خیلی دلم گرفته داغونم دنیز ۹ ماهه بود که فهمیدم باردارم بعد دکتر گفت تا چهار ماهگی میتونی شیرتو بهش بدی که میشد یکسالگی خودش ولی خب خیلی بیقرار بود و سیر نمیشد همش از شوخی میگفتم دایار که بدنیا اومد تا ۹ ماه بهش شیر خودمو میدم چونکه شیر دنیزو گرفت
حالا واسه دایار شیر ندارم یک ماه فقط شیر منو خورد بعد دیگه اینقدر کم شد که گریه میکرد همش این شد که دیگه شیرخشکی شد حالا خودم حرفام یادم میاد عذاب وجدان داغونم کرده
بعد خواهر شوهرم برگشته میگه وای نه نباید از شیر خودت میگرفتیش دایار خودش جون نداره ضعیفه باید سیستم ایمنی بدنش قوی باشه و از این حرفا هی گفتم بابا شیر ندارم مگه از دلخوشیمه اون هی باز تکرار کرد که نه بزارش زیر سینتو شیر در میاد گفتم بابا اون روز بچه هرچی میک میزد به زور چهار قطره در میومد بدتر افتاد به جیغ زدن باز میگفت زوده گناه داره
منم میدونم گناه داره خودم جیگرم خونه واسش ولی وقتی شیرم کم شد چیکار کنم دست خودمه مگه وقتی شیرخشک میخوره انگار تیر میزنن تو قلبم ولی کاری از دستم بر نمیاد
آخه کی دلسوز تر از مادر خودم همه اینارو میدونم ولی اینقدر بدم میاد چیزیو که صدهزار بار تو این مدت توضیح دادم بازم بخوان تکرار کنن

۱۵ پاسخ

غلط کرده
ولش کن
شیر خشک از شیرمادر بهتره
وقتی شیر نداریم چیکار کنیم
بمنم انقددد کفتن
شوهرمم هنوز میکع
ولشون کن بابا
خودت صلاح بچتو میدونی

ب منم میگفتن...دقیقا مث شما شدم ..ول کن این حرفارو از تو دلسوز هیچکس برای بچت نیس

چه حرفاااا کی گفته بچه ای که شیر مادر بخوره سیستم ایمنیش قویتره؟؟؟اصلاااا عذاب وجدان نگیر چون شیر خشک خیلی ویتامین داره ببین من دخترم الان ۷ سالشه دوتا بچه هامو شیر خشک دادم و اصلااا تلاشی نکردم شیر خودمو بدم و اصلا دوس نداشتم همش آویزونم باشن الان خداروشکر نه ضعیفن نه کمبود وزن دارن

هر مادری صلاح بچه شو بهتر میدونه..برای منم دخالت زیاده

ولش کن اهمیت نده
مادرشوهر منم یکسره میگفت
الان شیرخشکا غنی شده‌ن مقویتر از شیر مادرن که

عزیزم خواهر شوهرت اصلا دلسوز بچه و تو نیست عمدا میخواد بهت حس ناکافی بودن بده تو چقدر ساده ای که انقد خودتو باختی
راحت بدون عذاب وجدان به بچه شیرخشک بده هم خودت راحتی هم اون.
خانواده شوهرم این بلا رو سر منم آوردن به زور نشستم شیر خودمو دادم الآنم روز و شب فقط فحش میدم بهشون چون اگه شیرخشک می خورد خیلی راحت تر بودم مثل چی پشیمونم.
خواهشاً انقد ساده نباش

من خودم شیرخشک دادم حوصله شیر دادن نداشتم 😐

جالبیش اینجاست که خودشم به دخترش فکر کنم دو سه ماه شیر خودشو داد شیرش کم بود شیرخشک کمکی گرفت تا اینکه دیگه دید بچه سیر نمیشه شیر خودشو کلا قطع کرد 😑

ببین کاری به خواهرت اینا ندارم ها ولی واقعا شیر خشک خیلی بهتره من تجربه هر دوتا رو دارم پسر بزرگم سیر خشکی بود خوابش تنظیم قد و وزنش درست این کوچیکه با این که خدا. و شکر شیشه هم کرفت و شیر خشک هم میدم تازه شده ۱۱ کیلو

عزیزم ناراحت نباش قسمت بوده دوتا فرسته داشته باشی بعدش شیر مادر فقط تا ۸ ماه برا بچه تقویت هست از دکتر دیار شنیدم بعدشم شیر خشک خیلی وقتها از شیر مادر بهتر و مقوی تره ویتامین هایی داره ک تو شیر مادر نیست خواهر شوهرتم ببخشید ها ولی گوه خوری کرده به اون چه ربطی داره اصلا به کسی توضیح نده انقدر توضیح دادی همش میخوان دخالت کنن کسی گفت از این به بعد بگو حتما صلاح بچمو دونستم ک شیر خشک میدم چقدر بدم میاد از آدمایی ک دایه مهربان تر از مادر میشن ی کم شعور ندارن مادر رو درک نمیکنن 😡

اصلااا اهمیت نده مهم نباشه برات دلسوز تر از مادر هیچکس نیی برای بچش ..

دختر من نارس بود.یه کیلو نیم وزنش.والا شیر خشک دادمش هیچ کدوم از دکتراشم نگفتن که مشکلی داره شیرخشک

شیرخشک مگه چشه؟😐

ولشون کن تمام سعی تو بزار برای بچه هات مردمو ول کن اینا آدمایی هستن که باز اگه بچه رو گشنگی بدی شیرخشک ندی بگی نمیخوام شیر خودمو نخوره میگن اگه مشکلتون پولشه ما میخریم

چرا اجازه میدید دخالت کنه
این همه آدم شیر خشک میدن ب بچه اشون اصلا عذاب وجدان نگیر
شما قطعا بهتر از همه خوبی بچه ات رو میخوای

سوال های مرتبط

مامان امیر رضا مامان امیر رضا ۲ سالگی
میدونم زیاده ولی مبارزه شاید برا تویی که میخای وابستگی شیرتو از بچت بگیری و بخونی 😊😊😊😊
مامانا طبق چند تا تاپیک قبلی که گفتم میخام وعده ای کنم شیر خوردن بچمو حالا بعد از چهار روز میام براتون تجربه مو میگم حالا شاید یه سری ها بگن چرا اینکارو کردی و اینا ولی من کردم دیگه خداروشکر تا الآنم جواب گرفتم گوش شیطون کر
خب حالا بگم ....
من روز اول گفتم بهش چسب زدم سینمو از اونجایی که فقط با یکیش شیر میخورد همین یه دونه رو چسب زدم
روز اول :صبح که خواب بود شیرش دادم توخواب دیگه بیدار شد صبحونه دادمش تا ناهار کلی باهام کلنجار رفتم بماند که صبحونه به زور میخوره کلا ولی من میدم بهش حالا هر چندتا لقمه بخاد بخوره هیچی هی مدام میومد لباسمو میداد پایین که شیر میخام و اینا منم بهش گفتم ممه مریض شده یخ دفه بغض کرد و منم باهاش گریه م گرفت ولی چاره نبود باید از پسش برمیومدم همینجوری رو پاک با چشم گریون خوابش برد بچم 🥲🥲ناهار که خورد یواشکی چسب رو برداشتم بهش گفتم ممه خوب شد یه ذوقی کرد و خندید که دلم ریشه می‌رفت براش دیگه دوباره یواشکی چسب زدم گرفت بدون ممه خوابید دیگه ندادم بهش و همیجور این روند گیر دادن و چسبیدن بهم ادامه داشت حتی تو ماشین میگفتم مامان ممه مریضه بیخیال میشد تا شام که بهش دادم موقع خوابش که شد شیر رو بهش میدادم و حتی تو شب
الان همین کارو تا امروز که چهار مین روزه انجام دادم و فقط سر وعده هایش گریه می‌کنه چون نمیخام فعلا ازش شیرو بگیرم گفتم بزار وابستگیش گم بشه که خدارو شکر کم شد و همین الآنم بدون شیر رو پام خوابید 😊 به نظرم روش خوبیه و اینم بگم تا خودم نگم مامان ممه میخای ممه خوب شد مریضیش نمیاد سمتم مگه گشنه باشه واقعا که اگه ببینه چسب زدم دیگه نمیاد 😊😊😊
مامان آراد مامان آراد ۲ سالگی
تجربه من از قطع شیر مادر برای آراد....
البته نمیدونم راهو درست رفتم یا نه..
آراد روزا خیلی کم شیر میخورد.. و زیاد براش پافشاری نمیکرد.. برای همین خیلی راحت میشد سرشو به چیز دیگه ای گرم کنم تا فراموش کنه... بیشترین دغدغم شیر شبش بود که هنوز بیدار میشه و فقط بجای شیر مادر، شیر لبنی بهش میدم🫠
اینجوری شد که از لحظه ای که تصمیم گرفتم بهش شیر ندم، دیگه ندادم و شبا یکم بهونه میگرفت که شیر لبنی یا آب بهش میدادم... الان هنوز دغدغم اینه که شبا کمتر بیدار بشه😆
من فکر میکردم خیلی سخت تر از این باشه قطع شیر ولی همین که به جاش شیر لبنی بهش دادم راضی شد🙄
اینم بگم، آراد از اول با شیشه آشنا بود، شش ماه اول، شیر خودمو میدوشیدم تو شیشه برای یا آب جوش رو تو شیشه بهش میدادم، بعد شش ماهم شیرخشک رو کمکی شبی یکبار بهش میدادم که سیر بشه و شب بخوابه، و بازم فایده نکرد😆
در کل الان به همون میزان که قبلا شیر مادر میخورد، شیر لبنی میخوره😐
حتی اگه شام هم کامل خورده باشه، بازم بیدار میشه...
همین دیگه..