۱۰ پاسخ

یبار با پاهام تو دعوا زدم ب تخمکاش گریه کرد از درد

آره اون اوایل ک ناراحتم می‌کرد تو اتاق قهر میکردم درم قفل میکردم پشت در گریه میکرد 🥲 یبارم بهش گفتم نمیبخشمت گریه کرد یبارم گفتم دیگه دوست ندارم گریه کرد 😂 ی چند باری هم بعد آشتی بعد قهرامون بخاطر کارای بدش... هعییییی ‌ چقدر اون اولا بیشتر ک ینی زیاد دوسم داشته🥲🫠،

وای تو دیگه کی هستی 😄

اوایل ازدواج وقتی فهمید کارت اهدای عضو دارم خیلی گریه کرد بعدم کارت رو پاره کرد کلا خیلی دلنازک و حساسه همسرم ....

اره نامزد بودیم من گفتم میخام طلاق بگیرم بدردهم نمیخوریم گریه کرد

نه خودم گاهی گریه میکنم . اون اهل گریه و قهر نیست
فقط روز عقدمون از خوشحالی گریه کرد اونم چشماش سرخ شد من فهمیدم وگرنه اشک نبودا 🤣

نه عزیزم ولی تا دلت بخواد باعث شده من از دستش گریه کنم

گریه نکرد
ولی خیلی حرص خورده جوری که دندوناشو بهم سابیده برگشته گفته موهام از دست تو سفید شده
منم همیشه میخندم میگم برو بابا پیر شدی چه ربطی به من داره بدتر حرص میخوره میگه نخند منم بیشتر خندم میگیره
البته خنده ی من بخاطر این نیست ک حرصش بدم خندم میگیره ک بخاطر ی چیز کوچولو حرص میخوره

کاش اینا مال من بود خخخخ

تا وسطای متن فکر میکردم در ازای هدیه گرقتن اینا رضایت دادی بازدار بشی😂😂🤣😛🤪🫢

سوال های مرتبط

مامان ماهوین جانم🧡🌜 مامان ماهوین جانم🧡🌜 ۲ سالگی
بچه هاتونو با چه روشی میخوابونین?
من بچم قبلا ک شیر مادر میخورد کلا زیر سینه میخوابید شرایط بدی بود واقعا...
بعد از اونم برای اینکه اونو ترکش بدم رو آوردم به ماساژ دادن شکمش یا پشتش حالا روی این عادت کرده😐بدون ماساژ نمیخوابه انقدرررر باید نازیش بکنم تا بخوابه.
کسایی ک بچتون مستقل میخوابه چطوری میخوابونین روشتونو به منم میگین تست کنم؟🙃
امشب یاد ماه اول دنیا اومدن دوردونه خانوم افتادم چقدررر سخت بود🫤من بلد نبودم سینه بزارم دهنش هر روشی میزاشتم درست نمیرفت دهنش اون هاله سینه میگفتن دهنش باید بره ک نمیشد 🤣جان میدادم تا میگرفت یعنیا به نفس نفس میوفتادم از شدت تلاش بعد اون خودشم بلد نبود سینه رو بگیره😅 دهنشو شبیه این پرنده کوچولوها ک دهنشونو باز میکنن مامانه غذا بزاره دهنش باز میکرد 🤣بعد یه صداهای باحالی درمی آورد دنبال سینه میگشت بخوره 🤣مادر دختری تلاش میکردیم بسیار 🤣این روند تا یک ماه طول کشید تا هردو یاد گرفتیم😄یادش بخیر میشستم گریه میکردم از بی خوابی😅یه شب شوهرم شب کاربود بچه نمیخوابید رو پام گذاشته بودم تکون دادنم قطع میشد گریه میکرد🤣زدم سیم آخر با گریه زنگ زدم باباش بیا خونه اونم میگفت نمیشه هیچ سرپرستی کسی نیست به من مرخصی بده🤐.
🤣وای یکی میبینم تازه زاییده من از ترس میمیرم🥶