تا شش ماهگی پلاک چشم نظر و وان یکاد بهش میزدم دیگ بعدش شیطون شد هی دست میزد منم ترسیدم جایی میریم دست بزنه بندازه گم بشه دیگ نزدم
من هر جا میبرم سوره فلق میخونم براش و صدقه میدم
ن نمیبندم ولی درگوشش وان یکاد میخونم فوت میکنم بهش
من بچم مدام چشم میخوره نمیدونم یا تلقین میکنم ولی زود چشم میخوره ولی منم نبستم چون منم مدام لباس عوض میکنم رفلاکسیه همم سنجاقش میترسم بدنش بره سنگم خریدم میخام ببندم
اعتقاد دارم به چشم هميشه ميام اسپند دود ميكنم
تا ۳،۴ماهگی مدام ون یکاد بهش وصل بود
بعد خودم خسته شدم چون ماشالله روزی چتد دست لباس عوض میشه هی باید سنجاقش باز میکردم از این لباس به اون لباس
دیگه نبستم بهش
اره من از اون اول ک به دنیا اومد ی وان یکاد کوچولو از این سنجاقیا زدم تو زیرپوشش هر دفه ام لباسشو عوض میکردم دوباره وصلش میکردم
الان براش حرز امام جواد گرفتم اونو میزنم دیگ به لباسش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.