۶ پاسخ

لطفا این چیزا رو به بچه ها ندیدن
حتی خودتون هم نخورین
معلوم نیست با چه موادی درست میکنن

ماهم کم و بیش خوراکی میدیم به پسرم
ولی خب من نمیذارم قبل غذا بده، میگم غذاشو بخوره جایزه بهش میدم
مثلا پاستیل نوشابه ای میخوره فقط، در حد ۸ تا
شکلات باشه یکی دوتا
پفک باشه در حد ۵_۶ تا

ولی اجیل اینا هرچقدر بخوره میدم

پسر من اگ ی دونه کیک بخوره دلش نمیخاد تا شب هیچی بخوره منم اگ بدم نصفش خودم میخورم بقیش رو بهش میدم یا پفک رو باز میکنم بیشترش رو برمی دارم کم بهش میدم یبار رفتیم فروشگاه پفک کیلویی داشتن به شوهرم گفتم بچه رو نگه دار من خرید کنم چشمتون روز بعد نبینه نگهش داشته کنار ظرف پفک اونم هی خورده بود من اومدم دیدم دهن و دست ولباس بچه پفکیه دگه هیچی به صاحب فروشگاه گفتم گف نوش جونش تو بودی کنار ظرف پفک نمی خوردی آبرومون رف 🤣🤣🤣

بخدا میگم بهش اصلا نمیفهمه هر شب ما جرو بحث داریم سراین موضوع بخدا دیگه که اوردم زده به سرم بچمو وردارم برم خونه بابام شهرستانم هست

من بچم یبوست شد گفتم تو نت نوشته به خاطر هله هولست باور کرد خیلییی کمتر میخره
اخه دید خیلی بچه اذیت میشد موقع دفع

نزار بچه ببینه یجا قائم کن که یاد نداشته باشه ونفهمه اون بچه س نمی‌فهمه شما باید از جلوش جمع کنی نگاه به گریه هاشم نکن
بهش بگو هفته ای یبار یا دوروز درهفته میتونی از این خوراکی ها بخوری
کلا جمع کن خودتم جلوش نخور بجاش بهش کشک وبادوم اینا بده

سوال های مرتبط

مامان رایان کوچولو👼 مامان رایان کوچولو👼 ۲ سالگی
از دست مامانم انقدر عصبی ام که معدم درد گرفته از حرص
من مجبورن خونه مامانم اینا زندگی میکنم بعد من به هرچی که به بچه میگم نه مامانم براش انجام میده با اینکه بهش هم میگم نکن این کارا رو بازم انجام میده و تازه جلوی بچه هی به من میگه ول کن بزار کاری که میخواد و بکنه یا به پسرم میگه بیا مثلا فلان چیزو مامان بهت نمیده من میده انقدر کفری ام میکنه کاری کرده که بچم با من بد شده و به خودش وابسته شده یعنی بیشتر از من بهونه مامانم و میگیره و دنبالشه بهش هم میگم نزار بچه عادت کنه گوش نمیده مثلا یه شب رفت بالا پیش مامانم بخوابه گفتم میبرمش پایین مامانم نزاشت الان چند شبه قبل خواب گیر میده که میرم بالا اونا هم تا دیروقت بیدارن
یا هرچی من از جلوش قند و شکر و دور کردم میره بالا مامانم بهش چای شیرین میده یا قبل غذا به بچه هله هوله میده
انقدر خودخوری میکنم دارم مریضی اعصاب میگیرم هر چی هم به خوبی میگم گوش نمیده میترسم آخر باهاش دعوام شه سر این کاراش یعنی کاری کرده بچه نیم ساعت هم خونه خودمون دووم نمیاره همش میگه میرم پیش مامان جون
مامان محدثه مامان محدثه ۲ سالگی
واقعاً خسته شدم دیگه. تا چقدر باید به خاطر غذا خوردن این بچه من غصه بخورم. اصلا کاری به تپل و لاغر و اینا ندارم. فقط سلامتی واسم مهمه. به خدا که از گرسنگی از خواب بیدار میشه صبح ها. همش میگه شکمم درد می‌کنه. هزار مدل غذا بهش پیشنهاد میدم. پنیر، کره و مربا، تخم مرغ آبپز، نیمرو، نون خالی حتی غذا اما میگه نمی‌خوام دهنش رو باز نمیکنه بخوره فقط میگه شکمم درد می‌کنه هرچقدر توضیح بدم که گرسنته هرچقدر جیغ بکشم یا گریه کنم نمیخوره. فقط ناهار و شام به زور یکم میخوره. جدیداً تقریباً یک ماهی میشه از خیلی از غذاهایی که قبلاً میخورد هم خوشش نمیاد. نه مرغ و گوشت نه غذای آبکی مثل آش و سوپ نه کباب و کوکو نه حتی سیب زمینی سرخ شده هیچی هیچی دوست نداره. با اینکه از شیر گرفتمش چون گرسنه میشه حتی توی خواب هم ناله می‌کنه شیر میخواد. یا شیر یا بستنی کلا همین رو دوست داره. فعالیتش هم زیاده. دیگه دارم رد میدم امروز دیگه دیوونه شدم. این بچه با چی زنده هست. چرا وقتی گرسنه هست انقدر مقاومت می‌کنه چرا هیچی رو دوست نداره. تا کی باید اینطوری باشه؟ من باید چیکار کنم؟ توروخدا اگه کسی تجربه ای داره بگه.