من سر پسرم همون ۴ هفته بودم که فهمیدم به مامان باباها گفتم ۹ هفته به برادر خواهرا
ولی به مشکل خونریزی افتادم تو ده هفته و از سمت خانواده شوهرم خیلی استرس بهم وارد شد که الان سقط میشه کلا نازا میشی دیگه و اذیت میکردن هی میخواستن بگن ینی تکون نخور و حواست باشه که نیفته بچه
یا یه سفر کاری دو روزه میخواستم برم از سمت خانواده شوهر هی زنگ میزدن دعوا میکردند شوهرم رو که نبرش خطرناکه
این سری تصمیم گرفتم حالا حالاها بهشون نگم
اگه شوهرم همراهی کنه تا آخر ماه ۴ میخواد نگم تا بگم شکل بگیره به سلامتی
فقط مامانم میدونه تصمیم دارم تا انومالی به کسی نگم
من به مادر همون اول گفتم
مادرشوهر ۲ماهه بود
دیگه الان کم کم به بقیه مثل خاله و...
۶ هفته
بستگی داره من گفتم تا5ماه ب کسی نمیکم ولی آنقدر بد ویارم ک همه فهمیدن
من واقعا خیلی ناراحتم بچه ی اولم هستش توی ۸ هفته به خانوادم گفتن کلی ذوق کردند و شاد شدن دلم نمیخواست حالا حالا ب خانواده همسرم بگم ولی شوهرم بهونه گرفت که بگم بهشون دیگه توی ۱۳ هفته گفتم نوه ی اول پسری هستش اصلا ذوق نکردند یعنی من به دیوار میگفتم ریکشن بالاتری از خودش نشون میداد
من انقدر ویار دارم همه فهمیدن🤣😂🤚
من که مامانم بهم گفت حاملم از رو حالم ازمایشم دادم مثبت شد همه فهمیدن 🤣دور وریام ماشالله انقدر خوش ویارم از حالت تهوع هام همه فهمیدن
ترجیح میدم ۱۶ هفته جنسیت بدونم بعد ممکنه هم جشن بگیرم یهو دعوت کنم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.