من ۴۲ هفته ام پر نشده بود،گفتم برم خونه تا دردام شروع بشه،دکتر گفت رضایت شخصی بده برو،دیگه بستری شدم خلاصه،از حدود ۱۱ و نیم صبح آمپول فشار رو شروع کردن،این وسطا برام سوند رحمی هم گذاشتن،نزدیک ۵ یا ۶ غروب کیسه ابم رو پاره کرد دکترم،که اون پاره کردن و سوند رحمی باعث شد باز شدن دهانه رحمم سرعت بگیره،کم و بیش دردام شدیدتر شد،بردنم تو اتاق زایمان،تقریبا از ۱۰ تا ۱۲ و نیم که زایمان کردم دردام خیلی زیاد بود،ولی بعدش پسرم رفت Nicu به خاطر تپش قلب بالا.ولی منی که بی هیچ دردی صبحش رفتم و شب زایمان کردم،دکترم خیلی عالی مدیریت کرد سیر زایمان رو عزیزم.
منم تجربه دارم برای من خیلی بد بود خیلی تجربه سختی بود خیلی درد کشیدم
من دارم عزیزم بدون درد رفتم با دهانه رحم سه سانت ساعت سه عصر بستری شدم ساعت پنج سوزن فشار زدن تا کم کم شروع شدن دردا تا پنج شش سانت قابل تحمل بود برام موقعه دردا نفس عمیق میکشیدم و فوت میکردم بیرون ولی ماما همراه داشتم که خیلی کمک بود برام کلا از پنج سانت تا ده سانت پنج دقیقه طول کشید برام
در کل تأثیر منفی روم نداشت.
من تقریبا ۱۴ساعت زایشگاه بودم با آمپول فشار ولی نشد دیگه سزارین شدم خیلی بهم سخت گذشت تا اون حد که با گریه میگفتم ببرنم اتاق عمل ولی خب تا اون دردو نکشیدم و اون ساعتا رو اونجا نگذروندم نبردنم هیچ وقت فراموش نمیشه واسم که چقد بهم سخت گذشته الانم برگردم عقب هیچ وقت زایمان طبیعی رو انتخاب نمی کنم
من✋🏻 والا انگار تاثیرش روی هرکس فرق داره برای من خوب بود اما برای دوستم میگه ضربان قلب بچه رو برد بالا قطع کردن.
سوال منم هست 😑
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.