۱۰ پاسخ

شما باید همزمان دونفر رو تربیت کنی..

همسر منم یکم تو بعضی مسائل تربیتی با من همراه نیست متاسفانه
مثلا من دوست ندارم بچه هرچیزی. رو که میخواد بهش بدم وقتی مناسبش نیست مثل وسایل خونه ولی. هرچی میگم گوش نمیده
یا اینکه من از هفت هشت ماهگی رادین ک هنوز خیلی وابسته ی پستونک نبود میخواستم بگیرمش از پستونک انقد. نذاشت تا الا حتی توی. روز هم دنبال پستونکشه یا مثلا توی گوشی میبینه میخوادش حتی الانم نمیذاره بگیرمش 🤦🤷

وا یعنی چی زدن دیگه برا چیه

پسر من ۲۴ ساعت با گوشی 😔😔منم میخوام ترک بدم‌مادرشوهرم اینا میدن بهش طبقه بالامون زندگی میکنن تا بچه میخواد شیطونی کنه یا گریه میکنه سریع میگه بیا مامان نانای بزارم برات جرات ندارم جیزی بگم اصلا یا اینکه بجم همش قند و جای میخوره عادتش دادن کاش پول داشتیم جدا میشدیم‌پیر شدم 😔

حالا خوابش میشه اوکی کرد ولی عادت بد رفتاری خیلی بده
حتما با همسرت صحبت کن نزار اینجوری بچه بزرگ شه

باهاش صحبت کن، بگو همیشه همینقدری و گوگولی نمیمونه، یه روزی میشه ده ساله و اونوقت تورو هم میزنه

از نوزادی ساعت ده چراغو خاموش میکنم، حتی میخواد گوشی بازی کنه میگم برو تو اتاق، خواب بچه بهم بریزه، غذا و همه چی بهم میریزه، راجبه زدنم کاملا قاطع میگم نه

بشین با شوهرت حرف بزن.شوهر من به شوخی به دخترم گفت مامانو بزن.دخترم منو‌ زد و عادتش شد.منم پیش شوهرم دست دخترمو‌ زدم،گفتم دفعه بعدی منو بزنه میام میزنم تو رو.شوهرمم وقتی دخترم خواست بزنه گفت نه زشته،فعلا اوکی شده.خواب هم من از یه ساعتی به بعد اصلا دخترمو از خونه بیرون نمیبرم.کم پیش میاد در هفته شب بیرون باشیم و دخترم نخوابه.اصولا قبل ۱۱ خوابه

اره توام بگو برو بابارو بزن
چقدر اینجور مردا بده

تو هم بزن باباشو

سوال های مرتبط

مامان شایلین مامان شایلین ۲ سالگی
سلام مامانا
من یه پسر دایی دارم که از دوماهگی تی وی میبینه البته گوشی تا الان که اول میخونه با گوشی و کارتون غذا میخوره
و از ۵ ماهگی با یه شربت بسیار خطرناک از ساعت ۱۰ شب واردار به خواب میکردن که امروز اون شربت زیر دوسال ممنوعه
و دختر من هم زودتر از دوازده نمیخوابه چون عادت کرده و میدونم که اشتباهه داره دیر میخوابه ولی چون باباش ۱۱ شب میاد بیدار میمونه تا باباشو ببینه
خلاصه که مهمون بودیم و دختر ۱۱ شب خوابش میومد و کفتم بریم تا خونه برسیم میشه ۱۱/۳۰ و میخوابه
زن داییم با صدای بلند گفت هههه! پسر من از همون اول از ۱۰ میخوابه
این پنجمین بارش بود توی جمع میگفت
و من همیشه سکوت بودم
تا اینکه اونروز گفتم بله منم اگه شربت به اون خطرناکی رو میدادم میخوابید ولی شایلین خودش میخوابه

و اینکه پسرداییم یکم توجهش پایینه و توی سنجش کودکان هم گوشزد کردن بهش ولی همیشه خودشو یعنی زنداییم همه چیز دان عالم میدونه
منو مسخره میکنه که بچت چرا تیوی نمیبینه!!!
من دیگه حوصله بحث نداشتم و بلند شدم و رفتم لباسمو پوشیدم و خداحافظی کردم