تا اينجاى باردارى واقعا برام مثل يه چشم بهم زدن گذشته...
تهوع و بيزارى از بو اينا داشتم مثل هركس ديگه اى اما خيلى خيلى كم و البته خودمم آستانه تحملم بالاست و معمولا خيلى غر نميزنم و زود از پا در نميام .
اما واقعا واقعا الان حالم بده
بااينكه الانم حس ميكنم ميتونم خيلى بيشتر سختى و تحمل كنم ، ولى ديگه كاسه صبرم لبريز شده
دلم ميخواد دخترمو زودتر بغل كنم، بيشتر از اينكه جسمى خسته باشم از لحاظ روحى خسته ام چون از منتظر موندن خسته شدم حس ميكنم شكمم هنوز بالاست وبااينكه نه ماه تقريبا پشت سر گذاشتم اما اين چند روز آينده انگار برام چند سااااله 😔😔😔
خانوما ،بياين بحق اين شباى عزيز براى هم دعا كنيم كه زايمان هاى خوب و راحتى داشته باشيم و بسلامتى نى نى هامون رو بغل كنيم،و البته ايشالا قسمت همه اونايى هم كه نى نى ندارن بشه و دامنشون سبز بشه 🥲❤️
ديكه ايشالا اين اخرين تاپيك من باشه تا قبله ب دنيا اومدن دخترم و بعدى خبر تولدش باشه 🥹🙌🏻

تصویر
۶ پاسخ

انشالا به سلامتی

ولی به نظرم شکمت اومده پایین ان شاالله به خوشی زایمان کنی عزیزم

گام شکمت انگاری اومده پایین
انشاالله ک‌بزودی نی نی تو بغل بگیری سالم و سلامت

انشالله عزیزم 🙏🙏

انشالله عزیزم به خوشی و شادی
مطمئن باش میگذره. برای منم همینجوری بود آخرش دیر گذشت و رفتم تو چهل و یک هفته و متاسفانه سزارین شدم .. اما الان بچم نه روزشه و همشو فراموش کردم .. هرچند خیلی سخت بود اما گذشتن
کلاآاا همش خاطره میشه عزیزم استرس نداشته باش

شکم منم روز قبل زایمان انقدری بود 😁
اینجا ۳۸ هفته و ۳ روز بودم

تصویر

سوال های مرتبط