دیشب مهمون داشتم
داییام و خاله هام بودن.دایی کوچیکم دوتا پسرداره که دوقلو هستن و ۷ سالشونه😵‍💫به معنای واقعی کلمه انگار از وحشی امدن!
داییم و زنداییم اصلا نمیگن نکنین و خرابکاری نکنین به یه ورشونه همه چی!
صندلی دخترمو دیشب نمیدونم چجوری شکوندنش،دیوار اتاق دخترمو گچش رو کندن چندین جاش رو.مبلم رو ال مانند گذاشته بودم!از اینور میرفتن رو مبل راه میرفتن از انور میومدن پایین!
اتاق دخترمو به حدی رسوندن که به شوهرم گفتم من نمیرم اتاقش خودت یه جوری جمعش کن!
یعنی دایی و زنداییم یه تو نگفتن بهشون!!!!!!!
خواهرزادم امد گفت خاله دوقلوها صندلی ساحل رو شکوندن!زنداییم پیشم نشسته بود،روشو‌ اونور کرد،انگار نه انگار بچه های اون بودن!دست خورشتیشون رو زدن به دیوار حال،یعنی ریدن تو خونه ام.از دیشب سر درد گرفتم از دستشون
خونه خواهرمم سری قبل بودن!چرخ خیاطی صنعتی داره با سردوز!داخل اتاق بود!قشنگ ریدن به چرخ خواهرم!کل سوزن ته گردا رو تو کل اتاق پخش کردن
😐همچنان دایی و زنداییم نگفتن اینا بچه ما هستن یا بشینین سر جاتون!!!!

۱۹ پاسخ

بار بعد دعوت نکن بلکه بفهمه بچه هاشو یه دعوا کنه موقع خرابکاری
بعدشم من باشم ببینم خودشون چیزی نمیگن قطعا خودم دعواشون میکنم عزیزم وگرنه خونه رو به اتیش میکشونن که

خوبه شوهرت غر نمیرنه سرت
ترکوندن خونه رو که

بیکاری دعوت میکنی
من بچهام فضولن جایی نمیرم میگم خودم بدم میاد بقیه ک گناهی ندارن اونا هم بدشون میاد 🤧
درحالی ک جایی هم برم همش میگم نکن بشین دست نزن نرو بیا. 🤕🤕🫠
نمی‌زارم خرابکاری کنن ، با این حال هم نمیرم جایی برمم فوقش خونه مامانم اونم کنترلشون میکنم

واقعا چ حوصله ای داری دعوت میکنی من ک با هیچ کسی ارتباط ندارم

پس توهم یا مثل خودشون بیخیال باش یا چیزا بچتو جمع کن

شما ک میبینی اینجوری هستن بنظرم اصلا دعوت نکن اگرم میکنی وقتی میبینی پدر و مادر چیزی نمیگه خودت با زبون خوش بگو

با همچین آدم هایی رفت آمد نکن اعصاب داریا🤨

اووو چ بیخیال منم در اتاق بچمو اکثرا قفل میکنم. و طاقت خرابی اینارو ندارم

نتیجه گیری=رفت امد قطع🤓🤝

زنگ بزن مادرشون از شوخی هم شده بگو که گند زدن به خونت

چرا باهاشون ارتباط دارین واقعا من اصلا نمیتونم اینجور ادما تحمل کنم
کاش ب مادر پدر بفهمونی یجوری

من بودم قبلش در اتاق بچمو قفل میکردم حدافل به وسایل بچم ضرر نزنن
و من رودروایسی ندارم من باشم تذکر میدم بهشون

بگو نکنن حد مرز بزار برا خونت. ب مادرشون بگو

۷ سال ک بچه نیستن،از الان قطع رابطه کن،فقط عید ب عید،یا مراسم ب مراسم برو،اصلا دعوت نکن،پسر دوست منم اومد نرده تخت پسرم ک تازه دنیا اومده بود شکست،بلاکش کردم،دیگ قطع کامل رابطه،هر موقع میومد ی چیزی میشکست

در اتاق دخترتو قفل میکردی

هفت ساله ک دیگ بزرگ 😐چ مامان بابای بیخیالی

من بودم دیگه اصلا دعوتشون نمیکردم اگه هم ناراحت شدن میگم که بچه هاتون خیلی فضول و خرابکاری میکنن ؛ بزار بفهمن قرار نیس هرجا و هر کسی بچه هاشون رو باید تحمل کنن؛ شوهر من بود دیگه نمیزاشت دعوتشون کنم

من جای تو بودم میگفتم زندایی یا دایی یه چیزی بگین بهشون منم به وسایلام پول دادم آخه بگو من خودم چیزی نمیگم شما ناراحت نشین

سلام خداییش خوبه رفت آمد دارید
ولی دیگه اونهام باید بچه هاشون کنترل کنن که آدم رغبت کنه رفت آمد داشته باشه نمیشه که

سوال های مرتبط

مامان کیان مامان کیان ۲ سالگی
مامان مَهزاد و گیسو مامان مَهزاد و گیسو ۲ سالگی
خانوما بیایین اینجا
یکی از فامیلا که نزدیک هم هستش و خیلی مشتاق رفت آمد با ما هستن یه پسر ۷ ساله دارن که این پسر بچه به شدت بی ادب و بد دهن هستش خیلی ام شلوغه ینی میاد خونه ما همه وسایلای دخترمو دست میزنه خراب می‌کنه خیلی‌ها شون رو مشکنه و مادر بچه اصلا بهش نمیگه نکن یا بگه بچه بیا بشین، این کارشون هم روی اعصاب منه،
از هر راهی رفتم که قطع رابطه کنن نشد که نشد، دو شب پیش خونه ما بودن بچه سوار چرخ دخترم شد گفتم نشین تو بزرگی این می‌شکنه از چرخ اومد پایین برداشت بلند کرد محکم کوبید زمین فرمون چرخ شکست، یا توپ بزرگ رو میکوبید به تلویزیون گفتم نکن گریه کرد که این نمیزاره من بازی کنم، حالا خیلی از اخلاق های اونو دخترم تکرار می‌کنه چون همبازی نداره اون میاد با اون بازی می‌کنه مثل الگو شده برای دخترم،


تصمیم داشتم به مامان بچه به صورت تیکه یا طعنه بگم ادب هنوز رایگانه به بچت یاد بده، ( آخه مامانش خیلی آدم خسیسی هستش برای پسرش اسباب بازی نمیخره که بچه یاد بگیره با اسباب بازی چطوری بازی کنه)
یا چطوری بهش بگم نمیخام رفت آمد کنم باهاتون؟؟ واقعا رفتار بدی دارن اصلا دلم نمی‌خواد بچم اون کارا رو یاد بگیره،
مامان دختر ملوس مامان دختر ملوس ۲ سالگی
بچه ها من ده ساله باشوهرم بحث و کل کل داریم آخرین بحثمون برمیگرده به اینکه من کل تعطیلات عید فقط اول فروردین دوساعت رفتم اونا هم سوم فروردین اومدن خونمون بعد ازون ۱۴ فروردین گفت بریم من خونه بابام بودم گفتم الان فردا بعد ناراحت شد منم دیگه اومدم تو راه گفتم امشب نمیومدیم شی میشد یکم سر این موضوع کش دادم و گفتم از سرش بیوفته هی میگه خونه بابام خونه بابام بعد کلی فحش داد که ۱۵ روزه نیومدی و اینا کلی بدوبی راه از دم ترخونشون برگشت بعد هانوادش زنگ زدن رفتیم اونجا گفتم ماجرا رو اونا هم میدونن که ما از اول باهم درگیریم سر نرفتن به خونشون بعد اونجا بیشتر طرف منو گرفتن اما خیلی جاها هم کفتن تو مقصری مثلا نمیزاری بچه رو بیاره اینجا تو مقصری بعد خواهر شوهرمم که چند روزیه خودش به مشکل خورده و با دوتا بچه راهنمایی و ابتدایی اونجا بود اونم داشت صحبت می‌کرد بین بحث ها به شوهرم گفتم الان که بچه تو اتاق داره با فامیل تو بازی میکنه چیزی نمیکی چرا خونه بابای من میگی برو اتاق ببین بچه چی شد؟ خواهرشوهرم بلند شد گفت اووو شما دارین لجبازی میکنین این چه رفتاریه تو میکنی مگه بچه ای گفت باند شین برین از خونه بیرون هیچی تو کلتون نمیره تو برین بیرون تو چرا تلافی میکنی این چه رفتاریه به من کفت همرو. بعد بماند که شوهرم شیر شد. من دیگه دهنمو بستم و انگار که ناراحت شدم جواب ندادم تا آخر بحث ساکت و غمگین نشستم بعدت گریه که شما دلتون به حال بچه نمیسوزه رفت دلستر آورد برام بیسکوییت باز کرد بهم داد اما نخوردم. به نظرتون باید جواب میدادم اون لخظه اعصابم خورده چرا گیجم و جواب ندادم
پوشک بچه شیر مادر شیرخشک شیر شب واکسن ۱۸ ماهگی زایمان بارداری پستونک
مامان دختر ملوس مامان دختر ملوس ۲ سالگی
امشب مهمون داشتم از ظهر مامانم اومد بعد زنگ زد یه خالم اومد غروب زنگ زد دو تا هاله دیگم اومدن غیر منتظره بود منم پاستا درست کرذم با نصف مرغ سرخ کرذم و برنج میز هم خوشگل چیدم شکلات و میوه و آجیل و اینا حالا با اینا کار ندارم به نظرم غیر منتظره اوکی بود. با خاله کوچیکم ۷ سال اختلاف سنی دارم بعد اونیکی خالم داشت راجع به وسیله های خونم صحبت می‌کرد که قشنگن و اینا بعد کفت میز تی وی فلانی این رنگیه(یعنی رنگ میز کنسول من) بعد خاله کوچیکم گفت نه کی گفته اصلا این رنگی نیست یه رنگ قهوه ای خاصه خیلی متفاوته یه جوری گفت یعنی این رنگ خیلی زشته شما چه حسی ازین حرف گرفتید؟ بماند که شوهرمم انرژیم رو گرفت تو مهمونی .. اومد اتاق منم از فرصت استفاده کردم گفتم راستی مهمونی هم گفتن تخت بچه رو بزرگ کنم منم از قبل گفتم بیان براش بزرگ کنن از چند ماهه قبل اون کفت المی برام خرج تاراش من میخوام وام بردارم مغازه بزنم نمیتونم برای خونه الکی هدر بدم باید شغل به پا کنم( کارمنده می‌خواد یه شغلی دیت و پا کنه البته با فشار چند ساله من که کفتم پول نداری و اینا) نظرتون جیه🫤
پوشک بچه شیرخشک شیرشب شیرمادر واکسن بارداری زایمان زایمان زودرس واکسن ۱۸ ماهگی