۶ پاسخ

دیارو ختنه نکردی عزیزم؟

من الان دوساله یه دفترشکرگذاری دارم همیشه اول بابت داشته هام خداروشکرمیکنم بعدش ازخداخواسته هامو میخوام خداروشکر ب اکثرشون رسیدم..منم حاملگی پرخطری داشتم سرکلاژ بودم همش دکترم میگفت خطرزایمان زودرس داری هرشب ازخدامیخواستم کمک کنه دخترم یه روز بیشتر توشکمم بمونه جوری شد ک بااصرار خودم ۳۸هفته و۲روز رفتم سزارین

وای چقدر منی شماااا
منم کل بارداریم از این نوت ها داشتم و همینطوری از خدا می خواستم🥹🥹

منم از چند سال پیش اسم برکه رو انتخاب کرده بودم

منم عادت دارم هر وقت ناراحت و نگرانم توی نوت گوشیم یادداشت میذارم واسه خودم

این دوسال قبل حاملگیمه میدونستم بچه ایندم پسره اسمشم بین این دو اسم مردد بودم🥹❤️

تصویر

سوال های مرتبط

مامان آوین🩷 مامان آوین🩷 ۶ ماهگی
از روزی که باردار شدم تا الان که آوینم ۵ ماهشه سختی نبود که من ندیده باشه بارداریمم پر از استرس و مشکلات یه پام تو بیمارستان یه پام دکتر خون برای خودم جز کساییم که کم خونی خیلی شدید دارم که از پا در میاره بالاخره با پستی بلندی هاش گذشت به هر حال خدایا شکرت بخاطر همچی راضیم به رضای تو..
پنج ماهه آوینم اومده به دنیای دونفره ی منو باباش شاید بخاطر شرایطم همیشه کسل و افتاده باشم ولی چشمم میخوره به بچم روحم تازه میشه جون تازه میگیرم حاظرم خودم ذره ذره آب شم ولی همه وجودم و بزارم در اختیار دخترم تا سالم و تندرست بزرگ شه بره دنبال آروزهاش شب ها که میخام بخوابم انقد بهم فشار میاد میشینم فکر میکنم به خستگیم انقد خسته میشم اصلا نمیتونم بخوابم بازم میگم تمام این خستگی فدای یه تار موی دخترم بازم با خودم میگم باید پر انرژی باشم برای دخترم تا اونم ازم انرژی بگیره از یه طرف دیگه مشکلات زندگی آواره رو همه ی ما کلا یه درصد انرژی که دارم به آینده هامون فکر میکنم کلا نابود میشه..
امروزم از این روز ها بود که تمام غصه های دنیا ریخته بودم تو وجودم همسرم دید تو خودمم خیلی یهویی گفت پاشین بریم سمت دریا برای اولین بار سه تایی با دخترمون رفتیم سمت دریا تجربه خیلی قشنگی بود واقعا
به قول همسرم حس مسئولیت و پدرانه در من هزار برابر شد ای خداا🥺

خدایا نور بتاب به زندگیمون🌸

رفلاکس شیردهی وزن تب نوزاد اسهال