سلام
خانوما مادرشوهرم خیلی تو نگهداشتن بچم بهم حرص میده
مثلا یه بار بچه رو خابونده بدون گریه آروم خوابید
بعد جن ساعت خابش میومد من میخابوندم رو پام نق میزد میگه بچه بده من ، من راحت خابوندم منم ندادم گفتم من هرروز خودم مگه نمیخابونمش
یا مثلا هنوز تو چهارماهگیش بود برا دکتر تبریز میریم دوساعت و نیم راهه بچه تو ماشین کلافه شده بود گریه میکد همش به زور میگه دندون درمیاره ، منم میگم اخه چرا یه روز گریه کرد چرا دیگه اونطوری نمیکنه ول هم نمیکنه همش میگه بچه دستاشومیکنه دهنش همش درمیاره میگه میزنمت ها دستاتو بکنی دهنت
خونمون دیوار به دیواره هروقت میخایم بریم جایی زود میاد خونمون بچه رو از من میگیره میره میشینه تو ماشین اعصابمو خورد میکنه انگار بلد نیستم بچمو ببرم ، بریم دکتر کلا بغل من نمیده هرکجا باشیم نمیده
پدرشوهرمم همین طوریه ها بچه گریه کنه به من نمیده کلا یه طوری رفتار میکنه انگار من مادر بچه نیستم
بنظرتون چکار کنم خیلی اعصابمو خورد میکنن با رفتاراشون

۲۳ پاسخ

خدا خانواده شوهر منقرض کنه ک مسبب تمامی مشکلات همین خانواده شوهرن
من دیگ از دستشون دارم روانی میشم

بیخیال بده بغل کنن.حوصله داری.بزار بهشون عادت کنه.برا خودت هم خوبه.فردا خواستی جایی بری راحتی

خدا بهت صبر بده ابجی

وای خواهر منم دیوار به دیوارم با مادر شوهرم میاد خونمون پسرمو بغل می‌کنه بغض می‌کنه بچم میگه ببین تو یادش دادی نیاد بغل ما پس چرا بغل مامانت میره گریه نمیکنه آخه بچه ۴ماهه چی می‌فهمه ک من بخوام یادش بدم

خدا صبر بده بهت ،منو ببخش ولي شوهر آدم گاو بودني اينطوري ميشه ،خونواده اش وسط زندگيتن ، انگار اونا نقش اصلي ان تو سياه لشكري اون وسطا ميچرخي

تو‌ تنها نیستی عزیزم همه این‌مشکلات با خانواده شوهر دارن چون فک‌ میکنن صاحب بچن
ولی درنهایت بچه مادر خودشو میخواد‌
ان شاالله جور بشه از پیششون برید

چقدر بدم میا از اینجور اخلاقا
بچم داره گریه میکنه
دست جاریم
میگم بده من
میگه بدم تو چطور بشه
منم کار تو رو میکنم 🤨🤨
اخه مضخرف نیست
همه این حرفاشون فقط فقط به خاطر شیر خشک کردم بچه مو
همش میخوان متلک بگن

چقد حرصم گرفت

با شوهرت مطرح‌کردی؟
بهشون لگو شما بچه داریاتونو کردید اجازه بدید منم امتحان کنم،از پسش بر میام بچمو
من کسی تو‌کارم‌دخالت کنه سرتا پاشو افتابه میگیرم

من ک همش میکن دل درده شیرت خوب نیس. منم ب ت خ مم میگیرم بازم شیرمیدم

مادرشوهر منم همینطوره

مادر شوهر مار افعی هست

والا من جواب میدم هر کس ک باشه چه خانواده خودم چه شوهرم
همه هم بدشون میاد ولی من دیگه با این وضعیت طاقت کشیدن ناز بقیه رو ندارم

به همسرت گفتی که خوشت نمیاد؟؟
اخه اگ قراره بی احترامی ای صورت نگیره بهتره اون بگه

اره ادعاشون میشه همه چی دانن درحالی ک هیچی حالیشون نیس همش خرافاتی حرف میزنن

منم همچین مشکلاتی دارم همینکه گریه میکنه ازم میگیرنش که چی تو بلد نیستی آرومش کنی وای مغزم میخواد بپوکه

حق داری عزیزم مگر اینکه خونتونو ببری دور از اونا تا فوضولیشون کمتر بشه

نزدیک بودن این مسائل رو داره مگه اینکه ارتباطت رو قطع کنی وگرنه هرمدلی حرف بزنی و هر توجیهی بیاری بازم این جنس رفتارا رو نشون میدن
من باهمشون قهر کردم بخاطر اینکه بتونم راحت به بچه داریم برسم🫠😄

اهمیت نده بزار جونشون دراد ساکتش کنن هرچقد محبت کنن بهش بازم یزرگ شه فقط میگه مامانم ... اعصاب خودتو خورد نکن

با شوهرت صحبت کن

منم همین طور بودیم پیش مادذشوهرم بودیم اوایل ب شوهرم کفتم بلندمون کرد اوردمون خونه خدمون

وقتی م میریم خوهه شون یا میریم بیرون میگه بده دست من شوهرم نمیزاره میگه بزار خودش یاد بگیره تا کی میخای هی بچه شو بغل بگیری شاید بخایم دوتایی بریم بیرون الا دیگ راحت خدمون میبریمش

این مشکل ققط با همکاری همسرت حل میشه
چندبار که برید اینور و اونور اصلا خبردار نشن و دور بمونن کمتر باهاشون بری و بیای کم کم حد خودشون رو میفهمن

ای وای

به شوهرت بگو یا خونتوجابه جاکن

سوال های مرتبط