۳ پاسخ

عزیزم پسر من دقیقا ممدقلی رو نشونش داده بودن ترسیده شده بود
یه روز بهش گفتم همه میتونیم صدامون تغییر بدیم بعد صدامون ضبط کردیم با لحن ممد قلی دیگه گفتم اینم صدای یه خانمه الکی اینکار کرده
دوباره قیافه ممد‌قلی هم گفتم بعضیا دیدی سر چهار راه‌ میان کنار ماشین پول میگیرن این آقا هم چند روز حموم نرفته و خسته شده و گرم بوده هوا چهرش اینجوری شده
دیگه خداروشکر خوب خوب شد

پسر منم دو سه ماه پیش یه خواب بد دیده بود که یکی مامان منو با چاقو کشته دور از جون دورازجون. تا مدتها میترسید تنها بره تو اتاقش. الان بهتره شکر خدا. کم کم یادش میره. خیلیا تو این سن این طوری میشن. نکران نباش. براش قصه بگو. احساسشو محترم بشمار. چون ترس هم از حس های مهمه

عزیزم نترسیده از چیزی یا جایی نذاشتیش ک اضطراب بگیره !؟

سوال های مرتبط

مامان Nelin مامان Nelin ۳ سالگی
دیشب با موتور رفتیم بیرون نلین با ذوق کیفش برداشت از این سیلکونی هستن عروسکیا کیتی بود بچم برداشت رفتیم عینکش گذاشت یه بسته ادامس خودمم نفمیدم یه چیز دیگه هم گذاشت تو کیفش معلمولا چیزای ضروری میزاره عینکشم گرون گرفتم براش بچم ذوق و ذوق رفتیم سر میدون نلین کیفش میندازه ۵۰ متررفتیم جلوترمن دیدم یه ماشین بوق و بدق تا اومد بهمون برسه ما خیلی یواش میرفتیم خودشم یواش میومد دراومد گفت خانم کیف بچه افتاد کیتی بود شوهرم سریع مارو پیاده کردو برگشت دنبال کیف یه از خدا بیخبر برداشته بود همون موقع دوتا پیاده دیدم حس کردم یا کاراونا بود یا همون ماشین که گفت چون اصلا امون نداد گفت و گازش گرفت نمیدونم نمیشه قضاوت کرد من از رو حسم میگم ولی ما سریع برگشتیم اصلا فرصت نشد وای که چقدر نلین گریه کرد کیفم میخام عینکم میخام اینقدر بچه گریه کرد اخه یکی نیست بگه تو از خدا بیخر اخه این که پیداکردی از یه بچس معلومه ذوقشا داره براش بچه نحس میشه چرا برمیداری ما از همه رسیدم و بچم حرص میخوزد و اشک میرخت دیشب تو خواب حرف میزد میگفت کیف رفت خونشون😔حتما میرم تاشو میخرم یر نبینه اونکه برداشته اصلا راضی نیستم چون بچم بخاطرش خیلییییی گریه کرد نمیدونم اخه تو کیف بچه دنبال پولن چی هستن برمیدارن حالا هرچی میپرسم نمسگه ا نکه گذاشت تو کیفش چی بود میگم یه چیزی از خونه کلیدی چیزی نذاشته باشه من که گفتم فداسربچم ولی ناراحت شدم براش خیلی دوسشداشت