۸ پاسخ

من میرم خونه مامانم

من شوهرم شیفتی کارش ولی همیشه شبا هست خونه
اصلا نمیزارن مامانم اینا تنها بمونم همش میگن بیا اینجا شبم شوهرم از سرکار میاد دنبالم میاره خونه
همش اونجام اگه یه وقتی هم با زور خودم یکاری کنم نرم خونشون غذامو میفرستن

من سر دخترم و هم پسرم اره باردار ک بودم تنها هم میموندم
مثلا تو اوج باد و بارون شدید موقع دخترم از۱۰شب تا۵ونیم صبح برقا هم قطع شده بود من تنها بودم

منا مامانم هیچ وقت تنها نداشته با وجود اینکه دیگه بچه هام برزگر بفهمه نیست شوهرم یا اومده یا منا میبره

من فقط صب تا ظهر که میره سر کار تنهام از ساعت دو تا پنجم که میره سرکار تنهام که خوابم اصولا اگه ده دقه بخواد شب نباشه منو میبره یجا یا خونه مامانم یا جاریام اون موقع که خونریزی داشتم خونه مامانم اینا پله داشت نمیتونستم برم اونجا اونا میومدن

تنهایی انگار در و دیوار خونه واسه ادم دهن کجی میکنه
به نظرم شبا برو خونه مامانت اینا بخواب ،نباید دعوت کنه که یه روزی تو اون خونه زندگی میکردی

من 3روزه شوهرم نیست
ولی ابجیم میاداومده پیشم

من باردارنیستم ولی تنها میمونم دیگه عادت کردم

سوال های مرتبط