۱۳ پاسخ

اووووو نه بابا اون بچه تیپ میفهمه چیه چون براش نخریدی اونجوری کرده

برای سنش زوده این صحبتا عزیزم

والا بچه من با دمپایی پلاستیکی و لباسای مرد عنکبوتیش که واسش دو سایز بزرگتره میره تو کوچه یه گله بچه رو رهبری میکنه ، بچه غرور چه میفهمه چیه
از همین الان دنیای ساده بچهارو با اینچیزا پیچیده نکنین

دختر من که تیپ زدن حالیش نمیشه میبینی لج میکنه با دمپایی میریم بازار گردی

به نظرم خودت رو درگیر این جور چیزا نکن بذار راحت باشه با همون تیپ ساده هم بره بیرون خودت قربون صدقه اش برو تا واسش تیپ مهم نباشه

نه بابا....آخه اگه از الآنم بخواد اینجوری بشه که بخاطر تیپ نزدن گریه کنه خوب خوب نیست عزیزم....شاید چون دختره گفته نرو ناراحت شده یا چون نوشابه نخریدی

ببین به چی فکر کردیا نه این‌طور نیست
خودت که یه جوری بودی این‌طور حس کردی

چه فکرایی میکنید بخدا

نه همه اینطور نیستن
دختر من خیلییی رو لباس و تیپش حساسه
خودش وقتی لباساشو می‌شورم لباس خونگیشو با بیرونیا جدا تا می کنه تو کشو های جدا می‌زاره
ولی کاش نوشابه رو براش می‌خریدی حس می کنم چون اون دختره بهش گفته دست نزن خواسته بخره حتما
من این مواقع براش میخرم ولی میریزم تو لیوان و آب میریزم توش کمی هم نوشابه

گندم جدیدا گیر میده با روسری شال بره بیرون هرچی میگم زشته بهت می‌خندن انگار نه انگار

من دیروز با پسرم با لباس تو خونه ای و دمپایی. رفتم بانک

نه بابا چ ربطی ب تیپ داره دنیای اونا پاک تر از این حرفاست اون دلش نوشابه میخواست ک براش نخریدی

نه برا نوشابه گریه کرده بود، تو این سن تیپ حالیشون نمیشه هنوز

سوال های مرتبط

مامان گردو❤ مامان گردو❤ ۳ سالگی
پوشک پوشک پوشک پوشک پوشک
این روزها کار شوهرم خیلی زیاده
صبح میره ساعت هفت
ساعت سه میاد
دوباره چهار میره تا یازده
امروز ظهر استانبولی آماده کردم حالمم بد بود...ولی گفتم آماده کنم گناهداره الان بیاد تا ماهی بیاره تا سرخ کنم طول میکشه اذیت میشه....خلاصه که ما ناهار آماده کردیم
سالد درست کردیم
شربت زدیم
ترشی ام که بود....اقا اومد داد و بیداد و همه چیزو بهم‌ریخت که چرا ناهار اینه...برو برنج درست کن برو ماهی ها رو بزار توی فریزر
برو فلان کن برو بهمان کن فقط ی بنده داد میزد...منم که اشکم به مشکمه...داد زدم منم از صبح حالم بود بود بزور برا تو درست کردم بخوری زبونتم.دزاره.حالم‌بده بشین‌خمینی رو بخور.سیر میشی....خلاصه که نشس تنهایی خورد.... بعدم رفتیم تو اون یکی اتاق من دخترم‌...بعدم که رفت سرکارش...منم از ساعت ۴ زنگش نزدم.البته که از دلم در نیاورد.بدون خداحافظی هم‌رفت‌...همیشه هم این کارشه هاااا داد و بیداد رو میگم...اولین بارش نبود‌..
باید چیکارش کنم مثلا این مرد رو؟
مامان مهرسام مامان مهرسام ۳ سالگی
خانما. امروز. تو پارک. پسر. ۸. سالم. هراسون با حال بد اومد. که مامان به دادم برس. یه. زنه. اومده. میزندم. رفتم به زنه گفتم. به تودمم حمله کرد. به خدا میخواست کتکم بزنه خودم و پسرم. به زور از پسش بر اومدیم که کتک نخورم. از پارک. رفتم. زنگ زدم. به مامان. یکی از بچه ها. اونم گفت گرفته گوش. پسر منم تا میتونسته کشیده. از پارک که برگشتم گفتم. نکنه. بگه ازم ترسید. دوباره رفتم پارک. زنا گفتن. خیلی پسرت و زده حالا فکر کنم. پای پسرم گیر کرده بود به دختر ۶-۷. سالش. دخترش. افتاده بود. اصلا نگفت سر چی زدم. بچت. و به یکی از خانما هم. گفته بود سر دختر تو. اون پسر و زدم. یعنی پسر من. خانمه گفته بود بی خود. پسرم. کللل پارک میگن تو رو خدا چه جور تربیت کردی برخورد کردی که ماهم با بچه هامون اینجور باشیم. با ادب بشن. مثل پسر تو اون وقت اون زنیکه. ۲۰۰ کیلو بود. دیده من لاغرم. به زنا گفته بود خواستم. سرش. و با لگد له کنم. شما میبودین. چی کار میکردین؟فحشش هم داد من فحش. گفتم الاغ. اون. فحش. ناموشی میداد یا بی خانواده بود. بعد دیدم. فامیلمونم اونجاس. عیب نیست اون فحشا به من داد؟خجالت میکشم