۵ پاسخ

مبارک باشه. مرسی که تجربه ت رو نوشتی.
یه سوال، احساسِ دفع داشتی و میرفتی دستشویی ، مدفوع یا ادرار هم میکردی یا نه فشار مثانه بوده فقط؟

فوبیا من وقتی زور زدن نرینم😂😂😂😂

یعنی کادر زایمان اومدن همون اول برش دادن؟
شاید طرف بتونه بدونه برش بزاد خب
چرا اینقدر سریع اخه

مرسی اینقدر قشنگ توضیح دادی قدم نورسیدتم مبارک

وای اون لحظه که بچه سررر میخوره میاد پایین خیلی لذت بخشه
انگار دنیا رو بهت دادن اگه بخیه نخوری انکار کل دردا رفت تموم شد مشکلات نه ماه بارداری ولی بخیه ادم یکم اذیت میکنه

سوال های مرتبط

مامان HOSNA مامان HOSNA ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت۵
اول بهم گفت هر وقت انقباض شروع شد یه نفس بگیر زور بزن مثل دفع مدفوع به پایین تنه زور بده و توی هر انقباض اگر سه بار زور بدی خیلی خوبه باز استراحت کن وقتی درد نداری و وقتی انقباض ها گرفت دوباره نفس بگیر و زور بده منم همین کار و میکردم و اصلا نمیخوام بگم کار راحتی بوده چون واقعا انقباض ها دردناک بودن و سخت بود و من همه تلاشم و میکردم جیغ نزنم فقط با همه وجود زور بزنم خیلی ازم راضی بودن و میگفتم عالی زور می‌زنی بعد پوزیشنم و عوض کردن به حالت سجده شدم و با هر زور باشنم رو به عقب میکشیدم و محکم زور میدادن باز دوباره بعد چندتا حرکت به حالت اول برگشتم و میگفتم آنقدر نمونده قشنگ موهاش سرش اینجاست انعطاف لگنت عالیه فقط چند تا زور دیگه خلاصه بعد یکم دیگه پرینه رو برش زدن البته قبلش بی حسی زدن اما به خاطر شدت درد توی واژن اصلا شما متوجه همون بی حسی هم نمیشید و بعد از برش پرینه با دوتا زور قوی انگار یهو خالی خالی شدم و این دختر جوجه منو گرفتن و انداختن رو سینم اگر بگم فقط گریه میکردم و اصلا باورم نمی‌شد من تونستم زایمان کنم دروغ نگفتم فقط میخندیدم و گریه میکردم همین یه لحظه هم به هیچ چیز دیگه ای فکر نمیکردم
یکم که گذشت گفتن سرفه کن و آروم آروم جفت و خارج کردن بچه رو بردن قد و وزن اینا و میخواستم بخیه های منو بزنن که دیگه تهش و پارت بعدی میگم و تمام
مامان آرتام 🥰 مامان آرتام 🥰 ۱۰ ماهگی
پارت سوم
ایپدورال خیلی خوب بود منم اگه این همه درد داشتم بخاطر زایمان زودتر بود و لگنی که تنگ‌ بود اومد بعد از سه چهار ساعت باز معاینه کرد گفت فول شدی مدفوع کن زور بزن تا دکتر بیاد من روی تخت به حالت سجده کردن که فقط فشار بدم زور بزنم می‌گفت سر بچه داره معلوم میشه مامانمم داشت میدید کنارم بود هنوز توی زایشگاه نرفته بودم ساعت دوازده دکترم رسید منم مدفوع کرده بودم گفت پاشو بریم زایشگاه ولی درست حس نمی‌کردم البته سه دوز ایپدورال گرفته بودم تا زایشگاه راه رفتم اونجا رفتم روی تخت زایشگاه حالا بچه نمیومد منم دیگ نمیتونستم زور بزنم چند روز نه خواب داشتم نه چیزی یه عالمه درد داشتم فقط دیگ یه ماما شروع کرد شکمم رو فشار دادن که بچه بیاد منم قلبم درد گرفته بود نمی‌تونستم نفسم بکشم بازم درد رو خیلی شدید داشتم حس میکردم که بهم دوز چهار ایپدرول رو زدن 😐 دکترم خیلی مهربون و با حوصله بود با دستگاه کمی سر بچه کشیدن جلو ولی شکمم فشار میدادن من خیلی بد بود نفس نمیشد کشید دکتر گفت دیگ فشار نده بهش آب بده دیگ بعد از نیم ساعت زور زدن بچه رو کشیدن بیرون گذاشت روی شکمم خیلی حس قشنگی بود گریه شدم شکمم کلا خالی شد دیگ برش هم زده بود چهار تا بخیه خوردم باز بخیه زد برش رو حس میکردم استخوان های واژنم خیلی درد میکرد خیلی گفتم حس میکنم همش بی حسی میزد بهم بردنم توی اتاقم دیگ دوساعت رفتم زیر اکسیژن چون بلند میشدم نمی‌تونستم نفس بکشم بعد یه ساعت اومدن گفتن راه برو برو دستشویی شوهرم دست گرفت برم سرویس دیدم یه عالمه سرگیجه دارم
مامان دریا🌊🩷 مامان دریا🌊🩷 ۳ ماهگی
مامان جوجه‌فراز👼🏻 مامان جوجه‌فراز👼🏻 ۱۱ ماهگی
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۹ ماهگی
مامان کوثر 🎀🌸 مامان کوثر 🎀🌸 روزهای ابتدایی تولد
مامان 🍯آرن🐻 مامان 🍯آرن🐻 ۷ ماهگی
❌پارت 3 شرح زایمان❌
دیگه ماما که عوض شد معاینه کرد گفت 5سانتی ولی دهانه رحمت خیلی نازکه افاسمانت عالیه دیگه 8سانت که رسیدم گفتن شروع کن زور زدن روی تخت عادی پاهامو بالا جمع میکردم زور میدادم دو سه بار جامو عوض کرد ماما همراهم یکم رو تخت دراز کشیده زور میزدم یکم چمباتمه رو زمین که دیگه گفت دارم موهای بچه رو میبینم چند تا انقباض دیگه زور خوب بزن بریم رو تخت زایمان دیگه ماما شیفت هم اومد خواهر شوهرم و مامانمم بیرون کرده بودن دوتایی شروع کردن کمک واسه زور زدن انگشتم میذاشتن که به انگشت زور بدم
دیگه گفت خوبی پاشو بیا رو تخت زایمان همون دو قدم فاصله رو دوبار چمباتمه نشستم به زور دادن زورا خودش میومد خیلی فشار میاورد دیگه رفتم رو تخت همش میگفت بد زور میدی کمه باید حداقل15ثانیه زور بدی اگه اینجوری زور بدی هم زیاد برش میخوری هم زایمانت طولانی میشه دیگه منم شروع کردم نفس عمیق میگرفتم زور محکم و طولانی میدادم تقریبا 5دقیقه رو تخت بودم بچه اومد اصلا حس نمیکردم موقعشه حس میکردم یه کوچولو سرش دم واژنه ولی ظاهرن برش داد و بچه سر خورد بیرون🫠اونم راس ساعت 9 تقریبا 20دقیقه هم بخیه طول کشید که فقط دو سه تا رو حس کردم یکم دردشو
اینم بگم اصلا داد نزدم فقط چند بار تو دردای خیلی شدید ناله میکردم و دست به دامن خدا میشدم
و فقط نفس میکشیدم و اصلولی نبود فقط تند تند نفس میکشیدم که بیشتر از دهان بود هم دم هم بازدم
ولی فکر کنم به خاطر اون اکسیژنه بود از7سانت تقریبا تا وقتی رفتم رو تخت زایمان اصلا چشامو باز نکردم مثل خواب بودم همه حرکت رو انجام می‌دادم ولی تماما با چشم بسته حتی اون وسط خوابم میدیدم😶و اینجوری بود که تموم شد و راحت شدم الانم همش فکر میکنم اون لحظه ها یه کابوس بوده و واقعی نبوده
مامان معین👼🏻 مامان معین👼🏻 ۴ ماهگی
مامان کیان مامان کیان ۵ ماهگی
پارت سوم
منو بستری کردن ماما میخاست‌ شیف تحویل بده اومد منو چک کرد و یه سری توضیحات به ماما شیفت بعد داد ماما شیفت بعد منو چک کرد و معاینه کرد گفت دهانه رحمت خیلی نرمه و خوبه رفت با یه دکتر اومد اون دکتره بهم نگفت میخواد معاینه تحریکی انجام بده وای این قسمت معاینه تحریکی خیلی دردناک بود بعد از معاینه تحریکی دردام شدید تر شد و یه سرم بهم وصل کردن هر موقع دوز سرمه بالا تر می‌رفت درد منم شدید تر میشد و من با نفس عمیق دردام رو کنترل میکردم اصلا جیغ نمیزدم چون جیغ زدن باعث میشد دهانه رحمم متورم بشه و زایمانم سخت تر بشه ماما بهم گفت یه عطری چیزی بود کن نفس عمیق بکش این کمی برای من موثر بود یه چهارساعتی گذشت دیدم ماما اومد منو معاینه کرد با یه حالت تعجبی گفت الان دهانه رحمت کامل باز شده بهم گفت حالت دستشویی ایرانی بشین هر موقع انقباض داشتی زور بزن تا سر بچه بیاد پایین
سه تا زور محکم زدم موهاش که معلوم شد منو از اتاق درد به اتاق زایشگاه منتقل کردند
دکتر و ماما بهم کمک کردند نشستم رو تخت و بهم گفتن هر موقع دوباره درد داشتی زور بزن سه بار زور زدم سر بچه بیرون اومد بدنش هم عین ماهی لیز خورد منم هرچی درد داشتم از بین رفت سریع بچه رو گذاشتن رو شکمم و لحظه قشنگی که هیچوقت یادم نمیره بچه ای که نه ماه تصورش میکردم و تو شکمم بود الان تو بغلمه
مونده بود جفت بیاد بیرون دوتا سرفه محکم کردم جفت اومد بیرون
دیگه یه ماساژ شکمی انجام دادن و بخیه هارو بهم زدن منو بردن بخش
بعد از دو ساعت من تونستم برم دوش بگیرم و راه برم
خیلی خوب بود و زود تموم شد
به نظر من هرکسی که آستانه تحمل دردش بالاست بهترین انتخاب طبیعی هستش عوارض کمتری داره خیلی خیلی خوبه بعدش راحت تر به کارات می‌رسی