۶ پاسخ

منم بیشتر اوقات صبح تا شب تنهایم با بچم تا ده شب ک شوهرم میاد تنهاییم کسی هم خونمون نمیاد
ولی ب خاطر بچم به خاطر روحیه بچم اهنگ‌میزارم میرقصیم نقاشی میکشیم بازی می‌کنیم باهم خونه تمیز میکنیم سعی میکنم بهش بد نگذره
چون اون بچه غیر من ک‌کسی رو نداره درسته منم خسته میشم از این شرایط مخصوصا هوا سرده جایی نمیریم اصلا
ولی ب خاطر بچم مجبورم بخندم و باهاش سرگرم شم

شما افسردگی ندارین مشکلتون همین تنهایی هستش روزی با بچت دو ساعت برو خونه بازی هم پسرت سرگرم میشه هم خودت حالت خوب میشه
یا هم ببرش مهد یه چند ساعت اونجا باشه خودتم میتونی بری بمونی پیشش

والله منم همش خونه ام بعضا میبرمش خانه بازی خونه بودنی کارتون باز میکنه میبینه توپ بازی میکنیم اهنک باز میکنیم میرقصیم برج هوش رو بازی میکنیم میبرمش حموم با اب بازی کنه

منم تنهام. ساعت 10صبح تا ۴ سرکارم. بچمم با خودم میبرم. شبم که تا ساعت ۱۰و۱۱ باهاش بازی میکنم میرقصیم.... هرچی بگی حال ندارم حالت بدتر میشه خودت حاله خودتو خوب کن. بچت گناه داره .

ماهم تنهاییم
ولی خب بچه چه گناهی داره می‌نشینیم باهم خونه سازی درست میکنیم
ماشین بازی
ظرفا رو میاره آشپزی می‌کنه سرگرم میشه

نود درصد ما این مشکل رو داریم منم دقیقا عین خودت ولی سعی میکنم پارکی حتی خرید ساده یا حتی حیاط ساختمون یا با گوشی یا تمیزی خونه ..خلاصه یه طوری که بگذره

سوال های مرتبط

مامان کنجدکوچلو مامان کنجدکوچلو ۲ سالگی
سلام خانوما من اصلا نه خواب ظهردارم نه شب واقعااذیتم شوهرمم هیچ کمکی نمیکنه بخصوص که الان دارم ازشیرمیگیرم صبح زود بیدارمیشه سرکار ظهر ناهارخونه مادرش از همون ور میره سرکار غروبم میاد خونه میشینه پای پی اس بازی تا خودصبح بعدش میخوابه انگار نه انگار من دارم با بچه جون میکنم دیشب تا ساعت ۳بازی میکرده بعدش رفت تخت خوابید بهش گفتم بچه خواب کن بلندنشد من پام درد میکنه گردوندم تاب گذاشتم تا خوابیده...ولی بچم برای شیر صحبی ساعت۶خیلی خیلی گریه کرد بی تابی تا۸نیم اصلا نمیتونست بخوابه یکوب تاب دادم اخر شوهرم بیدارکردم گفتم بیا تابش بده ۵دیقه بعد برو سرکارت بچه ۵دیقه ام نشد خواب رفت تا شوهرمم رفت باز بیدار شد که اخر اعصبی شدم 😭دارم کم کم اعصبی دیوونه میشم این وسط بچم فقط بعدشوهرم اومده وسایلش خونه بردار ببره سرد رفتارمیکنه میگه دارم ازبی خوابی میمیرم منم گفتم شبا کمتربشین بازی کن وسایلش برداشت رفت انگار بهش برخورده جرعت ندارم حرف بزنم فکرمیکنه غور میزنم بچمم که قبلا باشیرمیخوابیدبعدمیذاشتمش تاب راحت میخوابید الان اصلا نمیتونه بچه بخوابه خوابش کم شده دیروز کلا نخوابید هرجوری سعی میکردم بخوابونم نمیخوابید موندم چیکارکنم الان ۳روزه ولی هنوز برای خواب میخواد بخوابه زیر سینم همین که نصب شب بیدارمیشه گریه بهونه خیلی بده هیچ جوره اروم نمیگیره