۱۴ پاسخ

وای دقیقا مثل من
نه جایی میرم میفهمم چی شد فقط نق نق
نه خونه ارامش دارم

خداروشکر دختر من اینجور نیس از اول دورمون شلوغ بوده شاید بخاطر اونه

من بچم خونه خودمونو نمیخواد چون تنهاست اگه دورش شلوغ باشه ساکته وقتی خونه خودمونیم ب شدت اذیتم میکنه

اگر. فت و آمد نکردی به خاطر بچه باید بدونی بچه هم به سکوت عادت کرده بنابراین هرکی به فضایی که هست اضافه میشه شروع میکنه به نق زدن یا گریه یا به هر نحوی اعتراضش رو نشون میده به نظرم باید بزنی به دل ماجرا و بری توی اجتماع کوچه خیابون و کم کم به تعداد آدمای مهمانی اضافه کنی و بری عادت کنه

وای پسر منم هربار بیرون میریم یا کسی میاد همینجوریه. البته گریه نمیکنه فقط
اعتصاب غذا میکنه و بدقلق میشه
شیر نمیخوره دیگه تا یکی دو روز

عزیزم بچه ها اللان تایم دندون و بچه ها مدام رسیدگی می خوان عزیزم

هنوز بدتر میشن ، اضطراب جدایی میگیره پدرم دراومدع

😭😭😭😭😭وااااااییی منممممم بغض کردم بخدا تنها نیستی منممممم
ظهر کلی گریه کردم

اخ گفتی

عادت کرده ب تنهایی یکم دورشو شلوغ کن خوب میشه .

عزیزم ، خداحفظش کنه
احتمالا با دیدن آدم جدید غریبگی کرده
ماهم توی خونه این کلا چون پسرم غیر خونه جایی درست نمیخوابه
هیچ‌جا حتی خونه مامانم نرفتم
الان دیگه به سنی رسیده که باهم برید بیرون
از توی کوچه و‌پارک رفتن شروع که تا عادت بشه
منم هفته قبل دوتا از دوستام اومدن چندساعتی ، اولش که بچه بغل خودشون بود
پسر من بقیه رو بخصوص آدم جدید میبینه ساکت میشه انگار خجالتی میشه
بعدم دیگه بردم یه نیم ساعتی خوابید سریع شام درست کردم
دیگه هم باز بیدار شد خودشون بغلش کردن

وای حرف دل منو زدی🥺🥺🥺 من قبل حاملگی به شدت ادم مهمونی رفتن یا مهمونی دادن بودم عاشق دورهمی بودم یا با دوستام برم بیرون از وقتی این بچه اومده نه دلشه کسی بیاد خونمون نه بریم جایی کلا عوض میشه بعد هیچی نمیخوره یکسره هم گریه میکنه منم دوستام میان خونمون این بچه فقط کارش میشه گریه خیلی کلافم تازه امید داشتم بشه ۶ ماهش بهتر شه این پیام تو رو دیدم دیگه هیچ😐

شاید از اول که بیرون نبردیش یا کسی خونتون نیومده دیگه اینجوری عادت کرده بعدم از الان تازه چهره های غریبه را میشناسن و غریبی میکنند

چقد منی.بچه اوردم از تنهایی دربیام بدتر دارم تنها میشم

سوال های مرتبط

مامان گنجیشکم 🐣 مامان گنجیشکم 🐣 ۶ ماهگی
امروز فهمیدم که هرکس از عینک و دیدگاه خودش به بقیه آدما و موضوعات نگاه میکنه یعنی چی،و این تجربه رو به شما هم میگم تا کمتر از نظرات و حرفای دیگران دلخور بشین...
امروز هاکان تو خونه مادرشوهرم یه لحظه شدیدا گریه کرد،منم نمیدونستم چی میخواد همینجوری با حوصله داشتم بررسی میکردم،شیر دادم نخورد،پستونک قبول نکرد،خوابوندم گریه کرد...از اون طرف مادرشوهرم با یه عصبانیت خاصی اومد تو اتاق بچه رو گرفت برد بهش شیشه شیر داد اونم بازم گریه میکرد،بعد همینجور با حرص و عصبانیت حرف میزد،آخه چی شد یهو،تو رو چی نیش زد و فلان....بعد من هیچی نگفتم بچه رو هم آرومش کردم خوابید و گذشت تا همین عصری که شوهرم هم بود،یهو همونجوری شدید گریه کرد،همسرم گفت گرمشه ببرم تو حیاط،مادرشوهرم گفت اینجوری گریه میکرد من فکر کردم سما نیشگونش گرفته یا چیکارش کرده که بچه اونطور گریه میکنه 🤯🤯🤯اصلا به شخصیت من فکر نمیکنه،به تحصیلات من فکر نمیکنه،به طرز رفتارم با بچه خودم یا با بچه های دیگه فکر نمیکنه...اون حرفش نشون میده که انقد در اطرافش اونجوری دیده که اونطور فکر میکنه..منم به دلم نمیگیرم با همین طرز فکرم..🙂🌱