۲۰ پاسخ

منم حدودا ۱۴_۱۵ ساعت با خانوادم فاصله دارم🫠😔

ما هنوز خودمون عادت نکردیم چطوری ب بچه بفهمونیم هربار بعد ی مدت میرم خونه مامانم اینا موقع اومدن پسرم اونقدر گریه میکنع هیچ جورع ساکت نمیشه خانوادمم فقط سالی دوبار میان چون ماشین ندارن سختشونه خواهرمم با دوتا بچه تو غربت ن اون به خانوادم نزدیکه نع من
ن حتی خواهرم بهم
هرکدوم ی وری هستیم

منم همین طورم درکت میکنم من وقتی خانوادم میان چندروزمیمونن وقتی میرم تاچندرپزافسرده ام وهمین طوروقتی میرم شهرستان وبرمیگردم😔

منم همینطورم عزیزم چاره چیه

من همینطورم ولی به خودم دلداری میدم که خیلیا راه دور ازدواج کردن تو تنها نیستی

چن ساعت دورن ازت؟؟؟

منم ۷ ساعت دورم .. باز خوبه پسرت هست دیگه

منم..خانوادم امشب رفتن..اینقد بچم گریه کرد..یه ابجیم مونده ک اونم فردا صبح میخاد بره..شوهرمم از صبح ژود تا شب ساعت یازده سرکاره..مطمئنم فردا پس فردام به گریه میگذره

همدردیم😭😭😭غریبی درد بی درمان

هزار لعنت

اخی درکت میکنم

آخی عزیزم دلتنگی نکن
غریبی خیلی سخته خواهر منم شمال هستش همش احساس تنهایی میکنه 😭 ما همش دوس داریم برگرده نزدیکمون 😔

فک نکنم هیشکی اندازه من راهش دور باشه، در حدی ک حتی خونواده م خونمم نیومدن انقد دوره... کاش روزی ک تصمیم گرفتم راه دور ازدواج کنم میمردم و این کارو نمی‌کردم 😭😭

چقد منی ولی من بدترم خواهر هم ندارم یک شوهر ک بد.رفتاری می‌کنه انقد گریه کردم چشام میسوزه

منم هرروز کارم شده گریه کی گفته بگذره عادت میکنی

الهی
واقعا سخته من خودم نمیتونم تو غربت و‌دور از خانواده باشم🥺

عزیزم قربون دلت،دیگه زندگیه باید باهاش کنار اومد وگرنه اذیت میشی،هیچوقت شرایط با خواسته ی ما یکی نیست ماباید باش ایط کنار بیایم وگرنه همیشه در عذابیم

منم غریبم ولی دیگه چاره نیست
گریه نکن پسرت ناراحت میشه

عزیزم منم غریبم هرموقع مامانم میاد
بعدش که میخواد بره انقدر گریه میکنم
بدجوری دلم میگیره
درکت میکنم عزیزم

🥺🥺🥺💔💔چقدر سخته

سوال های مرتبط

مامان پسرای خوشگلم💞 مامان پسرای خوشگلم💞 ۲ سالگی
امروز روز چهارم بود که دیگه به پسرم شیر ندادم.اما تا دیشب یبار توی خواب میخورد.بیدار میشد منم نمیتونستم بچه داری کنم نصف شب بهش شیر میدادم چون یه بچه چهار و نیم ماهه هم دارم خیلی سخته شب هم بیدار باشم

بعد با خودم گفتم بچه که نصف شب شیر میخوره پس قبل خواب یبار بهش بدم که مسواک بزنه و بخوابه
اما نخورد🥹
رفت با باباش شام خورد
یعنی از شیر گرفته شد؟
خیلی شیر دوست داشت از اون بچه ها بود که هیچ غذا نمیخورد فقط با شیر زنده بود
اما دیگه شیر نخورد یکم گاز گرفت شیشه شیرشو بعد رفت پیش باباش البته خیلیییی کم غذا میخوره
هنوز خوب غذا نمیخوره
الان یعنی دیگه شیر دوست نداره؟
راستی شیر پاستوریزه هم نمیخوره
ولی یه چیزی عجیب دلم گرفت که چقد زود گذشت اون زمان هایی که من حرص میخوردم خدایا چجوری از شیر بگیرمش چجوری غذا بخوره
خدا کمکم کرد واقعا دیدم به چشم خدا کمکم کرد
مادرم پیشم بود نمیتونستم از شیر بگیرمش
اما تا رفت و خدا تنهاییم و دید کمکم کرد
خدا کنه نصف شب برای شیر بیدار نشه