۷ پاسخ

ماشالله بهش

خدایا چقدر نازه ماشاالله 🧿

عزیزم درخواستمو قبول کن

ماشاالله بهش چشم بد ازش دور🧿✨

خسته نباشی کار خوبی کردی تو فضای باز خیلییییی خوبه برای بچه ها بازی کردن ....ماشالله از طرف من ببوسش چشم بد ازش بدور

ای خدا چه قدر نازه 😍😍😍 کلی بوس بهت عزیزم خدا حفظش کنه برات

نمی‌خوابه ؟ من یکم که بت پسرم بازی میکنم خسته میشه میخوابه الانم خوابه

سوال های مرتبط

مامان آکای 💫 مامان آکای 💫 ۲ سالگی
یادمه تو اکانت قبلیم یبار از خاک بازی آکای عکس گذاشتم و زیر تاپیکم یه خانومه نوشته بود ( واااای کلی میکروب داره خاک ، بچه مشکل گوارشی پیدا میکنه ، نمیدونم چرا خیلی از مامانا بیخیالن و به بهداشت اهمیت نمیدن ، من اصلا نمیزارم بچم به خاک دست بزنه و...)
ازین جملش به حدی ناراحت شدم که جوابش رو ندادم کلا🫠
بعد رفتم تو صفحش دیدم کلللل تاپیکاش این بود که👇🏻
بچم همه رو میزنه ، بچم همه چیو پرت میکنه ، بچم جیغ جیغوعه ، خوابش بده ، پرخاشگره و کلییییی تاپیک این چنینی 😑
واقعاااا چرا یه عده فک میکنن خاک بده؟؟
من خودم از وقتی پسرم نشستن یاد گرفت شیش هفت ماهگی به بعد موقعی که هوا خوب میشد میبردمش حیاط با خاک بازی میکرد
الانم هر روز بهد صبحونه ، نیم ساعت میبرمش با خاک بازی میکنه بعدش لباساشو عوض میکنم دست و صورت و پاهاشو میشورم میارم خونه و میان وعدشو میخوره🫠و خداروشکر تا حالا هیییچکدوم از اون رفتارایی که اون خانومه از بچش توصیف کرده بود رو پسر من نداره
خاک کااامل استرس و اضطراب بچه رو میگیره ، آرومش میکنه ، باعث میشه خواب راحت داشته باشن😍 و از اول با زیاد از حد استریل شده بزرگ کردن بچه ها مخالفم
شما با خاک بازی بچه ها موافقین یا نه؟🥲
پوشک زایمان آنومالی سونوگرافی زایمان سزارین آنومالی ‌سونوگرافی آنومالی سونوگرافی زایمان سزارین آنومالی ‌سونوگرافی آنومالی سونوگرافی زایمان سزارین آنومالی ‌سونوگرافی آنومالی سونوگرافی زایمان سزارین آنومالی ‌سونوگرافی آنومالی سونوگرافی زایمان
مامان مهدیار❤️ مامان مهدیار❤️ ۱ سالگی
بچه ها از روز اول از شیر گرفتن مهدیار بخام بگم
اینجوری بود که ساعت ۱۲ رسیدم خونه مامانم اینا
چون باهاش بازی میکنن
بعد خلاصه ک اولین کاری ک کردم همین رسیدم گفتم و اعلام کردم ک میخام از امروز ۳ روز بمونمو بچه رو از شیر بگیرم باید بازی کنن باهاش.
بعد رفتم داروخونه تلخک گرفتم ۵۰هزارتومن داد
بعد گفت خیس کن بمال به نوک سینه ت
یکوچولو زدم انگار بدش اومد اوق زد
دیگه نخورد بعد تو روز چندین بار اومد با بغض خیلی زیاد گفت مامان اوووف؟ دست میزد به سینه م میگفت اووف؟
ولی بیشتر اوقات همشون با مهدیار بازی میکردن
داداشم گفت اماده شید ببریمش بیرون دور بزنیم ک جاتون خالی یه عصرونه جم کردیم رفتیم چیتگر
بازی کرد یکم فراموش کرد
خابه ظهرشم تو ماشین کرد
ولی خیلی دیر خابید ساعت ۶ بود
شبم که ساعت ۱۲ خابید همینجوری برقارو خاموش کرده بودم از ساعت ۱۱
اگه خونه خودمون باشه از ساعت ۹
ولی اینجا دیگه بقیه رو به زور مجبور کردم ساعت ۱۱ دیگه خاموشی مطلق
بعد کمرشو مالیدم و پیش پیش کردم
و بلاخره خابید
یه روز گذشت خداکنه بتونم🫶