۱۳ پاسخ

چون‌کوچولو‌تر هست مراقبت بیشتر می‌خواد و تو ناخودآگاه فکر میکنی‌اون بزرگ شده و احتیاج‌ب محبت کمتری نسبت ب دومی داره ٫

منم این احساس و بعضی وقتا دارم
پسر بزرگم ۵ سال و نیمشه
تا قبل از زایمانم خیلی بهم وابسته بود همه کاراشو خودم با دقت و وسواس انجام می دادم. احساس می‌کردم هنوز خیلی کوچیکه و نیاز به مراقبت تمام وقت من داره.
اما از وقتی زایمان کردم انگار یه شبه خیلی بزرگ شد. یه بچه مستقل که انگار ۸ سالشه
وقت و محبتم بهش نصف شد انگار
و همین باعث شد اون خیلی بزرگتر بشه

وای نه تصورشم نمیتونم بکنم کسی رو به اندازه دخترم دوست داشته باشم همش فکر میکنم اگه بچه دوم بیارم دخترمو ازش بیشتر دوست دارم

نه اصلا بچه فقط بچه اول
البته من همین یکدونه رو خواهم داشت
نه بیشتر

من اصلا نمیتونم تصور کنم وقتی دوباره بچه دار شدم چجوری میتونم به اندازه دخترم دوسش داشته باشم😐

من از بس دومی نا ارومه همش قربون صدقه اولی میرم .. یه جورایی حس میکنم بیشتر از قبل دوسش دارم

منم بیشتر اوقات این حس رو دارم اما وقتی نگاهش میکنم انگار جز اون کسی تو دنیا نیست ک دوسش داشته باشم هنوز نمیدونم کدوم بیشتر دوس دارم ب هرکدوم نگاه میکنم اونو بیشتر دوس دارم 😂

نگو
فکر اینکه دختر دومم بیاد و اولی را بخوام کمتر دوست داشته باشم خیلی اذیتم میکنه

ن والا ب نظره من که ۳تا دارم دوست داشتنشان همه ب ی اندازه ن یکی کم تر ن یکی بیشتر هرگلی بوی خودشو دارع

جدی ینی اینجوره

فرقی نداره برای مادر

اره دقیقا

واقعا ؟؟؟

سوال های مرتبط