پیرو تاپیک قبلی که دنبال تل گیر بودم
ماجرا از این قرار بود
پریشب پسرم داشت مغز تخمه میخورد همیشه میریختم تو ظرف یه ذره میدادم بهش اینسری همشو برداشت ریخت زمین بعد یه مشت برداشت گذاشت دهنش منو باباش تند تند جمع میکردیم اینم عصبانی شد گریه کرد پرید گلوش نمیدونم از اون بود یا چی از دیروز وقتی گریه میکنه صداش عوض شده و گاها از نفسش یه صدایی میاد امشب به دکترش زنگ زدم گفتم گفت ممکنه تخمه رفته باشه به ریه اش برید یه عکس بگیرید رفتیم عکس گرفتیم با اینکه دکتر اورژانس گفت تو عکس مشخص نمیشه باید بستری بشه دکتر اطفال بیاد ببینه بعد اگه نیاز بود می‌فرستیم بیمارستان مردانی آذر من خشک شدم نفسم وایستاد زنگ زدم مامانم گفت بیخود کردن بردارین بیارین فردا می‌بریم تل گیر ببینه دیگه نمیدونم کار خوبی کردم بستری نکردم یا نه
بعد آخه تو ظاهر مشکلی نداره که پسرم درجا سرم اوردن بزنن نمیدونم این کارا یعنی چی مسخره بازی یا چی

۱۲ پاسخ

چه اشتباه بزرگی کردین باید بستری میکردین شاید تو ریه رفته باشه شوخی بردار نیست
تل گیر ؟ مگه زمان قلقلک میرزاست ؟؟؟

کلا برای همین میگن مغزیجات زیر سه سال فقط پودر شده مجازه
حالا الان همه میگن ما میدیم بچمون بلده و هیچی نشده
کار یه بار میشه
دور از جون اگر تو ریه بره باید بچه عمل بشه

آخرش بردی تل گیر؟ میشه بگی راضی بودی یا نه؟

تخمه شوره بخاطر شوری وچربی صدای بچه گرفته میشه وسایل که تو ریه نمیره به حلق وگلو ربط داره.
تازشم به بچه ی یه ساله تخمه نمیدن اگرم میدی پودرکردشو بده وبدون نمک باشه

ببین فقط نزار فوت کنن ریش هوا میره

کاردرستی کردی فک کنم

دکترش کیه؟

فردا ببرین اگه خوب نشد میبری بیمارستان ان شالله که خوب میشه

برای اینکه دکترا سر درنمیارن از تُل شدن
بعدم هرکی رو بستری میکنن اول سرم وصل میکنن ک مثلا دارو لازم شد تو سرم بریزن
خوب کاری کردی بستری نکردی

خودتون بزرگش کردین از استرسه چیزیش نیست

سرم برا چی بزنن؟؟؟ چ ربطی داره

گلم زنگ زدی به تل گیر یا بردی پیشش

سوال های مرتبط

مامان گل های من ❤️🫠 مامان گل های من ❤️🫠 ۱۶ ماهگی
بنظرتون چکار کنم میدونین ک من باخانواده شوهرم زندگی میکنم تو یه اتاق خب ـبعد تا خواهرشوهرم شوهرش بره جایی همینجاس دوسه شب بعد وقتی اینجاس بچه هام نباید اسباب بازی هاشونو دربیارن بازی کنن یا چیزی بخورن که اینادیونه میشن صبح پسرم ماشین کوچولوش تو حال بود پسر اون برداشت این گریه کرد ماشین دگه بهش دادم تا رفت باز دوباره گریه کرد ک اینو میخوام مادرشوهرم به پسرم گفت ببرش قایمش کن اینو دیونه کردی یا بهش بده باز ماشینو گرفتم یه خیلی کوچولو دادم بهش اینم بچس نمیفمه رفت باز گفت هان باز دوباره یکی دیگه اوردی من حرف نزدم بعد بچه های اون رفتن مغازه من دخترمو نذاشتم گفتم گرمه رفتن خوراکی خریدن اوردن بهش ندادن بعد از قبل خوراکی بود گفت مامان همون دوغمو بده دیشب بابا خرید گفتم باش رفت تو حال گفت من دروغمو میخورم پدرشوهرم گفت باش برو تو بلندگو اعلام کن یعنی چی اینا باز میخوان منو شوهرم تو اتاق بودیم شوهرم گفت ببینشون اول ک اونا خوردن این خواس بهش ندادن الان این یه حرفی زد بهش اینجوری میگم من بازم چیزی نگفتم