سلام مامانا بیایین حرف بزنیم
شمام بچه هاتون عصبیتون میکنن؟؟
بخدا دیگه خسته شدم براش انواع بیسکویت میارم کلوچه همه جوره خرمایی کشمشی هر چی فکر کنید پودرشون می‌کنه
غذا کم‌میخوره
بردمش دسشویی میگم نکن اول می‌خنده بعد گریه می‌کنه که بذار دستمو بزنم زمین بذارم دهنم یا بذار بشینم کف دسشویی
تمام اسباب بازیاش روریخته
صدا نمیکنم محل نمی‌ده هر چی میگم اصلا انگار کسی پیشش نیست کارخودش‌و میکنه تو ریختو پاش اولیه
هر چقدر تمرین میکنم باهاش فایده ندارع کلا دوست ندارن چیزی یاد بگیره حرفم نمیزنه دیونم کرد افتادم به غلط کردن
بچه ارومیه از اول گاهی وحشی میشه
الان یکساعت بشین پاشو مردم که یخچالو باز کن باز کردم میوه رو‌نصفهدمیخوره پرت میده
خدایا یک نگاه به من بندت کن 😭
چرا خدا دوست داره عذابم بده مگه چکار کردم
گاهی از مادر بودنم پشیمون میشم میگم کاش نازا بودم بعد میگم ناشکریه خدارو شکر عاقل هم میشه
ظهر کم‌کم مرغ بسته بندی کرده من نایلون گرفتم اون ریخته تو نایلون
اینجوری بگم دیگه از زندیگم‌سیرم 😭😭😭

۱۱ پاسخ

چیکارباید بکنیم واقعاببریم مشاوره؟

عزیزم دختر من برخلاف اینا آروم هم نیست بشدت خسته و افسرده ام
بس که تنهایی باهاش سر کردم
کلی الان گریه کردم هیچیکس هم ندارم

واقعا حق داری چون دختر منم همینه گاهی فک میکنم شاید فقط بچه منه ک انقدر اذیتم میکنه
مدام جیغ گریه اولا خیلی عصبی میشدم و داد میزدم گاهی حتی ب کتک ختم میشد ولی ی مدته ک جلوی خودمو میگیرم و باهاش صحبت میکنم ولی بازم تاثیری نداره چون واقعا کار خودشو میکنه خیلی خسته شدم واقعا مخصوصا ک خانواده ام ازم دورن خیلی بیشتر اذیت میشم

دقیقا خصوصیات دختر منه بخدا همه چی پرت میکنه هنه چی بهم میریزه غذا خوب نمیخوره منو میبرهذسمت یخچال یچیزی بهش یدم وقتی بعش میدم تف میکنه حرفم که نمیزنه

بخدا بچه های ماهم همبنن

کپی پسر من
بااین تفاوت که
وسط خرابکاریاش میره داداش کوچیکشم ک بزور خابوندمش بیدارمیکنه جفتشون میفتن ب جونم

عزیزدلم برو هزار مرتبه شکر کن که بچت سالمه،من الان ۳ روزه بیمارستانم،پسرمو بستری کردن ، کاش برم خونه همه جا رو بریزه بهم باز شلوغکاری کنه

وای تو اگه پسرمنو داشتی چیکارمیکردی

اوووووف دهن منم سرویس شده .هرروز شوهرم از سرکار میاد اول به درد و دلهای من گوش میده بعد میشینه چای میخوره. از بس اذیتم میکنه پسرم

بخدا تنها نیستی فکرنکن فقط خودتی دقیقا عین کارای دخترم دیگه نا ندارم از دستش ولی چاره ای نیس باید تحمل کنیم تا بزرگ شن بعد مامانم میگه من چندتا بچه بزرگ کردم مثل تو اینجوری گیر نمیدم وحشی نیستم باید حرفای بقیه رو هم تحمل کنی

هنوز اینا خوبه دخترم میره روی توالت فرنگی ادرار می‌کنه بعد باهاش صورتش میسوزه

سوال های مرتبط

مامان امیر حسین❤ مامان امیر حسین❤ ۲ سالگی
دوستان لطفاً اگه کسی شرایطی مشابه من داشته راهنماییم کنه..
حدود دوماهه پسرمو از پوشک گرفتم
اوایلش خوب همراهی میکرد
ولی الان ی چن وقته خیلی لجباز شده خیلی اذیتم می‌کنه
میبرمش دسشویی منو دور حیاط میچرخونه فرار میکنه هر چی باهاش حرف میزنم توضیح میدم گولش میزنم انگار ن انگار
تو دسشویی هم همش دست ب آفتابه میزنه ابشو خالی میکنه شلنگ باز میکنه
همه کار میکنه الا جیش هر چی میگم بهش فایده نداره
باهاش مدارا میکنم دعوا نمیکنم با زبون خوش میگم تشویقش میکنم بلکه بفهمه هیچچچ
انگار ن انگار..
ب بهونه جیش میره تو دسشویی ولی کارشو نمیکنه
حتی نمیزاره شلوارشو در بیارم جیغ میزنه ک چرا در میاری نکن
باز با باباش راحتتره اینجور اذیت نمیکنه ولی با من لجبازه
همون حرفایی ک باباش میزنه منم میگم ولی تا باباش میگه کارشو می‌کنه همراهیش می‌کنه
توررو خدا بگید چ کنم
همه چی هم میفهمه
ی وقتایی ک سر کیف باشه خودش خبر میده ببرمش ولی بازم تا میبرمش شروع میکنه ب اذیت و لج کردن
مامان گردو و فندوق🌰🥜 مامان گردو و فندوق🌰🥜 ۲ سالگی
مامانا به کمکتون نیاز دارم🥺
میگم بچهای من برای ترک پوشک تا حدودی همکاری میکنن ولی یجاهایی هم نه!
مثلا الان۱۵روز گذشته هر یکساعت میبرم دستشویی جیش میکنن اصلا توی شلوار جیش نمیکنن خب تا اینجا اوکیه
ولی اصلا نمیگن جیش یا پیپی داریم باید خودم ببرم
یکیشون میگه پیپی دارما ولی باید ۱۰بار ببرمش دستشویی تا کارشو انجام بده بازیگوشن دوس دارن وقتی میرن دستشویی چراغ روشن خاموش کنن شیر باز و بسته کنن فک کن دوقلو چقدر هم سخته🥲
همون ک خبر میده الان بردمش پیپی کرد هرچقدر گفتم یکم دیگه بشین شاید تموم نشده گفت نه
شستمش رفت داخل توی اتاق خواب بقیه کارشو کرد کلی داد زدم😭
بلدن ولی دوس ندارن انجامش بدن یا یاد بگیرن هرچقدر میگم خبر بدین اصلا دوس ندارن این حرفامو بشنون چیکار کنم؟؟؟
پشیمونم چرا از پوشک گرفتم حتی شب بعد از اینکه خواب رفتن پوشک میکنم صبح وقتی باز میکنم خشکن از این نظر هم اماده هستن ولی خب چه فایده! جرعت نمیکنم بگم کسی بیاد خونمون یا خودم جایی برم