۹ پاسخ

میشه بگی مونا حون که حرکاتش چندبار بود؟چجور فهمیدی کمه

منم ۳۸هفته ام ،بایدازکجابفهمیم خب؟؟یعنی بایدچیکارکنیم تامتوجه بشیم ؟

مبارکع بالاخره زاییدی😂😍

شکمت سفت میشد تن تن ؟!

مبارکت گلم

پاهات ورم نکرده بود
یا علائمی نداشتی دیگه

مبارک باشه عزیزم 😍😍😘🥰🥰

عزییزم
ترشحات سبز رنگ نداشتی ؟

از کجا معلوم شد مدفوع کرده؟

سوال های مرتبط

مامان نيلای 🩷 مامان نيلای 🩷 ۹ ماهگی
پارت اول تجربه زایمان اول سزارین اختیاری 🩵
چون زایمان من خیلی عجیب غریب و وحشتناک بود برام نمیخواستم بیام بنویسم چون باردارا ممکنه بترسن یا فکر کنن زایمان سزارین خیلی بده و‌ فرار کنن اما سوالات زیاد بود و خیلی میپرسیدین گفتم بیام بنویسم
من قبلش یه دکتر داشتم که‌ همیشه پیش اون ویزیت میشدم‌ و کل بارداریم تحت نظر اون بودم و قرار بود تو ۳۷ هفته برم مطبش و اونجا معاینه لگن بشم (من همیشه درمانگاه میرفتم پیش اون دکترم بخاطر اون برای معاینه میگفت مطب خودم بیا ) به امید اینکه بگه لگنت تنگه و زایمان من سزارین اجباری بشه میخاستم برم…
اما
۳۶ هفته بودم که رفته بودم بیمارستان چون حرکات نینیم کم بود رفتم ان اس تی بگیرم که ببینم وضعیتش چطوره اونجا پرسجو کردم گفتن برای تنگی لگن قبول نمیکنن که سزارین اجباری بشی و من کلا منصرف شدم و دیگه مطب دکتر خودم نرفتم‌ اونجا تو بخش اورژانس یه دکتر دیگه بود که خیلی خوب و‌ مهربون بود و قیمت عملشم‌ مناسب بود باهاش حرف زدم و هماهنگ شدم که اون منو عمل کنه گفت روز دوشنبه من کلینیک هستم بیا اونجا که من تو ۳۷ هفته بودم و همون روز که گفته بود رفتم و بهم شمارشو داد و گفت اگه لک بینی یا پاره شدن کیسه اب حتی کم شدن حرکات جنین بود بهم زنگ بزن و بگو که من بیام بیمارستان سریع ( مطب خودش یه شهر دیگه بود و فقط بیمارستان میومد ) خلاصه گفت برو و سه شنبه یعنی ۷/۸ گفت برای عمل بیا و صبحش بهت نامه میدم میری بستری میشی و چون بیمارستان دولتی سزارین اختیاری قبول نمیکنن بهانه جور میکنیم و یکار میکنیم انگار سزارین اجباری هستی ...
مامان دونه(نلین)👶 مامان دونه(نلین)👶 ۲ ماهگی
زایمان پر چالشم #پارت ششم
اما انگار خود نی نی هم دلش میخواست زودتر. بیاد دنیا چون بعد معاینه دکتر گفت بله کیسه ابت سوراخ شده اما پاره نشده هنوز .ساعت ۷و نیم بود که مطب بودم بهم گفت از همینجا برو بیمارستان تا منم چند تا مریضام و ببینم و تا ساعت ۹ میام.منم در غیر قابل باورترین حالت روز ۲۴فروردین رفتم سمت بیمارستان برای دنیا اومدن دختر عجولم.از همونجا به خونوادم و مادرشوهرم زنگ زدم و گفتم من دارم میرم واسه عمل بیاین اونجا زودبیاین اگه قبل عمل ندیدمتون واسم دعا کنید...حس عجیبی داشتم هم خوشحال بودم و ذوق داشتم هم ناراحت و ترس خیلی یهویی شد..حتی نتونستم فیلم بگیرم و از این قرتی بازیا..😄فاصله مطب تا بیمارستان با گوشیم یه فیلم گرفتم با کلی گریه با دخترم صحبت کردم ..از احساس اخرین روزی که تو شکمم بود...از اینکه شب قبل تکون نخورده بود و من چقدر گریه کردم ۲ساعت تموم..نصف شب موزیک گذاشتم.چیزای شیرین خوردم..نور گوشی گرفتم اما تکون نخورد..تا بعد ۲ساعت یه تکون ریز که خورد تموم دردامو فراموش کردم🫠🫠دلم گرفته بود از اینکه اخرین روزی بود که به وجودم وصل بود و اخرین روزی بود که تنها من بودم که لمسش کرده بودم و من تنها کسی بودم که وجودشو حس کرده بودم...از فردا دیگه پدرش مادربزرگاش و بقیه هم اونو داشتند و دخترم اختصاصی واسه من نبود...
#فرزندپروری
#سزارین
#بارداری
#زایمان
#نوزاد زودرس
#مادر
#دختر
#