مامانا بچه من شیر خودمو فقط میخورد و فقط با شیر میخوابید دو سع ماهی تلاش کردم ببینم بدون شیر میخوابه دیدم میشه. کم کم ترسم ریخت. با مشاوره گرفتن از چت جی پی تی کم کم شروع کردم به حذف شیر. امروز روز چهارمه که شیر میانوعده شو بصورت سفت و محکم قطع کردم. روزای اول تا دیروز حتی درخواست میکرد اما امروز نه. فقط برا خوابش اومد شبر خورد و خوابید.
هوش مصنوعی گفت اول ۳ تا ۵ روز شیر میانوعده هاشو کامل حدف کن. وقتی حس کردی بجه این مورد براش قانون شده خواب ظهرشو شیر نده دوباره ۳ تا ۵ روز بعد خواب شب دوباره ۳ تا ۵ روز و بعد اخرین گره عاطفی شیرهای بین خواب شب.
فکرنمیکردم اصلا شدنی باشه یبار بدی یبار ندی، اما انگار واقعا شدنیه.
الان بعد از صبح که بیدار شد حتی درخواست هم نکرد تا الان که خواست بخوابه.
البته من قبلا بچمو زیاد بغل نمیکردم. بغل در واقع زمان هایی بود که شیرش میدادم هروقت میومد بغلم سریع میرفت سمت سینه. اصلا بغل تنها براش معنایی نداشت. اما این چندروز مداوم بغلش کردمو راه رفتم و بازی میکردم. حتی موقع غذا اماده کردن میزاشتمش کنارم که پیشم باشه . انگار آغوشم براش تازه معنای غیر شیر خوردن پیدا کرده و اتفاقا لذتش بیشتره.
تا الان اقدام نکرده بودم چون واقعا از وابستگی شیر برای خواب شبش میترسیدم اما چون یمدت تمرینش دادم میدونم میتونه
شما هم امتحان کنید.
فقط نکته ای که مهمه اینه که اگه یبار بی تابی شدید کرد یا غذا اصلا نخورد یا هرچیز شدیدی توش اتفاق افتاد اون بارو بهش بده و شکست نیس ابدا. دوباره ادامه بده.

۴ پاسخ

درخاست بده گل🩷🥰

بعضی از خانمها انقدر با حوصله و مهربونن مثل مامان صدرا خدا همیشه پشت و پناهتون باشه که باحوصله تجربیاتتونو در اختیار بقیه میذارین🙏🙏🙏

عزیزم منم شیر روز و کلا قطع کردم فقط شیر شب قبل خوابش و نمیدونم چطوری قطع کنم میخواد بخواب میگه مامان ممه🙂😍

آفرین بهت عزیزم
مرسی از اینکه تجربه تو باما درمیان گذاشتی

سوال های مرتبط

مامان هلین مامان هلین ۲ سالگی
مامان یسنا مامان یسنا ۳ سالگی
سلام، تجربه ی خودمو در مورد از شیر گرفتن، من اول سوره ی یاسین و بروج خوندم و ب دخترم فوت‌کردم، بعد با توکل ب خدا شروع کردم،اول حدود دو روز میان وعده هاشو حذف کردم،یعنی موقع بیدار شدن و موقع خواب بهش شیر میدادم، بعد شروع ب حذف شیر صبح تا ساعت 12 کردم،تا چهار روز، بعد شروع ب حذف شیر بعداز ظهر تا ساعت 18 کردم، یعنی از صبح تا قبل خواب ظهر بهش شیر نمیدادم،موقع خواب شیر میخورد و بعد دیگه شیر نمیدادم تا ساعت 18، البته حدود دو روز اول وقتی از خواب ظهر بیدار میشد بهش شیر میدادم، کم‌کم شیر شو حذف کردم،بعد چهار روز شیر شب شو حذف کردم تا موقع خواب،دبعد از اون شب موقع خواب بهش شیر دادم و دیگه شیر نصف شب شو حذف کردم، بعد فرداش دیگه در کل شیر شو حذف کردم و دیگه موقع خواب هم بهش شیر ندادم، امروز اولین روزی بود ک اصلا شیر نخورد، دخترم خیلی وابسته شیر بود، شیر ک نمیدادم کلی گریه و جیغ،ولی حوصله کردم،باهاش بازی کردم،بردمش بیرون،سرشو گرم کردم،خیلی بهش محبت کردم، دیشب نصف شب خیلی گریه کرد ولی کوتاه نیمدم و رو پام با لالایی خوابید، گریه ک میکرد میدید کوتاه نمیام اروم میشد،البته خیلی باید حوصله کرد، من هر روز از خدا کمک میخواستم، تو این مرحله فقط خدا میتونه کمک کنه،کمی سخت ولی با توکل ب خدا شدنی، اصلا هم ب تلخک و چسب برق نیاز پیدا نکردم،فقط موقع گریه و جیغ صبوز بودم و کوتاه نیمدم،امیدوارم همه موفق باشند، فقط محبت یادتون نره، من خیلی بهش محبت کردم ک خدای نکرده اعتماد ب نفسش پایین نیاد
مامان علی وفندق مامان علی وفندق هفته بیست‌وششم بارداری
از شیر گرفتن تدریجی

من خیلی تحقیق کردم این روش به نظرم خوب اومد
توی این روش خیلی آهسته از شیر میگیرین طوری که بچه خیلی کم اذیت بشه
هم اگه خودتون شیر می‌دین تولید شیر به مرور کم میشه
فقط صبر و حوصله زیاد میخواد
اول اینکه شما اصلا پیشنهاد شیر خوردن بهش نمی‌دین
در تمام روز سعی میکنین سیر بمونه که به خاطر گرسنگی سمت شیر نیاد
خب مرحله اول اینه که از وقتی بیدار شد تا چهار ساعت یعنی خواب بعد از ظهر اصلا نباید شیر بخوره تو این مدت همش باید بازی کنین یا برین بیرون یا....کلا حواسشو پرت میکنین که یاد شیر نیفته
تا چهار روز این روند ادامه پیدا می‌کنه
بعد شروع می‌کنین به گرفتن شیر بعد از خواب بعد از ظهر تا چهار ساعت بعد
اینم تا چهار روز ادامه می‌دین
خلاصه این روند رو اینقدر ادامه می‌دین که شیر خوردن بشه فقط موقع خواب
که اونو در مرحله آخر یهویی قطع می‌کنیم
تو این روند اگر بچتون با شیر می‌خوابه باید براش روتین درست کنین و کارای دیگه تا یاد بگیره بدون شیرم بخوابه (مثلاً بعد از شیر خوردن بزارینش رو پا یا تاپ یا ..... که اینطوری بخوابه)
مامان آقا کارن🧡 مامان آقا کارن🧡 ۲ سالگی
سلام عشقای من
اومدم تجربه از شیر گرفتن کارنو رو بگم براتون🧡😍کاری که فکر میکردم یه چیز غیر ممکنه😂انقد که وابسته بود
در این حد که این چند شب که شیر نمیخوره و می‌خوابه اولین بارمه😂همیشه زیر سینه باید انقد میخورد تا می‌خوابید 😂
من از هجده ماهگی که دکترش گفت کم کم بگیرمش شروع کردم اول هر نیم ساعت فقط شیر روز رو کنترل کردم تا منظم شه
میومد برای شیر نمی‌دادم تا یکساعت یبار بشه بعد یه هفته میشد دو ساعت تا رسید به چهار وعده ،بعد خواب صبح ،ظهر قبل خواب،عصر بعد خواب،شب قبل خواب و تو خواب هم که بی نهایت بار
هر یه هفته یه وعده رو حذف میکردم تا همین هفته پیش که رسید به دو وعده در روزش یبار قبل خواب ظهر و یبارم قبل خواب شب
موقع خواب شب بغلش میکردم یه لالایی تکراری می‌خوندم تا بهشون عادت کنه بدون شیر هم بفهمه این روند خوابه
تا پنج روز پیش
از پنج روز پیش دیگ ندادم تو بیداری شبا خیلییییی گریه میکرد
اولین شب قشنگ نیم ساعت گریه کرد و چون روز هم نخوابیده بود ساعت سه دیگ واقعا بیهوش شد ،ساعت شش که نق زد تو خواب سینمو دادم خورد و هفت صبحم یبار خورد و باز دیگ ندادیم تا شب شب دوم به نیم ساعت رسید گریش
جوری گریه میکرد که دلم خون میشد ولی گفته بودم نمی‌دم و ندادم تو خوابشو یبار دادم چون یبار بیدار شد
شب سوم بیشتر گریه کرد چون صبحش زودتر بیدار شده بود و اون شب دیگ ندادم سه بار بیدار شد هر بار بغلش میکردم حرف میزدم بفهمه من هستم اونم خودشو سمت تشک میکشید یه ربع کمتر راه میبردمش و میذاشتمش زمین پشتشو میکرد می‌خوابید هر بار کمتر از قبل گریه میکرد
تا شب چهارم که میشه دیشب
روتین خوابشو که شامل ماساژ دادن و حرف زدن و پوشک عوض کردن و لباس اداکه تو پاسخ
مامان الف نون 🍃 مامان الف نون 🍃 ۱ سالگی
تجربه #قطع شیر
من از یکی دوماه پیش شیردهی رو کم کرده بودم در حد ۳ الی۴ بار در روز. ۱۰روز پیش یهو شیردهی رو قطع کردم روز اول نصف شب گریه کرد که با بغل کردن و تکون دادن اروم شد خوابید( البته ناگفته نماند شیشه شیر هم گرفته بودم که شیر پاستوریزه بدم بهش که اصلا نگرفت). شب دوم و سوم هم نصف شبش بیدار شد طلب شیر میکرد و باز ارومش کردیم( چون خونه مادرم بودم این دوره رو). روزای بعد دیگه نصف شب بیدار نشد اما صبح زود بیدار میشد که با صبحانه کامل سیر میشد و کامل غذا میخورد. چالش بعدی موقع خواب بود که من همیشه باید شیرش میدادم میخوابید اما با عروسک بغلش دادن و لالایی گذاشتن کم کم یاد گرفت بخوابه. راجع‌به خودمم بگم دو روز اول خیلی سینم سفت شده بود و درد میکرد و سردرد گرفته بودم مسکن میخوردم و با اب گرم ماساژ دادم یکی دوبار کلم سبز گذاشتم نرم شه خداروشکر تب نداشتم و از روز سوم خیلی بهتر شدم. خلاصه راحت گذشت برامون ولی همچنان لب به شیر پاستوریزه نمیزنه چه خالی چه مخلوط با چیزی. از بوش میفهمه فکر کنم باید زمان بگذره کم کم عادت کنه
مامان رادوین مامان رادوین ۲ سالگی
سلام فاطمه جان، آفرین بهت که تصمیم گرفتی با برنامه جلو بری. از شیر گرفتن یه مرحله حساسه، مخصوصاً برای رادوین که حدود ۲۰ ماهشه. اینجا یه برنامه‌ی ملایم و تدریجی برات نوشتم که هم برای رادوین آسون‌تر باشه و هم برای خودت کمتر سختی داشته باشه:


---

برنامه‌ی از شیر گرفتن رادوین (شروع از فردا)

مرحله ۱: حذف شیر روز (۳ تا ۵ روز)

از فردا، شیر خوردن در طول روز (غیر از خواب شب و چرت روز) رو به‌تدریج کم کن.

هر وقت شیر می‌خواد، حواسش رو پرت کن (بازی، خوراکی سالم، بیرون رفتن).

بین وعده‌های شیر، بهش آب، شیر گاو (اگر پزشکش تأیید کرده)، میوه، یا اسنک سالم بده.


مرحله ۲: جایگزینی شیر قبل از خواب چرت (۳ تا ۵ روز بعد)

قبل از چرت ظهر، به‌جای شیر، یه روتین جدید بذار: قصه گفتن، نوازش، لالایی، یا آغوش گرفتن.

اگر خیلی اصرار کرد، یه بار دیگه شیر بده ولی شب دیگه نه.


مرحله ۳: شیر شب و قبل خواب (آخرین مرحله – حدود یک هفته)

این سخت‌ترین مرحله‌ست. چند نکته برای راحت‌تر شدنش:

باهاش صحبت کن: "رادوین دیگه بزرگ شده، شیر مامان فقط برای شب‌های خاصه."

یه عروسک یا پتوی خاص براش بگیر که فقط شب‌ها موقع خواب باشه.

همزمان نوازش و لالایی جای شیر شب رو بگیره.

اگر نیمه شب بیدار شد و شیر خواست، بغلش کن، آب بده یا فقط نوازشش کن.




---

نکات مهم

صبور باش: ممکنه چند روز اول سخت باشه، ولی بچه‌ها خیلی زود عادت می‌کنن.

شب اول ممکنه گریه کنه: اما اگر با اطمینان رفتار کنی، زودتر می‌پذیره.

به بدنت هم توجه کن: اگه سینه‌هات پر می‌شن و درد می‌گیرن، کمی بدوش تا تخلیه بشن، اما نه کامل.

بوس و محبت زیاد جای خالی شیر رو براش پر می‌کنه.
مامان هامین مامان هامین ۲ سالگی
طبق تاپیک قبل هامین دیگه از ساعت ۱۰ تا ۵ میخوابید تقریبا و میشد گفت شیر شب ترک کرده اما من میخواستم این تایم برسونم به ساعت ۶ یا ۷ که خوابش تکمیل بشه.
ساعت ۵ شیر برای رفع تشنگی بود چون میدیدم دهنش خشک میشه پس وقتی بیدار میشد قبل اینکه شیر بدم بهش ازش سوال میکردم آب میخوری گاهی میگفت اره گاهی هم نه.وقتی جواب مثبت میگرفتم اب میدادم و سریع میزاشتم روپام که دوباره بخوابه و تا ساعت ۷ رو پام نگهش میداشتم ساعت ۷ میزاشتمش زمین اگر بیدار میشد شیرشو میدادم.
اگر پیشنهاد اب قبول نمیکرد اصلا فشار نمیاوردم شیر میدادم امااا فقط در حد رفع تشنگی و در حد ۵ دقیقه یوقتایی همکاری نمیکرد من شیردادن ادامه میدادم تا خوابش بگیره و باز میزاشتمش رو پام انقدر همین رویه رفت تا شیر ساعت ۵ هم حذف کردم.بین ساعت ۶ تا ۷ برای درخواست شیر بیدار میشد اما دوتا میکر میز و میخوابید منم مقاومتی نمیکردم.یه مدت که گذشت خودش دیگه بیدار نشد انگار اطمینان پیدا کرده بود که من فقط شیر ازش گرفتم ولی همچنین کنارش هستم.
تا مدتها بین شب بیدار میشد گریه میکرد حتی مقاومت میکرد برای شیر اما حوابش این بوده ما فقط صبح ها شیر میخوریم و بعد رو پا میخوابوندمش.
الان بیدار نمیشه تا ساعت ۷ یا ۸ اگرم بیدار بشه گشنه میشه و باید شیر بخوره.
پروسه شیر گرفتن اصلا کار راحتی نیست و خیلیی زمان میخواد.
انشاالله از آخر اینماه میخوام شیر روزش هم حذف کنم دعا کنین خدا کمک کنه و براش سخت نباشه🩷🩷
مامان آروین👼🏻😍 مامان آروین👼🏻😍 ۲ سالگی
۲دیگه بعد از این شیری که وقتی از خواب بیدار میشد رو حذف کردم و تا از خواب بیدار میشد بلند میشدیم و حواس پرتی و صبحانه و بازی، دیگه خودش انگار متوجه شده بود که شیر نیست و اروین همیشه عادت داشت تا صبحانه اشو میخورد میومد شیر میخورد و این عادت از سرش افتاد و کلا یادش رفت، و بعد رسیدیم به غول یکی مونده به اخر یعنی شیر قبل از خوابیدن که یبار امتحان کردم و اروین رو ۳ ساااعت چرخوندم و اون فقط گریه میکرد و نتونستم اخر و هلاک شد بچم و بهش شیر دادم و خوابید، هنوز نه خودش واسه این قسمت اماده بود و نه من، فهمیدم که من باید خواب عصر رو اول یاد بگیرم بخوابونمش بعد برسم به اون قسمت شب، پس عصرا اهنگ لالایی گذاشتم و تکون و لالایی نمیخوابید و بعدش دیگه فهمیدم اروین اینجوری با تکون دوست نداره بخوابه و میذاشتمش تو بغلم و بدون هیچ تکونی اینقدررر حرف میزنم و از ثانیه ای که از خواب بیدار میشد رو براش تعریف میکردم تا همون لحظه و فهمیدم اروین حرف زدنم رو دوست داره و روز اول ۲ ساعت حرف زدم یه چیزی رو هزاربار تعریف میکردم-
مامان 🫶آقا علی🫀 مامان 🫶آقا علی🫀 ۲ سالگی
پارت اول :تجربه من در گرفتن شیر از پسرکم
علی شیر خودمو خورده و حالا میخوام بگم چجوری پسرم از شیر گرفتم واسه مامانا که ایده بگیرن
من از یکسالگی به بعد شیر رو بردم روی روزی سه بار قبل خواب شب و ظهر و صبح زود توی خواب یعنی بعد که از خواب بیدار میشد دیگه شیر نمیدادم صبحانه میدادم تا ۱۸ ماهگی
از ۱۸ ماهگی به بعد اول فقط قبل خواب شب و ظهر شیر میدادم بعد وقتی که دیگه میخواست خوابش ببره سیر شده بود ازش سینه رو میگیرفتم میذاشتم روی پام گاهی بیدار میشد دوباره شیر میخورد گاهی هم راضی میشد بخوابه
گاهی هم توی خواب اب یا در حد ۲۰ سیسی اب قند میدادم که دلش اروم بشه یا تشنگیش رفع بشه
بعد که عادت کرد به روی پا خوابیدن اومدم موقع خواب ظهر شیر ندادم ، باهاش حرف میزدم بازی میکردم گاهی بهونه میگیرفت میذاشتم کمی شیر بخوره اما بازم توی هوشیاری ازش میگیرفتم و رو‌پا میخوابوندم بعد که کلا به نخوردن شیر برای خواب ظهر عادت کرد اومدم برای خواب شب هم همین کار رو کردم و همین پروسه رو طی کردم
مامان یزدان و نینی مامان یزدان و نینی ۲ سالگی
تجربه من برای قطع شیردهی(شیرمادر)
الان دقیقا شد یک هفته که پسرم لب به شیر نزده
امروز برای اولین بار وقتی داشت تلویزیون میدید خوابش برد
این برای من این نشونه بود که یاد گرفته مستقل خوابیدن رو
شبا هم که میاد بین منو باباش انقد وول میخوره تا خوابش ببره
من دو سه هفته اخر سعی کردم هی وعده هاشو کمتر کنم مثلا یزدان عادت داشت تا از خواب صبح بیدار میشد شیر بخوره ازش نیم ساعت بگذره بعد صبحانه بخوره هفته های اخر تا میومد درخواسته کنه میگفتم پاشو بریم صبحانه خیلی گرسنمون شده این وعده کامل حذف شد چند شب سعی کردم بدونه سینه بخوابه داستان بگم نازش کنم ولی دیدم نه نمیشه هر جوری شده تقاضای شیر میکنه و کلا چه خواب روز چه خواب شب بدون سینه اصلا نمیتونه بخوابه تو این مرحله به بن بست خوردم
پس وقتی تعداد وعده هاش شده بود سه تا یکی قبل از چرت روز یکی قبل از خواب شب و یکی توی خواب حدود ساعت ۷ صبح تصمیم گرفتم قطع کنم
شبای اول خیلی اذیت میشد چون اصلا بلد نبود بدون شیر بخوابه میبردیم تو ماشین میچرخوندیم تا بخوابه دیدم خب نمیشه عادت سینه از سرش میوفته عادت میکنه به ماشین که دیگه شب چهارم ماشین هم نبردم و انقد نازش کردم تا خوابش برد تا سه شب توی خواب بهش دادم بعدش بیدار میشد گریه میکرد بغل میکردم راه میبردم دوباره میخوابید