۸ پاسخ

منم ۳ ماهه باردار بودم مادرم از دست دادم همش بهم میگفت زودتر بریم سیسمونی بخریم میگفتم مامان بزار جنسیتش معلوم بشه بعد تو تمام مدت بارداری و زایمان و تا الان از غمش بیرون نیومدم

خدارحمتش کنه

چرا انقد زود فوت شد
خدارحمتش کنه

عزیزم روحش شاد باشه مادر عزیزت
قطعا اونم هرروز داره میبینه و کیف میکنه از دیدن شما و همیشه دعاش بدرقه ی راهتون هست

کاش بودی مامان مهربونم😭🖤

تصویر

وای خدا رحمتش کنه

آخی.خدارحمتش کنه🖤

اخ...
خدا رحمتش کنه

سوال های مرتبط

مامان بردیا مامان بردیا ۱۵ ماهگی
مامانا بیاین بگین وقتی فهمیدین حامله اید چه حسی داشتین ؟؟
شوهرتون چه حسی داشت ؟
چطور ب خانواده ها گفتین ؟؟
من ۷ ماه اقدام کردم ناامید شدم دیگ باید دوم عید پریود میشدم ک نشدم تا ۱۳ فروردین میگفتم نه بابا این همه اقدام کردم نشد شاید هورمون بهم خورده شبش رفتیم با همسرم بیرون گفتم حالا دوتا بیبی چک بخرم دیگ ساعت ۱۱ شب بود رفتم دستشویی گفتم ی تستی بزنم
واااااایییی تست زدم دیدم مثبت قلبم ریخت کلی گریه کردم تو دستشویی شوهر دیده بود دیر اومدم نگران شد اومد دستشویی دید گریه میکنم بغلم کرد به ده دقیقه تو دستشویی گریه میکردیم 🤣🤣🤣🤣
تا صب خوابمون نبرد شک داشتم ساعت ۷ رفتم آزمایشگاه فوری آزمایش اورژانسی گرفتم ی ساعت بعد جواب مثبت اومد😍😍 از ازمایشگاه رفتم سیسمونی فروشی دوتا جوراب کوچیک گرفتم رفتم مشهد سمت خانواده ها
اول رفتم خونه مامانم گفتم مامان واست ی کادو گرفتم جعبه ک باز کرد جوراب دید از خوشحالی از حال رفت دیگ چند دقیقه طول کشید تا حالش خوب شد این‌قدر گریه کرد شکم بوس کرد 😍😍
بعدش رفتم خونه مادر شوهرم گفتم مامان کادو تولدت ۲۰ روز زودتر گرفتم وقتی جوراب دید با خواهر شوهرم همو بغل کردن گریه کردن بجایی ک منو بغل کنن🤣🤣عکس العمل قشنگی بود 😍😍