سوال های مرتبط

مامان فینقِلی مامان فینقِلی ۱ سالگی
عزیز دلم،
گفته بودند عدد ۷ نحس است… اما ما سه ماه است که عدد ۵ روی شانه‌های کوچکمان سنگینی می‌کند.
از همان روزی که برای چکاپ دو ماهگی، گفتند «بذارش رو ترازو» و آن صفحه‌ی سرد، عدد ۵ را نشان داد… تا امروز، که باز همان عدد، همان سکوت، همان بغض.
انگار زمان برای ما، کنار همین عدد متوقف شده…
اما من و تو، دخترکم، ما اسیر عددها نیستیم.

تو را که می‌نگرم، می‌بینم چشم‌هایی را که با تمام کوچکی‌شان، امید می‌تابانند.
می‌بینم لبخندی را که مثل طلوع، دل شب‌هایم را روشن می‌کند.
می‌بینم دستانی را که هنوز آن‌قدر کوچک‌اند که در مشتم جا می‌شوند، اما دارند راه خودشان را باز می‌کنند، آرام و مطمئن.

نه عزیزم...
عدد ۵ نمی‌تواند عظمت جان تو را اندازه بگیرد.
نه ترازو، نه نمودارها، نه جدول رشد...
چیزی را که من هر روز در تو می‌بینم، هیچ دستگاهی نشان نمی‌دهد:
زنده بودن، تلاش، مقاومت، نور.

شاید تو آهسته‌تر از بقیه‌ بچه‌ها رشد می‌کنی، اما رشد تو شیرین‌تر است...
مثل گل‌هایی که دیرتر می‌شکفند اما وقتی باز می‌شوند، تمام باغ را به حیرت می‌برند.
من این‌جایم... با آغوشی همیشه باز، با چشمانی همیشه مراقب، با دلی همیشه دعاگو.
و می‌دانم...
می‌دانم روزی می‌رسد که ترازو بالاخره تسلیم تو می‌شود.
روز که بیاید، عددها رنگ می‌بازند، و تو—
تو تمام آن‌چه را که هستی، نشان خواهی داد:
قوی، زیبا، آرام، و پر از زندگی.
مامان آوینا مامان آوینا ۸ ماهگی
دختر عزیزِ مامان و بابا،

امروز پنج ماهه شدی…

پنج ماه از قشنگ‌ترین روز زندگی ما گذشت؛ روزی که تو آمدی و معنی عشق را برایمان عوض کردی.

از همان لحظه‌ای که چشم‌هایت را باز کردی، دنیا برای ما رنگ دیگری گرفت.

حالا هر صبح با لبخند تو شروع می‌شود و هر شب با آرامش نفس کشیدنت تمام می‌شود.

فرشته‌ی کوچولوی ما،

تو هنوز خیلی کوچکی، اما حضورت بزرگ‌ترین آرامش زندگی ما شده.

با خنده‌های شیرینت خستگی تمام روز را از دل مامان و بابا می‌بری و با نگاه معصومت قلبمان را پر از عشق می‌کنی.

ما هر روز بزرگ شدنت را تماشا می‌کنیم؛

هر لبخند تازه، هر حرکت کوچکت و هر لحظه‌ای که کنار تو می‌گذرد برای ما یک خاطره‌ی بی‌قیمت است.
آوینا خانم ،
شاید تو هنوز معنی این همه دوست داشتن را ندانی،

اما بدان که مامان و بابا با تمام وجود عاشق تو هستند و تا همیشه کنار تو می‌مانند؛

برای خندیدنت، آرامشت و خوشبختی‌ات.

پنج ماه است که تو شدی قشنگ‌ترین دلیل نفس کشیدنمان.

۵ ماهگیت مبارک عشق بی‌پایان مامان و بابا. 🤍
مامان آقا شاهان👶 مامان آقا شاهان👶 ۶ ماهگی
شش ماه پیش، خدا زیباترین هدیه‌ی زندگی‌ام را در آغوشم گذاشت😍😍؛ هدیه‌ای به نام شاهان... 🤍💙💙❤❤
از همان اولین نفس، تمام دنیایم رنگ دیگری گرفت. انگار قلبم از سینه بیرون آمد و در آغوشم آرام گرفت. حالا شش ماه است که با هر لبخندت جان می‌گیرم، با هر نگاهت عاشق‌تر می‌شوم و با هر نفس کشیدنت، هزار بار خدا را شکر می‌کنم.
پسرم...
اگر روزی از من بپرسند بزرگ‌ترین معجزه‌ی زندگی‌ات چه بود، بدون لحظه‌ای فکر کردن، نام تو را می‌آورم. تو آمدی تا به من یاد بدهی عشق، حد و مرز ندارد.
آرزو می‌کنم تمام آسمان، سقف امن روزهایت باشد؛ تمام فرشته‌ها نگهبان لبخندت باشند و خداوند، تمام عمر دستت را رها نکند.
شش ماهه شدی، اما برای من انگار هزار سال است که دوستت دارم... و می‌دانم تا آخرین نفس، این عشق هر روز عمیق‌تر خواهد شد.
شش ماهگی‌ات مبارک، تمام دنیای مامان.
دوستت دارم؛ بی‌انتها، بی‌دلیل و تا همیشه... 💙👶🏻✨



به ماند به یادگاااری از شیش ماهگی قلبممم عشقممم نفسم شاهاان💙💙
❤❤❤۱۴۰۵/۵/۴💙💙
مامان نبات 🍭👼🏻🤍 مامان نبات 🍭👼🏻🤍 ۱۰ ماهگی
این داستان : دندان
و ما در نیمروز یک روز بهاری در حالی که دقیقا نیمی از پنج ماه را پر‌کرده بودیم متوجه شدیم در دهان خود چیزی داریم که مادرمان را بسیار خوشحال کرده
گویی مادر مدتها چشم بر دهان ما دوخته بود تا انرا رؤیت کند، و‌آن چیز را بالاخره در پنج ماه و پانزده روزگیمان دید🦦
ما که خود ندیدیم، اما میدانیم که خیلی سختی کشیدیم تا آن ریز دانه ها را به ثمر برسانیم، ما ماهها تف از دست دادیدم، سه چهار روز تب بیرونی داشتیم و از لباسهایمان بدمان می امد،عاشق دست خوردن بودیم ، اما چون انگشتان دستمان دیگر درد میگرفت این اواخر از انگشتان دست سایرین و انگشتان پای خودمان کمک میگرفتیم،گاهی هم مادرمان با مسواک انگشتی و‌ژل می افتاد بر روی لثه ی ما، و گاهی هویج سرد دستمان میداد،که حال هیچکدام‌مثل انگشت خوردن نبود
انگشت خوردن میتوانست تسکین دهنده باشد جوری‌که وقتی مادرمان شیر میداد،انگشت خود را همراه با میمیش مادر وارد دهان میکردیم و با یک‌تیر دو‌نشان میزدیم، گاهی هم شکافی ایجاد میشد بین انگشت ما و میمیش که ان رخنه منجر به سر رفتن شیرمادر میگردید
خلاصه تا اینجای کار ما موفق شدیم یک خط از این ریز دانه های گران بها را به عرصه ی نمایش بگذاریم،این گنده بک های اطرافمان گویا به این ریز دانه ها مروارید کوچولو گویند اما نام علمی انها دندان است🦦
دندان در اوردن پروسه ی دشواریست هم برای ما هم برای ننه هایمان
امیدواریم همه به زودی این پروسه را رد کنیم و به مراحل بعدی زندگانی برویم
راستی ؛ چیزی که شنیده ام این است که دندان از ابتدای زندگانی تا انتها کلا دهان سرویس کن است،و ما تا اخر‌عمر با ان‌چالش خواهیم‌داشت...
دوستدار شما نبات 🤍🍭👼🏻



غذای کمکی
واکسن
پوشک
تب
مامان 🧸𝒜𝓎𝓈𝒶𝓃𝒶 مامان 🧸𝒜𝓎𝓈𝒶𝓃𝒶 ۷ ماهگی
☯آیا میتوان شیر مادر را چرب کرد تا کودک وزن گیری بهتری داشته باشد؟

#افزایش_چربی_شیرمادر
#وزن_گیری_شیرخوار

رژیم غذاییِ مادر شیرده باید:
دارای مایعات فراوان💧،پروتئین (گوشت قرمز و مرغ و ماهی و...) 🍗🐟و کربوهیدران  غلات و حبوبات🍚 و میوه‌ها و سبزیجات 🍎🍐🍏و ویتامین‌های گوناگون و آهن و دیگر مواد معدنی لازم (کلسیم، منیزیم، روی و...) باشد تا رشد کودک را برآورده کند
اندازه‌ی چربی و کالریِ شیر مادر را چندان نمی‌توان افزود و هر مادری و هر پستانی اندازه‌ی مشخصی چربی و کالری تولید می‌کند.
✳️اما چگونگی ِ شیر دادن بر اندازه‌ی چربی ِ شیر اثر دارد، چگونه؟
در هر بار شیر دادن، آن شیری که در آغاز از پستان بیرون می‌آید چربی ِ اندک و آب بیش‌تر دارد (تا تشنگی شیرخوار را فروبنشاند) و شیری که در پایان شیر خوردن بیرون می‌آید آبِ کم‌تر دارد و چربی بیش‌تر تا شیرخوار را خوب سیر کند. اگر فاصله‌ی زمانی ِ میان شیر دادن‌ها دراز باشد شیر فرصت دارد آبکی‌تر شود و درصد چربی ِ آن کم‌تر، اما اگر این فاصله‌ی زمانی کوتاه و کوتاه‌تر شود درصد چربی ِ شیر مادر نیز بیش و بیش‌تر می‌شود. هر قدر چربی شیر بیشتر باشد شیرخوار وزن گیری بهتری خواهد داشت.
🍓🌽🥕🍒🥝🍇
مامان امیرحسین مامان امیرحسین ۱ سالگی
راهکارهای برخورد درست با لجبازی کودکان که هم به کاهش لجبازی کمک میکند هم رابطه والد و کودک را قوی میکند

۱:حفظ آرامش :وقتی کودک لجبازی میکند اولین کار این است که خود آرام باشید واکنش تند یا دعوا معمولا فقط لجبازی را شدیدتر میکند.
۲:دادن انتخاب های محدود:مثلا به جای اینکه بگویید لباست را بپوش بگویید میخواهی تیشرت قرمز رابپوشی یا آبی را این کارباعث میشود کودک احساس کنترل داشته و کمتر مقاومت کند.
۳:تحسین رفتار مثبت:وقتی کودک همکاری میکند یا از لجبازی دوری میکند آن رفتار راتحسین کنید مثلا بگویید خیلی خوشحالم که خودت لباست را پوشیدی آفرین.
۴:پیشگیری از لجبازی:برنامه های رورانه ،خواب کافی و خوراک مناسب میتوانند کمک زیادی کنند .کودک خسته ،گرسنه یا بی برنامه بیشتر لجبازی میکند.
۵:بی توجهی به لجبازی های بی خطر:گاهی بهترین واکنش این است که اصلا واکنش نشان ندهید اگر کودک ببیند که با لجبازی توجه نمیگیرد ممکن است آن رفتار را ترک کند.
۶:بیان احساسات کودک با کلمات:به کودک کمک کنید تا احساساتش را باکلمات بیان کند مثلا بگویید میفهمم ناراحت هستی که نمیتوانی الان تلویزیون تماشاکنی ولی وقت خواب است.
۷:ثبات در رفتار و قوانین:اگر یک روز برای کاری نه میگویید و روز بعد برای همان کار آری کودک گیج میشود و بیشتر لجبازی میکند قوانین باید ثابت و روشن باشند .