کم کم اثر بی حسی تا 6 و 7 شب تموم شد و من خودم کم کم می‌چرخیدم به سمت راست و چپ یکم درد داشت و سوزش اما دردش به پای درد طبیعی که کشیده بودم نمی‌رسید خلاصه به کوچولوم هم شیر میدادم بعدش هم ساعت 9 شب یکم چیزی خوردم و در آخر گفتم بیان سوند رو بکشن که برم راه برم و سرویس که اومدن سوند رو کشیدن درد نداشت فقط باید خودتو شل بگیری تا راحت تر دربیاد
دیگه در آخر پاشدم راه رفتم سوزشش زیاد نبود اما خب به کمک نیاز داشتم تا چند قدم اول رو برم بعدش دیگه کم کم راه افتادم
الانم که مرخص شدم اومدم خونه امیدوارم شما زایمان راحتی داشته باشین