تجربه زایمان طبیعی
پارت ۶
بعد ازاون دردام خیلی زیاد شده بود و ماما گفت که 4سانتم تماس گرفت با ماماهمراهم وقرار شد بیاد
منم حالت سجده خوابوند رو تخت و بهم گاز انتونوکس داد تا کمی بتونم تحمل کنم ولی دیگ خیلی دردام غیرقابل کنترل شده بود و تایم دستشویی رفتنام زیاد😂
خلاصه ماما همراهم بعد نیم ساعت رسید و یه معاینه کرد گف5سانتم و منو برد زیر دوش آب گرم روی صندلی نشستم به حالت برعکس و آب گرم روی کمروشکمم میریخت دستامو گرفت و گفت تا میتونی درداتو با فشار دادن دست من آروم کن ولی اصلا به ته زور نده و نفس هاتو منظم کن و فوت کن تا انقباضاتو رد کنی دیگ چیزی نمونده همزمان آب و خرما دهنم میذاشت و ازم میخواست نفس هامو حالت یه دم عمیق (بوکشیدن گل) و بازدم عمیق(فوت کردن شمع) منظم کنم
خیلی سخت بود تو اون لحظه زور ندم چون قشنگ حس میکردم چقدر خودش داره به کف لگنم زور میده و ماما میگف اون کار خودشو میکنه ولی تو کمکش نده چون الکی با زور دادن بد موقع باعث باد کردن دهانه رحم میشی و زایمان به تعویق میوفته

۱۳ پاسخ

عزیزم مبارکتون باشه ماما همراهتون کی بود و کدوم دکتر بالاسرتون بود؟

🥰🥰🥰🥰🥰

خوب بقیشو بزار یا بیام کمکت تایپ کنیم سری تر 🫣😅💞

چرانصفه گذاشتی

منتظر بقیشم

بقیشم بزار داشتم میخوندم😊

من بیشتر از زایمان از بخیه زدنش میترسم

فوبیا زایمان گرفتم. نمیدونم چرا واقعا تحمل درد ندارم، 😑☹️

عزیزم🥺❤️❤️

خداروشکر مامای خوبی داشتی
دعا کن منم از پسش بربیام🙏❤️

👀😎😎👀🙈🙈🥺💋

چه خاطره ی خوشی چه مامای خوبی والا ما زایمان کردیم اصلا نکامونم نمیکردن ببینن چی داره سرمون میاد خدا فقط کمک کرد زاییدیم

🥰🥰🥰🥰

سوال های مرتبط

مامان کیان مامان کیان ۵ ماهگی
پارت سوم
منو بستری کردن ماما میخاست‌ شیف تحویل بده اومد منو چک کرد و یه سری توضیحات به ماما شیفت بعد داد ماما شیفت بعد منو چک کرد و معاینه کرد گفت دهانه رحمت خیلی نرمه و خوبه رفت با یه دکتر اومد اون دکتره بهم نگفت میخواد معاینه تحریکی انجام بده وای این قسمت معاینه تحریکی خیلی دردناک بود بعد از معاینه تحریکی دردام شدید تر شد و یه سرم بهم وصل کردن هر موقع دوز سرمه بالا تر می‌رفت درد منم شدید تر میشد و من با نفس عمیق دردام رو کنترل میکردم اصلا جیغ نمیزدم چون جیغ زدن باعث میشد دهانه رحمم متورم بشه و زایمانم سخت تر بشه ماما بهم گفت یه عطری چیزی بود کن نفس عمیق بکش این کمی برای من موثر بود یه چهارساعتی گذشت دیدم ماما اومد منو معاینه کرد با یه حالت تعجبی گفت الان دهانه رحمت کامل باز شده بهم گفت حالت دستشویی ایرانی بشین هر موقع انقباض داشتی زور بزن تا سر بچه بیاد پایین
سه تا زور محکم زدم موهاش که معلوم شد منو از اتاق درد به اتاق زایشگاه منتقل کردند
دکتر و ماما بهم کمک کردند نشستم رو تخت و بهم گفتن هر موقع دوباره درد داشتی زور بزن سه بار زور زدم سر بچه بیرون اومد بدنش هم عین ماهی لیز خورد منم هرچی درد داشتم از بین رفت سریع بچه رو گذاشتن رو شکمم و لحظه قشنگی که هیچوقت یادم نمیره بچه ای که نه ماه تصورش میکردم و تو شکمم بود الان تو بغلمه
مونده بود جفت بیاد بیرون دوتا سرفه محکم کردم جفت اومد بیرون
دیگه یه ماساژ شکمی انجام دادن و بخیه هارو بهم زدن منو بردن بخش
بعد از دو ساعت من تونستم برم دوش بگیرم و راه برم
خیلی خوب بود و زود تموم شد
به نظر من هرکسی که آستانه تحمل دردش بالاست بهترین انتخاب طبیعی هستش عوارض کمتری داره خیلی خیلی خوبه بعدش راحت تر به کارات می‌رسی
مامان علی رضا مامان علی رضا ۳ ماهگی
شب تا صبح پنج دقیقه تا ده دقیقه درد می‌گرفت ول میکرد
صبح ساعتها ۶ ماما بیمارستان اومد گفت پاشو یکم ورزش کن بعد یه کوچولو ورزش کرد نیم ساعت بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۳ سانتی دیگه گفتن ۴ سانت شدی زنگ میزنیم به ماما همراهت
دیگه یکم پیاده روی کردم و ورزش دوباره یکساعت بعدش دردام شد سه دقیقه ای اومدن معاینه گفتن ۴ سانتی زنگ زدن به ماما همراهم یه نیم ساعت بعدش رسید تا رسید شروع کرد نقاط فشاری رو ماساژ دادن بعد گفت بریم سرویس یه شیاف برای مقعد گفت بزار بعدش گفت ده دقیقه باید باشه رفتم بیرون یکم حرکت اسکات انجام دادم گفت موقع انقباض اسکات بزار دیگه من اسکات میزدم ماما ماساژ میداد دیگه گفت حس مدفوع داشتی بگو بریم سرویس بعد چند تا اسکات رفتیم سرویس مدفوع کردم بعد همونجا آب داغ باز کرد گرفت روی شکمم بعد دردام شدید تر شد دیگه گفت بریم روی تخت نقاط فشاری رو ماساژ میداد بعد خیلی دردام بیشتر شدن معاینه که شدم گفت ۸ سانت شدی ماما گفت حالا سجده برو چند تا حرکت زدم دردام زیاد شد و یه حس حالت مدفوع داشتم ماما معاینه کرد گفت فول شدی چند تا زور بزن بعد بریم روی تخت زایمان چند تا زدم و دیگه گفت سریع بریم با ویلچر بردنم رفتم رو تخت زایمان گفت دردت گرفت زور بزن تا دردم گرفت دوتا زور زدن بعد گفت حالا فوت کن دیگه بچه اومد بیرون و تمام دردام تموم شد و صدای قشنگ پسرم پیچید و بعد اومدن گذاشتن روی سینه ام و همه دردام فراموش کردم
مامان مهدی و ماهد✨ مامان مهدی و ماهد✨ ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من پارت سه
بعد از ی ربع ورزش ماما اومد و معاینه کرد و گفت دو به سه سانتی...و پوزیشن سجده با تاب لگنی موقع دردا بهم داد که یکم تحمل درد تو این حالت سخت بود ولی حدود یک ربع تحمل کرردم...بعد مجدد ورزش روی توپ با ماساژ کمر و اسکات رو شروع کردیم ...حدود ساعت ۱۰ و ربع همسرم اومد داخل ( درگیر کارهای بستری بود😅) یکم دردا شدید تر شده بود ولی من تمام توانمو گذاشته بودم و ورزش میکردم ، ماما مجدد معاینه کرد و گفت ۵ سانت شدم و یکم دیگ ورزش کنم و ۷ سانت برم وان ابگرم...ک حدود ساعت ۱۱ مجدد معاینه کرد و گفت ۷ سانتم البته هر معاینه ، معاینه تحریکی با تزریق همزمان هیوسین و زور زدن من همراه بود تا دهانه رحم نرم تر بشه و زودتر پیشرفت کنم ، البته زور زدن رو خود ماما میگفت ..سرخود نباید قبل از فول شدن زور زد چون باعث التهاب و ورم دهانه رحم میشه...بعد از ۷ سانت دردا شدید شده بود و سه تا چیز منو خیلی اروم میکرد ...یکی اسکات زدن ، دو تنفس های عمیق شکمی و بعضی اوقات مثل فوت کردن شمع ، سومی هم دو تا شونه کوچیک که موقع دردا تو دستم فشار میدادم( یک تکنیک کنترل درد زایمان هست)
مامان آرتین وآریا💫 مامان آرتین وآریا💫 ۳ ماهگی
مامان پناه مامان پناه ۹ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی
تو هفته ۳۷ و ۴ روز
ساعت ۴صبح پنجشنبه کیسه آبم پاره شد
رفتم بیمارستان و معاینه کردن گفتن ب زور یک سانتی
معاینه وحشتناک بود خیلی چون دهانه رحمم اصلا پیدا نمیشد😭
دیگه بستری شدم و تا ۹ صب ک دردام شروع نشده بود قرص بهم دادن ک
دردام شروع بشه تا ۲ ظهر قابل کنترل بود و هنوز یک سانت بودم
از ۲ ی قرص دیگ بهم دادن ک دردام غیرقابل تحمل شد و ماما همراهم اومد و هرچی میخواست باهام کار کنه ب زور میتونسم ورزش کنم از درد زیاد دوبار بهم مسکن زدن دیگ وسط دردام خوابم میبرد
انقباض ک میگرفت میپریدم و جیغ میزدم از درد
ساعت ۱۱ بود ماما همراه بردم تو وان آب گرم و تا ۱۱:۵۰ دیقه روی سینه ب پایین دوش آب گرم باز کرده بود و گرفته بود خودمم ک تو وان بودم و با انقباض ها دوباره حالم بد میشد دیگ ساعت ۱۱:۵۰ معاینم کردن گفتن سر بچه پیداس زور زدنای با دردم شروع شد ک ۱۵ دیقه زور میزدم انگار ک مدفوع دارم و همزمان شکم ک کمر و کلیه ام تیر میکشید وحشتناک
دیگ ۱۲:۵ با برش ناحیه پرینه بچم ب دنیا اومد و انگار آب یخ ریختن روم آروم شدم و جفتم بعدش خودش اومد بیرون و بخیه زدن و شکمم رو فشار دادن تا هرچی اضافس بیاد بیرون با اینک خیلی درد کشیدم ولی بچمو ک گذاشتن بغلم خیلی آروم شدم
ایشالا همتون ب سلامت زایمان کنین
ولی آستانه تحمل هرکسی فرق داره من تحمل دردم خیلی کمه و خیلی اذیت شدم🥺
مامان آیهان مامان آیهان ۹ ماهگی
پارت دوم
بستری که شدم بردنم داخل یه اتاق خصوصی دوباره دستگاه nstبهم وصل کردن و منم دردام داشت زیاد میشد وتحمل کردنشون سخت تر وقتی که بستری شدم زنگ زدم ماما همراه گفتم که دردام داره بیشتر میشه گفتش که زود میاد منم تا ماما بیاد با نفس عمیق دردام کنترل میکردم .
ماما که اومد رفتیم حمام و کمرم با آب داغ ماساژ داد و روغن زد و ورزش روی توپ انجام دادیم و... منم دردام داشت بیشتر و بیشتر میشد فاصله بینشون هم کمتر وقتی دردام زیاد شد داد میزدم که یه چیزی بهم بزنید که تندتر زایمان کنم اونام میگفتن که نه دردت خودت عالیه هیچ چیزی نمی خوای منم فقط با نفس عمیق دردادم کنترل میکردم از یه جای با گاز نفس می‌کشیدم که خیلی خوب بود خیلی کمکم میکرد تو کنترل دردا
از ساعت 3/45دردام وحشتناک زیاد شده بود جیغ میزدم داد میزدم که نمیتونم ماماهمراه هم فقط می‌گفت که زور بزن پاهام وهم جمع کردداخل شکمم و فقط می‌گفت زور بزن وقتی هم که دردام زیاد شده بود هرچند وقت معاینه میکردن که چقدر پیشرفت دارم
مامان مامانِ خوشمزه مامان مامانِ خوشمزه ۳ ماهگی
پارت هشتم ..
دوباره معاینه شدم و گفت دهانه رحم تقریبا فوله یکم دیگه همکاری کنی بچه بدنیا میاد دوباره گفت حالت سجده ای شو ولی من او حالت نفسم می‌گرفت نمی‌تونستم کمرم تحمل نداشت چند بار ماما گفت حالت سجده خیلی کمک می‌کنه زود باش ولی گوش نمی‌کردم .
گفت پس پاشو رو تخت حالت دستشویی فرنگی بشین نمی‌تونستم اون حالت رو تخت سختم بود پایین تختم ک نمیذاشت
منم رو تخت نمی‌تونستم اون حالتی تعادل خودمو حفظ کنم دست و پام  رمق نداشت .
دیگه دراز کشیده هی دردم اومد هی گفت زور بزن آخر آنقدر فشار روم بود و زور میزدم مدفوع کردم .
یه پرستار اومد نمیدونم چی داخل سرم زد انگار بهم فشار میومد .
زانو هامو خم کرده بودم داخل شکم وهی زور میزدم و نفس می‌گرفتم ماما میگفت داد بزن فشار رو خودت نیار صورتت قرمز شده ولی نمی‌تونستم دیگه برای آخرین بار معاینه کرد و گفت فول شده دهانه رحم ماما خود بیمارستان رو صدازد اومد آماده شد برای زایمان زیر انداز زیرم رو عوض کردن و تخت رو آماده کردن من فکر میکردم قرار ماما همراه ک گرفتم بچه رو دنیا بیار ولی ن اینجوری نبودبعد از فول شدن  خودش کنار ایستاده بود آنقدر بی جون بودم ک نمی‌تونستم دیگه زور بزنم هی ماما میگفت آفرین ادامه بده سرش رو دارم میبینم ........
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۹ ماهگی
مامان ال ای مامان ال ای ۱۶ ماهگی
قسمت دوم تجربه زایمان طبیعی:
رفتم تو اومدن نوار و قلب و امپول فشار زدم درد هام اومد یکم تو توپ نشستم دیدم نه خیر اذیت میشن درد هام هم قابل تحمل بودن به خصوص وقتی زیر اب گرم مینشستم رو توپ با اب گرم خیلی خوب بود
فقط وقتی درد هام میومد حالت خواب میرفتم با زور چشامو باز میکردم که ورزش کنم
دکترم اومد معاینه تحریکی کرد برا باز شدن دهانه رحمم تو ۳ساعت پنج سانت باز شد دهانه رحمم بعدش دیگه رو توپ نشستم اب گرم گرفت رو رو کمرم منم توپ میرفتم
خلاصه به جایی نرسید که ماما بخواد ماساژ بده و..
نمیدونم یهو فقط دیدم بهم فشار میاد حس کردم دسشویی دارم نشستم وسط حموم زور دادم زور دادم وقتی دیدم فشار زیاد شد ماما خصوصی هم برا چند لحظه بیرون بود صداش زدم اومد معاینه کرد و چشاش اینجوری شد 😳
گفت افرین زور بده منم نفسمو حبس کردم و زور دادم با تمام وجود فک کنم زور چهارم پنجم بود البته بگم منم یکم اروم زور میدادم اخراش دیدگه محکم و خوب زور دادم و نفهمیدم اصلا چی شد چون لگنم اماده اماده بود و منی که تو رابطه اذیت میشدم اصلا نفهمیدم چجوری دخترم پرید بیرون 🤣
و گذاشتن رو شکمم