سوال های مرتبط

مامان دلبندای مادر مامان دلبندای مادر ۲ سالگی
بعد از مدتها امشب شب نشینی با ۴ تا خاله هام و مامانم قرار گذاشتیم بریم خونه پسر کوچیکه خاله بزرگم. چند ماه ازدواج کردن ماهم گفتیم جهاز و ابنا نرفتیم یه شب شب نشینی بریم
دیگه خلاصه رفتیم و خداییش هم خوش گذشت گفتیم خندیدیم
بچه های منم اذیت بخصوص نداشتن و مشغول بازی با اسباب بازی بودن
پسر یکی از خاله هام ۶ سالشه (کارن)
اومد بدوعه پاش گیر کرد به پای بچه من و بنده خدا با زانو خورد زمین
از طرفی خیلی لاغر و ضعیفه پاش بچه خیلی درد گرفت
بچه منم که پاش توسط کارن لگد شده بود خیلی گریه کرد من همینطور مشغول گریه بچم بودم که متوجه نشده بودم شوهرم داد زده سر کارن و به اصطلاح دعواش کرده
خاله هام و بابای کارن دیدم همشون اخم کردن و پا شدن که برن خونه هاشون
انگار آب سرد ریختن روم
از خجالت نمیدونستم چی بگم و چیکار کنم
فقط عرق شرم میریختم و داشتم خفه میشدم
اومدیم تو ماشین اینقدر حرص خوردم هرچی گفتم شوهرو جواب نداد انگار متوجه اشتباهش شده بود ولی شرمندگیش موند برای من
از خاله ام (مامان کارن) شوهرش و پسرخاله ام و زنش خیلی بیشتر خجالت کشیدم😔😔😔
شما جای من بودین چیکار میکردین؟
مامان ساحل🍭 مامان ساحل🍭 ۲ سالگی
دیشب مهمون داشتم
داییام و خاله هام بودن.دایی کوچیکم دوتا پسرداره که دوقلو هستن و ۷ سالشونه😵‍💫به معنای واقعی کلمه انگار از وحشی امدن!
داییم و زنداییم اصلا نمیگن نکنین و خرابکاری نکنین به یه ورشونه همه چی!
صندلی دخترمو دیشب نمیدونم چجوری شکوندنش،دیوار اتاق دخترمو گچش رو کندن چندین جاش رو.مبلم رو ال مانند گذاشته بودم!از اینور میرفتن رو مبل راه میرفتن از انور میومدن پایین!
اتاق دخترمو به حدی رسوندن که به شوهرم گفتم من نمیرم اتاقش خودت یه جوری جمعش کن!
یعنی دایی و زنداییم یه تو نگفتن بهشون!!!!!!!
خواهرزادم امد گفت خاله دوقلوها صندلی ساحل رو شکوندن!زنداییم پیشم نشسته بود،روشو‌ اونور کرد،انگار نه انگار بچه های اون بودن!دست خورشتیشون رو زدن به دیوار حال،یعنی ریدن تو خونه ام.از دیشب سر درد گرفتم از دستشون
خونه خواهرمم سری قبل بودن!چرخ خیاطی صنعتی داره با سردوز!داخل اتاق بود!قشنگ ریدن به چرخ خواهرم!کل سوزن ته گردا رو تو کل اتاق پخش کردن
😐همچنان دایی و زنداییم نگفتن اینا بچه ما هستن یا بشینین سر جاتون!!!!