۱۷ پاسخ

من دوتا دارم‌دیگه نمیارم ولی خدایی شوهرم خیلی بادرکه زمان حاملگی دخترم از بس حالم بود نمتونستم ناهار بپزم از سرکار میومد غذا درست میکرد🥲🥲

قصد بچه دوم دارم ولی دوسه سال دیگه. شوهرم خیلی درک میکنه و کمک حالم هست. اگه اینجوری نبود عمرا به بچه دوم فکر نمیکردم

اینجا تالار شمس تبریزی نیستش جانم اهل تبریز نیستی میگی غربت؟

منم دیگه نمیارم دهنم سرویس شده شوهرم بی درکه

من خیلی بچه دوم دوس دارم.ولی بخاطر گرونی شوهرم اصلا اصلا راضی نیست

من یکی دارم فعلا تازگیا هم باردار بودم ۲۱ هفته به دلایلی مجبور شدیم سقط کنیم
اصلا بهش فکر نمیکنم چون سقط هم با سزارین بود
خیلی سخت گذشت
ولی شوهرم میگه میخام ولی گفتم نه ب این زودی

وای منم یاد اون روز ها میفتم فشارم میفته خیلی سخت بود خیلییییی منم حداقل تا ۵ سال دیگه دوست دارم یکم به خودم بیام باز هرچی خدا بخواد نا شکری نباشه ولی دست تنها خیلیییییی سخت

من عاشق بچم
ولی زایمان و بارداری پرخطر داشتم بچمم
۲۸ هفته دنیا اومد خیلی خیلی سختی کشیدم
هرازگاهی میزنه سرم اقدام کنم ولی بعد پشیمون میشمم.....کلا بلاتکلیفم🤣🤣

منم نمبخام حاملگی بشدت افتضاح و زایمان وحشتناکککککک

منم خیلی سختی کشیدم توی غربت و تنهایی و ویارمم خیلی بد بود ولی شوهرم غروبا ک از سرکار میومد خداوکیلی دو نوع غذا درس میکرد یکی برا شب یکی برا فردا ناهار من 😍
با اینکه خیلی سختی کشیدم تو بارداری وفشار بالا و این حرفا ولی بازم میخام یکی دیگه🫣

منم دیگ عمرا بیارم چون دست تنهام بودم..ادم پیرمیشه..همین یکیشو بزرگ کنم هنرکردم..

وای خدا منم همین طور اینقدر تو بارداری و زایمان و بچه دار سختی کشیدم بخدا یه نوزاد یا باردار میبینم به جا ذوق سردرد میگیرم حتی از بس فوبیاش رو دارم یوقتا خوابشو میبینم منم فعلا نمیخوام ناشکری نیست و خدا پسرمو حفظ کنه ولی شااااااید یه روزی در اینده نظرم عوض بشه که احتمالش سر سوزنه

منم پسرخاله شوهرم بچش ۷ ماهه بدنیا اومده و سینه مامانشم نمیگیره

منم ، نه به خاطر گرونی و ..... ، به خدا اعصاب ندارم نصف سال و پیش مامانمه

به عنوان کسی که ۱۰ روز پریودش عقب افتاده نظری ندارم😂

کلا یه بچه خوبه نصحیت منی که دومی رو آوردم مخصوصا تو این گرونی

من که خودم نمی‌خوام فعلا ولی شوهرم هی گیر میده حرفهای اطرافیانم واقعا اذیتم میکنه

سوال های مرتبط

مامان فسقلی جون🧒💜 مامان فسقلی جون🧒💜 ۲ سالگی
تاپیک قبلم به نظرم نیاز به توضیحات بیشتری داره برای یه سری مامانها...
قطعا منم مثل شماها خوب و بد رو میدونم و به پسرم یاد دادم.
اکثرا بچه هاتون توی همین رنج سنی هستن، پس با قاعده ی لجبازی یا اینکه یه مورد رو خوب یاد بگیرن و یه مورد رو نخوان یاد بگیرن آشناییت دارین.
منم تو تاپیک قبلی گفتم، مواظب بچم بودم و این حرکتش غیرمنتظره بود و قطعا میدونم که کار پسرم خیلی بد بوده. واسه همین اول بچه ی اون خانومو بلند کردم و نازش کردم و بعد فقط از مامانش عذرخواعی کردم.
حتی اگه بچه اون خانومه بچمو هل میداد یا میزد هم اینقدر حرصی نمیشدم...
ولی اینکه یه مادر، که بچش شاید سه چهارماه با بچه من فرقش بود، اینجور با بچه من حرف بزنه و اون کلمه رو بگه و بعدم بخواد بزنتش،
قطعا بچه های خودتونم بود حرصی میشدین.
مطمئنا بچه هاتون بچه پیغمبر نیستن که تماااام کاراشون خوب باشه...
ده تا کار خوب دارن یه کار بد. واقعا واقعا اون یه کار بدِ بچه من همین هول دادنه اونم فقط بخاطر تصویر ذهنی که از بچه داداشم داره.
و تاکید میکنم فقط دوسالشه... بچه ۱۵ساله نیس😂

دوتا بچه باهم دعوا کنن خیلی فرقه تا اینکه یه ادم ۳۰ ساله با یه بچه دوساله بخواد دعوا کنه.