وای چقدر دیروز روز سختی بود من این چند وقت همش حالت تهوع داشتم ولی خیلی کم پیش میومد بالا بیارم همش ترش میکردم و سر معدم میموند دیروز از صب گلاب ب روتون بابل اوردم هر چی میخوردم سریع بالا میاوردم تا اخر شب همین بود اخرشم دوباره ترش کردم واقعا دیروز حس میکردم داره جونم بالا میاد امروزم باز صبحونه ک خوردم حالم بد شده میگم هر لحظه ممکنه بالا بیارم دیشب داشتم ب شوهرم میگفتم تازه7ماه دیگ ام مونده این سختیا ک فقط برای مادره تازه زایمانم داریم بعدش ایشالا بسلامتی ب دنیا بیاد برای هرچیزی مث رفلاکس و دندون و واکسن بگیر تا اخر موهامونو سفید میکنه با همه این داستانا بازم شیرینه بازم دوست داشتنیه بازم ادم انتظارشو میکشه 😢 داشتم شام میزاشتم هر بویی بهم میخورد یه دور میرفتم دستشویی 😁 الان از دیشب کلی ظرف کثیف مونده خونمون بهم ریختس کلی حرص خونه زندگیم میخورم خواستم بگم خدا ب همه مامانا قوت و سلامتی و آرامش بده واقعا راست میگن بهشت زیر پای مادراست 😢

۳ پاسخ

من نزدیک زایمانم همش حال تهو با من بود هستش

منم دقیقا دیروز همین حالتی بودم ولی رفتم اورژانس فشارم ۸ بود برام سرم قندی زدن داخلش ویتامین c و اندسترون ریختن از دیروز واقعاااااا حالم خیلی بهتر شده رگ دستم پاره شد ولی ارزششو داشت بنظرم برو حتما چون فشارت پایین بیاد هم خطرناکه هم رگت پیدا نمیشع

تصویر

واقعا حالت تهوع خیلی سخته واسه من ک هنوزم تموم نشده

سوال های مرتبط